.....................



post

کاش بلد بودیم
عاشقِ "خودمان" شویم
"خودِ" ما
عجیب لایقِ دوست داشتن است!


نوشته شده توسط mahdiiyar در یکشنبه 05 اردیبهشت 1395 و ساعت 09:04

ارسال نظر(0)


post

کنارِ من که قدم میزنی هوا خوب است
پُر از پریدنم و جای زخم ها خوب است،
برای حک شدن عشق در خیابان ها
به جا گذاشتن چند ردپا خوب است ...


نوشته شده توسط mahdiiyar در یکشنبه 05 اردیبهشت 1395 و ساعت 09:03

ارسال نظر(0)


post

درویشی بود که در کوچه و محله راه می‌رفت و می‌خواند:
"هرچه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی"
اتفاقاً زنی این درویش را دید و خوب گوش داد که ببیند چه می‌گوید وقتی شعرش را شنید گفت: من پدر این درویش را در می‌آورم.
که هر روز مزاحم آسایش ما میشود.
زن به خانه رفت و خمیر درست کرد و یک فتیر شیرین پخت و کمی زهر هم لای فتیر ریخت و آورد و به درویش داد و رفت به خانه‌اش و به همسایه‌ها گفت: من به این درویش ثابت می‌کنم که هرچه کنی به خود نمی‌کنی.
کمی دورتر پسری که در کوچه بازی میکرد نزد درویش آمد و گفت: من بازی کرده وخسته و گرسنه‌ام
کمی نان به من بده.
درویش هم همان فتیر شیرین را به او داد و گفت: "زنی برای ثواب این فتیر را برای من پخته، بگیر و بخور فرزندم !پسر فتیر را خورد و حالش به هم خورد و به درویش گفت: درویش! این چه بود که سوختم؟ درویش فوری رفت و زن را خبر کرد.
زن دوان‌دوان آمد و دید پسر خودش است! همانطور که توی سرش می‌زد و شیون می‌کرد، گفت: پسرم را با فتیر زهر آلودم مسموم کردم .
آنچه را که امروز به اختیار میکاریم فردا به اجبار درو میکنیم ...
پس در حد اختیار ، در نحوه ی افکار و کردار و گفتارمون بیشتر تامل کنیم.........


نوشته شده توسط mahdiiyar در یکشنبه 05 اردیبهشت 1395 و ساعت 09:01

ارسال نظر(0)


post

با منقار بزرگش به آسمان اشاره کرد و با طمطراق می گفت:

رفقا آن بالا، آن بالا درست پشت آن ابر سیاه سرزمین شیر و عسل است. همان سرزمینی که ما حیوانات بدبخت در آن برای همیشه از رنج کار آسوده می شویم.

حتی مدعی بود که در یکی از پروازهای دور و درازش آنجا را دیده است، مزارع جاودانی شبدر و پرچینهایی که روی آن ها قند و کلوچه می روییده دیده است.

خیلی از حیوانات گفته های او را باور می کردند، و منطقشان این بود که زندگی اکنون پر مشقت است، انصاف در این است که دنیای بهتری در جای دیگر وجود داشته باشد.

قلعه حیوانات - جورج اورول


نوشته شده توسط mahdiiyar در یکشنبه 05 اردیبهشت 1395 و ساعت 09:01

ارسال نظر(0)


post

 
 
 
 

نوشته شده توسط mahdiiyar در یکشنبه 05 اردیبهشت 1395 و ساعت 09:00

ارسال نظر(0)


post

و در آن حال که آنجا نشسته بودم و بر دنیای ناشناس کهن اندیشه می‌کردم، بهفکر اعجاب گتسبی در لحظه‌ای افتادم که برای اولین بار چراغ سبز انتهای لنگرگاه دیزی را یافته بود. از راه دور و درازی به چمن آبی رنگش آمده بود و رؤیایش لابد آنقدر به نظرش نزدیک آمده بود که دست نیافتن بر آن تقریبا برایش محال می‌نمود. اما نمی‌دانست که رؤیای او همان وقت دیگر پشت سرش، جایی در سیاهی عظیم پشت شهر، آنجا که کشتزارهای تاریک جمهوری زیر آسمان شب دامن گسترده‌اند، عقب مانده است.
گتسبی به چراغ سبز ایمان داشت، به آینده لذت‌ناکی که سال به سال از جلوی ماعقب‌تر می‌رود. اگر این بار از چنگ ما گریخت، چه باک، فردا تندتر خواهیم دوید و دست‌هایمان را درازتر خواهیم کرد و سرانجام یک بامداد خوش …
و بدین‌سان در قایق نشسته پارو برخلاف جریان آب می‌کوبیم و بی‌امان به طرفگذشته روان می‌شویم.


گتسبی بزرگ | اسکات فیتس جرالد | مترجم: کریم امامی


نوشته شده توسط mahdiiyar در یکشنبه 05 اردیبهشت 1395 و ساعت 08:59

ارسال نظر(0)


post

یه وقتایی ؛
یه حرفایی...،
چنان آتیشت میزنه... ،
که دوست داری فریاد بزنی ...
ولی نمیتونی !
دوست داری اشک بریزی،
ولی نمیتونی !
حتی دیگه نفس کشیدنم برات سخت میشه!
تمام وجودت میشه بغضی که نمیترکه،
به این میگن : "درد بی درمون"

نوشته شده توسط mahdiiyar در یکشنبه 05 اردیبهشت 1395 و ساعت 08:57

ارسال نظر(0)


post

 
 
 
 
 
 
 
 

نوشته شده توسط mahdiiyar در یکشنبه 05 اردیبهشت 1395 و ساعت 08:57

ارسال نظر(0)


post

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

نوشته شده توسط mahdiiyar در یکشنبه 05 اردیبهشت 1395 و ساعت 08:52

ارسال نظر(0)


post


نوشته شده توسط mahdiiyar در یکشنبه 05 اردیبهشت 1395 و ساعت 08:49

ارسال نظر(0)



.:: Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 43077 ::.
.:: Design By :
wWw.loxblog.Com ::.




این وبلاگ صرفا جهت راهنمایی،مشاوره و اطلاع رسانی ساخته شده است.آشنایی با قوانین پناهندگی زیر نظرسازمان ملل
mehdiafsharzadeh@gmail.com




دیالیکت
ستاد مبارزه با چرندیات
فوتبال یعنی
تونل زمان
ایران همیشه سبز
فریدون مشیری
قیصر امین پور
پروین اعتصامی
سید محمدحسین بهجت تبریزی (شهریار)
احمد شاملو
حكيم عمر خيام نيشابوري
اشعار
پاراگراف کتاب
زندگی زیباست
جملات و عکس نوشته های الهام بخش و زیبا برای زندگی
کاتاتونیک
عکاسباشی
کاف
کپشن خاص
جملات ادبی
گوناگون
دلنوشته
به سوی دموکراسی
رگا
هیچ
مهدیاریسم
یک کلام حرف حساب
سبک زندگی
آلزایمر




مهدی افشارزاده
















[Blog_Tags_Title] ,




»تعداد بازديدها: 448
»کاربر: Admin




💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران