.....................



چگونه در جنگ با زمان برنده شوید؟

هر از چند گاه به خودتان می گویید که سرم خیلی شلوغ است یا وقت کافی برای کارهایی که می خواهم ندارم، بس کنید. حتی گفتن این حرف ها هم باعث عجز و ناتوانی شما می شود. زمان یک عامل برابرکننده عالی ست. همه ما زمان برابر داریم. همه آن هایی که شما روی  جلد کتاب های موفقیت می بینید هم همان مقدار زمان دارند که شما دارید. پس چرا به نظر می رسد آن ها زمان بیشتری نسبت به شما دارند؟ به این دلیل است که آنها زمان بیشتری تولید کرده اند و من می خوام به شما نشان دهم که چگونه شما هم می توانید این کار را انجام دهید.

من در کتاب «اثر مرکب» نوشته ام که انتخاب ها، رفتارها و عادات مرکب چگونه می توانند نتایجی جادویی ایجاد کنند. حال می خواهم به شما نشان دهم که چگونه این جادو را در مورد زمان به کار بگیرید تا به شما قدرتی فوق جادویی بدهد تا زمان بیشتری داشته باشید. برای این که شما را با ریاضیات عجیب و غریب اما باشکوه مرکب آشنا کنم، می توانم از قانون 72 استفاده کنم.

چگونه در جنگ با زمان برنده شوید؟


در عالم صرفا ریاضیات، اگر نرخی را به 72 تقسیم کنید، آن گاه تقریبا می دانید که چند سال طول می کشد تا آن مبلغ دو برابر شود.

به عنوان مثال، اگر ما از نرخ متوسط بازار سهام، یعنی 12 استفاده کنیم، آن گاه تقریبا شش سال طول می شد تا هر مقدار پولی را که فرض می کنید، دو برابر شود (72÷12=6). اگر یک دلار سرمایه گذاری کنید، پس از شش سال دو دلار خواهید داشت. البته این مسائل صرفا در عالم ریاضیات مطرح می شود. در این میان موضوعی عجیب وجود دارد که لازم است توجه کنیم.

اگر 100 هزار دلار سرمایه گذاری کنید، ظرف مدت شش سال نزدیک به 200 هزار دلار سرمایه خواهید داشت (به طور دقیق 197 هزار دلار). عجب تر از همه این ها این است که 100 هزار دلار شما در طول 30 سال به 3.5 ملیون دلار تبدیل خواهدشد. چگونه ممکن است؟ دوازده درصد فقط به معنای 12 هزار دلار به علاوه 100 هزار دلار در هر سال است؛ بنابراین ظرف 30 سال تنها باید 360 هزار دلار به علاوه 100 هزار دلار اولیه حاصل شود که به صورت کلی 460 هزار دلار می شود، اما در عوض شما 3.5 میلیون دارید.

خب این واقعا عجیب است. مورد عجیبی به نام اثر مرکب! به همین دلیل است که انیشتین اثر مرکب را هشتمین عجایب دنیا نامید. انگار که این موضوع قدرتی مرموز دارد. من می خواهم به شما نشان دهم تا چگونه از این قدرت مانند اهرمی استفاده کرده تا زمان بیشتری برای خودتان ایجاد کنید.

سه روش وجود دارد

1- اکنون کمی زمان ذخیره کنید تا بتوانید در آینده زمان بیشتری ایجاد کنید.

این مثال اخیرا رخ داد. من می خواستم از طرحی استفاده کنم تا در زمان مسافرت های بین المللی بتوانم به سرعت از صف گمرک و محافظت رد شوم و هر بار در زمان صرفه جویی کنم. آن ها در ابتدا از من خواستند تا فرم های زیاد و خسته کننده ای از اطلاعات شخصی را پر کنم. بعد باید در زمان و مکانی نامناسب برای مصاحبه حاضر شوم. خب من هیچ وقتی برای این کار نداشتم. سبک زندگی من، سبک پرمشغله ای ست و هیچ وقت این کار را جزو اولویت ها دسته بندی نمی کردم.

دو سال به همین منوال گذشت. سپس، بعد از این که در صف های فوق العاده شلوغ گمرک منتظر ماندم، در نهایت تصمیم گرفتم که بس کنم و وارد فرآیند آن طرح شوم. به طور کلی این فرآیند پنج ساعت از وقت مرا گرفت. می دانم که پنج ساعت زمان خیلی زیادی نیست، اما برای من زمان زیادی محسوب می شود. ولی درس بزرگی که یاد گرفتم این است: در هر پرواز و به کمک این سرمایه گذاری پنج ساعته، حداقل 15 دقیقه برایم در وقت صرفه جویی می شود.

من هر سال حدودا صد بار پرواز می کنم. این بدان معناست که آن سرمایه گذاری پنج ساعته همه برایم 25 ساعت اضافی ایجاد می کند که من قبلا از آن بی بهره بودم. 25 ساعت!

بعد از پنج سال، سود این سرمایه گذاری به 125 ساعت می رسد که 15.5 روز کاری است. این یعنی من می توانم دو هفته به مسافرت بروم در حالی که چیزی از کارایی و زمان کاری من کم نشده و تمام آنها به آن سرمایه گذاری 5 ساعته مربوط می شوند.

شما می توانید در بخش های خیلی زیادی مقدار کمی زمان سرمایه گذاری کنید و مطمئن باشید که زمان پس انداز شده تان مرکب خواهدشد و به زمانی تبدیل می شود که قبلا از آن بی بهره بودید. در موردش فکر کنید. شاید بتواند با اتوماتیک سازی حساب بانکی تان از رفت و آمد مکرر به بانک جلوگیری و بدین شکل چند ساعت پس انداز کنید. شاید بتوانید میز کار و سیستم بایگانی را منظم کنید تا باسرعت بیشتری کارهای تان را انجام دهید. شاید بتوانید چمدانی کامل از لباس ها، وسایل ضروری و... برای سفرها آماده کنید که دیگر وقت زیادی را قبل از هر سفر به بستن چمدان اختصاص ندهید. شاید بتواند دفترچه راهنما یا فایل ویدیویی آموزشی برای کارکنان جدید تهیه کنید تا زمان فرآیند استخدام و آموزش اولیه به نصف کاهش پیدا کند؛ البته با این روش کارآیی آن ها نیز افزایش پیدا می کند.

چگونه در جنگ با زمان برنده شوید؟


به من اعتماد کنید. من می دانم که دست کشیدن از کارهای روزمره و مهمی که دارید و اختصاص زمان به انجام این کارها بی فایده به نظر می رسد؛ اما زمانی که این کارها را انجام دهید، اثر مرکب را فعال کرده اید تا شروع به تولید زمان و بهبود کارایی شما کند.

2- روش دیگری برای تولید زمان کمک گرفتن و واگذاری کارهاست

شما پیشتر نیز این موضوع را شنیده اید اما اجازه دهید به شما کمک کنم تا چگونگی تولید زمان و پول توسط این شیوه را بهتر متوجه شوید. فرض کنیم که هدف امسال شما کسب 250 هزار دلار درآمد سالانه است. این یعنی هر ساعت شما 125 دلار ارزش دارد. درآمد هدف + 2000 ساعت = نرخ ساعتی شما.

اگر به بخشی از کارهایی که به طور روزانه انجام می دهید نگاهی بیندازید، می بینید که ارزش ساعتی 125 دلاری ندارند. بیشتر زمان شما به بایگانی کردن، به روزرسانی نوشته های تان در شبکه های اجتماعی، رفت و آمدهای کاری، تماس های تلفنی بی اهمیت و به طور کلی چنین کارهایی صرف می شود.

شما برای اینکه شخص دیگری این کارها را انجام دهد به او ساعتی 125 دلار نمی دهید. اما این کارها برای شما دقیقا همین مقدار هزینه بر می دارد.

بیایید فرض کنیم که همه این کارها باید انجام شوند. این گونه می توانید زمان تولید کنید: اگر بتوانید شخصی را با حقوق ساعتی 40 دلار استخدام کنید (که تقریبا دو برابر حقوق معقول است) تا همه این کارها را انجام دهد، می توانید به کاری بپردازید که برای تان 125 دلار در هر ساعت ایجاد کند. به ازای هر 1.5 ساعتی که آن فرد به کار بپردازد، یک ساعت کاری کامل برای شما ایجاد می شود.

اگر او 15 ساعت در هفته کار کند، 10 ساعت کاری خواهید داشت که قبلا از آن بی بهره بودید. این مقدار زمان به معنای 520 ساعت در سال یا 65 روز کاری خواهد بود. بله، شما باید عملکرد شغلی خود را کاهش دهید و شخص دیگری را پیدا و استخدام کنید. این سپرده ای ست که می توانید در حساب اثر مرکب خود قرار دهید.

اما زمانی که این کار را انجام دهید، مقدار خیلی زیادی زمان به شما هدیه می دهد که قبلا نداشتید.

3- آخرین راهی که می توانید از آن برای تولید زمان با استفاده از اثر مرکب استفاده کنید از طریق سیستم ها ایجاد می شود.

ایجاد سیستم های درست می تواند در نهایت به آزادی زمانی شما بینجامد. مالکان کسب و کار بی شماری در مورد عدم وجود کنترل در کارها شکایت دارند و ارزش سیستم های درست طراحی شده را دست کم می گیرند.

حتی اگر شما مالک کسب و کار یا مدیرعامل نباشی باز هم مدیرعامل زندگی خود هستید. برای توضیح این مورد خاص از کتاب افسانه کارآفرینی نوشته مایکل گربر استفاده می کنم. 3 مجموعه مهارت برای راه اندازی یک کسب و کار وجود دارند: مهارت های تکنیکی، مدیریتی و کارآفرینی.

چگونه در جنگ با زمان برنده شوید؟


مهارت های تکنیکی به نتیجه، مدیریتی به سفارش و سیستم ها و کارآفرینی به نگرش و مدیریت می پردازند. همه ما در ابتدا با مهارت های تکنیکی آغاز می کنیم. اما اگر نتوانیم به مهارت های کارآفرینانه مان را ارتقا دهیم و مدیر و متخصص مناسبی برای کسب و کار استخدام نکنیم، شکست خواهیم خورد.

بنابراین کسب و کار می تواند بدون مهارت مدیریتی و تکنیکی فرد کارآفرین به شکل کارآمدی در گردش باشد. ما در زمان شروع 10 درصد کارآفرین، 20 درصد مدیر و 70 درصد تکنیسین/ متخصص هستیم. اگر شما بیاموزید که چگونه کارمند استخدام و کارها را به آن ها محول کنید و کمی سیستم بسازید، می توانید این درصدها را به طور مساوی به 33 برسانید.

شاید بتوانید در این سطح هم به موفقیت نسبی برسید، اما خودتان را خسته می کنید، استرس می گیرید و نسبت به شکست آسیب پذیر می شوید. بیشتر افراد نسبتا موفق این گونه عمل و زندگی می کنند. برای آن که واقعا موفق شوید، باید درصدها اختصاص یافته تان به این شکل باشد: 70درصد کارآفرین، 20درصد مدیر و 10درصد متخصص.

کسانی که واقعا در کسب و کارشان موفق هستند دریافته اند که چگونه می توانند تقریبا فقط در نقش کارآفرینی ظاهر شوند و هیچ زمانی را به مدیریت یا تولید نتایج کارآمد اختصاص ندهند. برانسون بیش از 400 شرکت دارد که 100درصد بدون او عمل می کنند.

شما می توانید با این کار زمان بیشتری ایجاد کنید. در حالی که احتمالا با نقش متخصص شروع به کار کرده اید و به تامین بخش اعظمی از نتایج کارآمد پرداخته اید، باید به سرعت وارد نقش مدیریتی خود شوید. باید همه چیز را سیستماتیک کنید. هر ساعتی را که به ایجاد یک سیستم بگذرانید، ساعات بی شماری به دست می آورید که قبلا نداشتید.

این طور تخمین زده شده که شما و افراد تیم تان حداقل 40 درصد از زمان کاری را به کارهای تکراری می گذرانید. اگر بتوانید سیستمی ایجاد کنید این گونه کارها را انجام دهد، خواهید توانست دخالت مستقیم را حذف کنید یا حداقل به نصف کاهش دهید. تقریبا تمام کارهایی را که انجام می دهید، می توانید به یک سیستم تبدیل کنید. هرچه بیشتر این کار را انجام دهید، زمان بیشتری به دست می آورید. جادویی ست!


نوشته شده توسط mahdiiyar در چهارشنبه 08 مهر 1394 و ساعت 17:57

ارسال نظر(0)


چگونه همه چیز را سریع تر یاد بگیرید؟


«کاش سه سال پیش زبان یاد می گرفتم...»

«کاش وقتی بیست ساله بودم اصول سرمایه گذاری را یاد می گرفتم...»

کاش...

کوتاه کردن منحنی یادگیری مبحثی ست که سال ها مورد مطالعه قرار گرفته است و این راهکار، اصول اساسی یادگیری سریع تر را شامل می شود. اگر به درستی از این اصول استفاده کنید، خواهید توانست از آن ها به عنوان اهرمی برای وادارکردن خودتان به یادگیری سریع تر و تسلط بر هر موضوع یادگیری از جمله زبان ها، مهارت های کسب و کار، سازهای موسیقی و... استفاده کنید.

چگونه همه چیز را سریع تر یاد بگیرید


خب آن اصول این ها هستند:

1- چرخ را دوباره اختراع نکنید

چرا باید چرخی را که قبلا اختراع شده بود دوباره بسازید؟ گرایش معمولی که همه ما در هنگام یادگیری چیز جدیدی داریم این است که سعی کنیم به تنهایی بر آن مسلط شویم و این جوری زمان و تلاشی را که می توانیم با کمک گرفتن از دیگران صرف نکنیم؛ دست کم می گیریم.

به زمانی فکر کنید که برای اولین بار داشتید زبان یا مهارتی جدید می آموختید. شاید منحنی یادگیری تان در ابتدا به سوی پایین حرکت می کرد اما بعد از چندسال یا حتی چند ماه که آن مهارت را تجربه کردید و خطاهایی مرتکب شدید، توانستید مسیر میان بری طراحی کنید تا به دوست تان کمک کنید که دیگر آن خطاهای اولیه شما را تکرار نکند.

به منظور آن که با سرعت بیشتری به تسلط دست یابید، اولین قدم ما باید مشورت کردن با بازیکنانی باشد که از قبل در میدان بوده اند و سپس باید از مسیری که آن ها برای ما طراحی کرده اند الگوبرداری کنیم. در این دوره و زمانه امکان این وجود دارد به هر راه حلی که در قالب کتاب، وبلاک، ویدیوهای آموزشی، مشاوره ها و اشخاصی که در شبکه های اجتماعی مان وجود دارند، دسترسی داشته باشید.

2- مهارت مورد نظر را تحلیل کنید

مرحله بعدی برای هک کردن منحنی آموزشی این است که مهارت مورد نظر را تحلیل کنید تا اصول اولیه و اجزای اساسی را ببینید. اجزا را جدا و مهم ترین چیزهایی را که باید در ابتدا بیاموزید، کشف کنید.

مشخص شده است که این مفهوم را می توان در هر زمینه ای در زندگی اعمال کرد؛ مسائلی از جمله:

• کسب و کار (هشتاد درصد فروش از بیست درصد از مشتریان به دست می آید)

• کارایی کارمندان (هشتاد درصد نتایج از بیست درصد کارمندان حاصل می شود.)

چگونه همه چیز را سریع تر یاد بگیرید


• شادی (هشتاد درصد شادی از بیست درصد ارتباطات کسب می شود.)

• تجربه سفری (هشتاد درصد سفرهای مان از بیست درصد تجربه های ویژه مان حاصل می شود.)

قبول کردن این نوع تفکر تنها به این موضوع ختم می شود که چیزهای خیلی کمی از جمله یادگیری وجود دارند که تغییر در زندگی مان ایجاد می کنند. آن گاه هدف مان باید جداکردن بیست درصد از مواد آموزشی مان باشد که به ما هشتاد درصد نتیجه می دهند.

همان طور که مشخص شده است، متخصصان یادگیری سریع، از قبل این ایده را پذیرفته اند و چند مثال ملموس در مورد چگونگی انجام این کار به صورتی کارآمد فراهم کرده اند. جاش کافمن در گفتگوی TEDاش گفت که باور دارد که برای تسلط روی یک مهارت نیازی به گذراندن ده هزار ساعت نیست. در عوض، کلید انجام این کار گذراندن 20 ساعت اولیه و یادگیری مهم ترین مهارت ها در طول چارچوب زمانی برای به دست آوردن حداکثر تاثیر است. مطالعات زیادی نشان داده اند که اولین ساعات تمرین مهارتی جدید همواره بیشتری تاثیر را در عملکرد دارد.

3- از انجام چند کار به صورت همزمان خودداری کنید

انجام دادن چند کار همزمان اشتباهی ست که همه ما در عصر نوتیفیکیشن های مداوم اپلیکیشن های موبایل مرتکب شده ایم. از چک کردن ایمیل های مان هر ده دقیقه گرفته تا دیدن پست های جدید اینستاگرام و خوش آمدگویی به همکارانی که برای پنج دقیقه استراحت به کنار میز ما می آیند. چندکاره بودن یکی از بزرگ ترین موانعی ست که ما را از یادگیری سریع تر باز می دارد.

به کامپیوتر خودتان فکر کنید. زمانی که بیشتر از 20 سربرگ مختلف در مرورگر اینترنتی خود داشته باشید، کامپیوترتان شروع به کندشدن می کند و هرکدام از دستورات را در مدت زمان طولانی تری اجرا می کند.

مطالعات نشان می دهد زمانی که حواس فردی پرت شود، به طور میانگین 25 دقیقه طول می کشد تا او دوباره به کاری که به آن مشغول است، بازگردد. چیزی که اهمیت بیشتری دارد این است که مطالعه ای که توسط دانشگاه کالیفرنیا ایرواین صورت گرفته دریافته است که یک کارمند تنها 11 دقیقه می تواند بدون حواس پرتی کار کند.

همین مساله در تمرکز طولانی مدت ما نیز کاربرد دارد. بسیاری از ما قادر نیستیم که شش تا دوازده ماه را به یادگیری مهارتی اختصاص دهیم؛ زیرا پروژه ها، ایده ها یا تفریحات متعددی وجود دارند که در این مسیر اتفاق می افتند و زمانی که ما تصمیم می گیریم تا تمرکزمان را به مساله ای جدید اختصاص دهیم، بازیافتن همان اشتیاق و اراده برای تمرکز بر مهارت قبلی دشوار است.

زمانی که شما مهارت های زیرمجموعه ای را کشف کردید که به شما حداکثر مقدار نتیجه را می دهد، فقط روی بهبود آن مهارت ها تمرکز کنید و تا زمانی که روی آن ها تسلط بیابید از هر چیز دیگری اجتناب کنید.

چگونه همه چیز را سریع تر یاد بگیرید


4- تکرار، تکرار، تکرار

این بخشی ست که بیشتر ما با آن درگیر هستیم و چیزی که بسیاری از ما نمی دانیم این است که قانون تسلط سریع روی هر موضوعی تمرین است. یادیگری نیازمند تناوب و مقاومت در تکرار یک مهارت است تا زمانی که آن را به صورت ناخودآگاه و بدون فکر در مورد آن انجام دهید. بهترین عملکرد را در دنیا کسانی دارند که متوجه این راز یادگیری سریع تر و تبدیل شدن به افراد برتر هستند و با این حال به ندرت در مورد اهمیت آن صحبت می کنند. زیرا جذابیتی برای شان ندارد. عملکردی در سطح متخصصان در درجه اول نتیجه تمرینی در سطح متخصصان است و به استعداد درونی ربطی ندارد.

5- دنبال بازخوردی سریع بگردید

یک گروه موسیقی در سال 1960، زمانی که هنوز گروه ناشناخته ای در دبیرستان بودند به هامبورگ آلمان سفر کردند تا در نقاط محلی به اجرا بپردازند. دستمزد کمی به این گروه داده شد. صدابرداری وحشتناک بود. تماشاگران تشویق نمی کردند. خب پس این گروه چه نتیجه ای از اجرای هامبورگ گرفتند؟ ساعات بی وقفه اجرا، تمرین و بازخوردی سریع که آن ها را به بهتر شدن وا می داشت.

طبق گفته مالکوم گلدول در کتابش به نام «تافته های جدابافته»، این تفاوت کلیدی ست که این گروه موسیقی را به اوج رساند. گروه فقط در یک پارکینگ تمرین نمی کرد؛ آن هاسعی کردند در حضور مخاطبان به اجرای زنده بپردازند تا مردم نقدی سریع و بازخوردی سازنده را برای آن ها فراهم کنند. زمانی که مهارت های این گروه افزایش یافت، مردم از آن ها درخواست اجرای بیشتری می کردند و به آن ها زمان بیشتری برای اجرا می دادند. آن ها در سال 1962 هر شب هشت ساعت اجرا داشتند. در سال 1964، یعنی سالی که آن ها صحنه های بین المللی را از آن خود کردند، بیش از 1200 کنسرت اجرا کردند. اگر بخواهیم مقایسه کنیم، بیشتر گروه های موسیقی در طول عمر حرفه ای شان 1200 اجرا ندارند.

6- کارتان را ادامه دهید

متاسفانه بسیاری از ما قبل از رسیدن به آن چه که ست گادین سراشیبی می نامد، تسلیم می شویم.

گادین می گوید اگرچه مهم است که بدانیم چه زمان باید از کار دست بکشیم، بسیاری از برندگان بالقوه به موفقیت دست پیدا نمی کنند؛ چون قبل از رسیدن به سراشیبی از کار دست می کشند. طبق گفته گادین، پنج دلیلی که احتمالا اجازه نمی دهد که شما به فردی برتر در دنیا تبدیل شوید این موارد هستند:

چگونه همه چیز را سریع تر یاد بگیرید


1- زمان کم می آورید (و دست می کشید)

2- پول کم می آورید (و دست می کشید)

3- می ترسید (و دست می کشید)

4- کار را جدی نمی گیرید (و دست می کشید)

5- علاقه تان را از دست می دهید (و دست می کشید)

روان شناسان همچنین موضوعی را که به چرخه تبدیل معروف است، مطالعه کرده اند. این چرخه ای از پیشرفت است که ما زمانی که تغییر یا اتفاقی جدید نظیر حادثه ای غم انگیز یا شانس یادگیری مساله ای جدید را تجربه می کنیم، رخ می دهد. همیشه زمانی که ما شروع به یادگیری مساله ای می کنیم نوعی احساس رضایت وجود دارد. به همین دلیل است که ما به دیدن نوتیفیکیشن های شبکه های اجتماعی اعتیاد پیدا کرده ایم. زیرا هر بار دوپامین ترشح می شود.

زمانی که یک اتفاق خوب تمام می شود، ما سراشیبی را تجربه می کنیم و پیشرفت ما شروع به پیمودن روندی ثابت یا کاهش یافتن می کند. این زمانی ست که بیشتر ما کار را ترک می کنیم. دلیل اهمین این امر این است که اگر شما بتوانید پیش بینی کنید که در زمان یادگیری مساله ای جدید یک سراشیبی در انتظار شماست، مبارزه کردن با آن آسان تر خواهدبود. از آن مهمتر دلیل حضور آن سراشیبی این است که افرادی که به اندازه کافی مقاومت می ورزند بتوانند روند رو به صعودی کسب کنند و به انتهای مسیر برسند.


نوشته شده توسط mahdiiyar در چهارشنبه 08 مهر 1394 و ساعت 17:56

ارسال نظر(0)


۶ عادت غیر معمول افراد خلاق

دکتر تراویس بردبری، سخنران و نویسنده صاحب سبک آمریکایی است که عمده زمان خود را صرف نوشتن مقالاتی می کند که سبب خلاق نگه داشتن کمپانی ها می شود.
 

سهیل امید دزیانی: دکتر تراویس بردبری، سخنران و نویسنده صاحب سبک آمریکایی است که عمده زمان خود را صرف نوشتن مقالاتی می کند که سبب خلاق نگه داشتن کمپانی ها می شود. همچنین وی یکی از بنیانگذاران شرکت Talent Smart و مشاور بیش از ۵۰ شرکت در سراسر دنیاست.

استیو جابز بنیانگذار فقید شرکت اپل، معمولاً در هنگام استفاده از سرویس بهداشتی، ایده های جدیدی به ذهنش خطور می کرد یا بوشیرو ناکاماتسو مخترع فلاپی دیسک، بعد از شیرجه زدن در آب، آنقدر زیر آب می ماند تا اکسیژن مغزش خالی شود؛ سپس ایده هایی که به سرش می زد را روی پد مخصوصی در زیر آب یادداشت می کرد.

۶ عادت غیر معمول افراد خلاق

حال این ایده های عجیب و غریب را کنار بگذارید. اغلب این عادت ها، فصل مشترکی در بین افراد خلاق است. برای داشتن یک زندگی خلاقانه، بهتر است درک درستی از این عادات داشته باشید.

 امروز قصد داریم شما را با شش عادت غیر معمول افراد خلاق آشنا کنیم؛ این شش راهکار توانایی تغییر ذهن شما را درباره خلاقیت دارند. آنها را انجام دهید تا بتوانید خلاقیت و بازدهی خود را بالاتر ببرید. با دیجیاتو همراه باشید.

۱- صبح زود بیدار شدن


همه افراد خلاق، صبح زود بیدار نمی شوند. برای مثال فرانتس کافکا، نویسنده شهیر آلمانی معمولاً شب ها بیدار بود و می نوشت یا ویلیام استایرون رمان نویس آمریکایی، برنده جایزه پولیتزر و نویسنده کتاب ” انتخاب صوفی” ظهر ها از خواب بیدار می شد و صبح خود را با یک ساعت در تختخواب ماندن و فکر کردن شروع می کرد.

با این حال، اغلب متفکران خلاق، سحرخیزند. از بنجامین فرانکلین و هاوراد شولتز گرفته تا ارنست همینگوی، همگی افراد خلاق و موفقی بودند که صبح ها زود از خواب بیدار می شدند. البته دلیل این سحرخیزی برای هرکدام از آنها متفاوت بود.

 بنجامین فرانکلین برای تنظیم برنامه روزانه خود، صبح ها زود از خواب بیدار می شد در حالیکه هاوراد شولتز صبح ها برای کارمندانش ایمیل های روحیه بخش ارسال می کرد. گفتنی است برای بسیاری از افراد خلاق، سحرخیزی راهی برای کاهش حواس پرتی محسوب می شود.

ارنست همینگوی نیز ساعت ۵ صبح بیدار می شد و شروع به نوشتن می کرد. او می گفت، اوایل صبح کسی مزاحمتان نیست و هوا نیز خنک و دلچسب است؛ بنابراین می توانید با نوشتن خود را گرم کنید.

اگر می خواهید سحرخیز باشید، باید از چرت های نیمروزی بپرهیزید. بعد از مدتی خواهید دید که ساعت خوابتان جلو می آید. شاید در چند روز ابتدایی کمی سخت به نظر برسد اما بدون اینکه متوجه شوید، به سرعت خوابتان تنظیم خواهد شد و شما نیز به جرگه افراد سحرخیز ملحق می شوید.

۲- دائماً ورزش می کنند


۶ عادت غیر معمول افراد خلاق


شواهد زیادی وجود دارد که بر اهمیت ورزش و تاثیر آن در خلاقیت تاکید دارند. حس خوب جسمانی که از ورزش کردن نشات می گیرد، روحیه شما را مثبت کرده و باعث افزایش تمرکز و بهره وری خواهد شد.

تحقیقی که در دانشگاه استنفورد آمریکا انجام گرفته نشان می دهد که ۹۰ درصد افرادی که ورزش می کنند، نسبت به سایرین خلاقیت بیشتری دارند. بنابراین جای تعجب نیست که بسیاری از افراد موفق و خلاق، ورزش را در برنامه خود بگنجانند.

کرت وانه گت نویسنده آمریکایی، هر روز پیاده روی کرده و به شنا می رفت. همچنین او روزانه تمرین هایی مانند دراز و نشست و شنا انجام می داد. یا ریچارد برانسون، کارآفرین و سرمایه گذار بریتانیایی هر روز صبح پیاده روی می نماید. آهنگسازان مشهوری مانند بتهوون و پیوتر چایکوفسکی نیز این عادت روزانه را داشتند.

۳- برنامه ریزی دقیق دارند


این که برای داشتن ذهنی خلاق باید بدون برنامه زندگی کرد، یک تصور کاملاً غلط است. عادات افراد موفق و خلاق نیز گویای همین مطلب محسوب می شود. آنها برنامه روزانه شان را با دقت بسیار زیادی تنظیم می کنند.

ویلیام جیمز روانشناس و فیلسوف آمریکایی می گوید، برای داشتن ذهنی آزاد و پیشبرد اهداف در زمینه های مورد علاقه خود باید برنامه ای دقیق و حساب شده داشت.

۴- فعالیت های روزانه خودشان را دارند

کار روزانه می تواند امنیت مالی شما را تضمین کند و این به نوبه خود باعث افزایش خلاقیت در شما، برای رسیدن به موفقیت های بیشتر می شود.

بد نیست بدانید تعداد افراد موفقی که از این ترفند برای افزایش بهره وری خود استفاده کرده اند، زیاد است؛ از جمله این افراد می توان به ژاکوب آربو، طراح و تاجر طلا در آمریکا اشاره کرد.

زمانی که وی در یک جواهر فروشی کار می کرد، شروع به طراحی های خاص خودش نمود. یا ویلیام فاکنر نویسنده شهیر آمریکایی و برنده جایزه نوبل ادبیات اشاره می کند که رمان ” گور به گور” خود را ظرف شش هفته، آن هم همراه با کار شبانه در پای کوره آتش، نوشته است.

یا حتی فیلیپ گلس آهنگساز آمریکایی، به عنوان لوله کش نیز کار می کرده است.

۵- در هر مکان و هر زمانی مشغول خلق کردن ایده هایشان هستند

۶ عادت غیر معمول افراد خلاق


بسیاری از افراد فقط می توانند در یک مکان کار کنند یا به عبارتی قابلیت انجام چندین کار، به صورت همزمان را ندارند. به یاد داشته باشید هیچگاه در یک مکان درجا نزنید؛ سعی کنید در هر شرایطی بهره وری داشته باشید.

الوین بروکس وایت، نویسنده، شاعر و طنز پرداز آمریکایی و صاحب کتاب ” تار شارلوت ” می گوید، نویسنده ای که منتظر شرایط ایده آل برای نوشتن است، سرانجام در حسرت نوشتن حتی یک کلمه روی کاغذ، خواهد مرد. این جمله برای انجام هر کار خلاقانه ای نیز صدق می کند.

مطمئناً اگر منتظر قرار گرفتن در یک مکان عالی و زمان ایده آل باشید، هیچگاه این فرصت روی نخواهد داد.

استیو جابز کار خود را در گاراژ خانه مادرش شروع کرد یا جو رولینگ نویسنده مجموعه کتاب های "هری پاتر”، اولین ایده اش را برای این مجموعه کتاب، روی دستمال کاغذی در قطار مسافرتی نوشت.

هرگاه ایده ای خلاقانه به سرتان زد، درنگ نکنید؛ به محض اینکه توانستید، آنرا اجرایی کنید. همین جرقه های کوچک خلاقانه می تواند پایه گذار یک کسب و کار یا دستاوردی عظیم شوند.

۶- ایده های خلاقانه را پشت گوش نیاندازید

تا زمانی که قلب شما می تپد، شما فرصت دارید تا ایده پردازی کرده و آنها را عملی کنید. شاید همه آنها بزرگ نباشند اما بزرگترین دشمن خلاقیت، دست روی دست گذاشتن است. فرض کنید برای هفته آینده باید مقاله ای ارائه دهید؛ آیا نوشتن آن را به شب آخر موکول می کنید؟

یکی از دلایل به تاخیر انداختن کارها، داشتن زمان زیاد برای انجام آنهاست. اگر محدوده زمانی خاصی برای انجام یک کار داشته باشید، مطمئناً نشسته و آن را انجام خواهید داد.

شاید نتوانید هر روز خیلی خوب بنویسید، اما این امکان را دارید تا نوشته هایتان را اصلاح کنید. بخاطر داشته باشید نانوشته ها را نمی توان اصلاح کرد.

جودی پیکو، رمان نویس آمریکایی می گوید، یکی از راه های خلاق ماندن، حرکت رو به جلوست. سعی کنید همواره در کارتان جدیت داشته و این شش راهبرد را در زندگی خود بکار ببندید.


نوشته شده توسط mahdiiyar در چهارشنبه 08 مهر 1394 و ساعت 17:56

ارسال نظر(0)


آقایان عزیز، غرور آریایی تان را غلاف کنید

گونه دوقطبی مبتذل تحقیر- غرور میان اصلاح طلبان و اصولگرایان در حوزه دیپلماسی، منافع ملی کشورمان را تحت الشعاع خود قرار داده است.
 

 


 چگونه دوقطبی مبتذل تحقیر- غرور میان اصلاح طلبان و اصولگرایان در حوزه دیپلماسی، منافع ملی کشورمان را تحت الشعاع خود قرار داده است.

سال پیش در ضمیمه روزنامه ای یادداشت های هفتگی می نوشتم. در مورد همه چیز، سیاست، سینما، مسائل اجتماعی، فوتبال و... همه آنها بازخوردهای مرسوم و معمولی داشتند. تا این که یک هفته یادداشتی در مورد تمدن هخامنشی نوشتم که در آن تعریض خیلی خفیفی به امپراتوری ایران باستان شده بود.

24 ساعت بعد میل باکس من از 98 ایمیل توهین آمیز و خشونت آمیزی پر شده بود که ایل و تبار من را با خاک یکسان کرده بودند. جملاتی پر از یک غرور باستانی و تاکید بر این نکته که نمی گذارند افتخارات و تاریخ پرغرور دوره هخامنشی و کوروش کبیر این گونه تحقیر شود. این میل ها به غیر از تلفن ها و نامه هایی بود که به دفتر روزنامه سرازیر شده بودند. آنجا بود که فهمیدم مسئله غرور ملی چه عنصر پیچیده ای است و مولفه ای این چنین پرارزش تا چه حد و حدود مبتذلی می توان سقوط کند. آنجا بود که به این نتیجه رسیدم، روح جمی مردمان ما چقدر از تحقیر شدن می ترسد. این که روح یک آریایی کهنه و مبهم اما پرغرور بر فراجامعه ما در حرکت است و خلاصه با هر چیزی شوخی کن اما به سمت کوروش نرو.

این بازی ترس از تحقیرشدن، ترس از دست کم گرفته شدن و ترس از حساب نشدن در میان بقیه از آن نقطه ضعف های روح پنهان ایرانی هاست که حالا دستمایه سیاست ورزی و اغراض جناحی شده است. از حق نگذریم ترکش های زشت این سوءاستفاده از این نقطه ضعف ایرانی از ماجراهای دولت دهم شروع شد. سایت های معتبر خبری مثل خبر آنلاین و عصر ایران که صدای طبقه متوسط ناراضی ایرانی بودند پر شده بود از گزارش هایی درباره تحقیر ایرانی و از دست دادن جایگاه ایرانیان.

آقایان عزیز غرور آریایی تان را غلاف کنید

این که واویلا امیر قطر با سندل یا چه می دانم دمپایی به دیدار احمدی نژاد آمده و این یعنی تحقیر ملی و هویت ایرانی. این که فلان سفیر اروپایی پای چپش را با زاویه 37 درجه روی پای راستش انداخته و کف کفشش به سمت ترقوه مقام ایرانی است و این یعنی تحقیر ایرانی. این که در فرودگاه دوبی مسافران یک پرواز را یک ساعت بیشتر مورد مواخذه قرار دادند و این یعنی توهین به هویت ایرانی.

این یعنی تحقیر این که در حضور احمدی نژاد در فلان مراسم سیاسی در ریودوژانیرو رئیس جمهور این کشور به استقبال نیامده و این یعنی تحقیر ایرانی. این که در هنگام سخنرانی احمدی نژاد این تعداد کشور سالن را ترک کردند و این یعنی تحقیر ملی.... دیپلماسی به چیزی در این حد پیش پاافتاده و مبتذل و عامه پسند تبدیل شده بود. کلیدواژه تحقیر، سایت های خبری سیاسی را پر کرده بود. اما چه کسی جرات اعتراض به این موج خبری مبتذل و سخیف را داشت؟ اگر هم جرات داشتید صدایتان به هیچ جا نمی رسید.

حالا بعد از دو سال که از روی کار آمدن دولت روحانی می گذرد چهره های جناح اصولگرا هم نشان می دهند که ظرفیت سوءاستفاده شان از این کلیدواژه تحقیر و مانور روی غرور ملی (که از قرار همیشه در معرض خطر است) کم نیست! اتفاقات منا این فرصت را برای اصولگرایان رادیکال و طرفداران سابق احمدی نژاد فراهم کرده که با همان سلاح اصلاح طلبان به تخطئه دولت روحانی بپردازند.

رادیکال ها ناگهان یاد غرور ملی افتاده اند و از هر فرصتی برای نشان دادن نشانه های تحقیر ایرانی در مناسبات دیپلماتیک و به رخ کشیدن آن استفاده می کنند. حجت الاسلام رسایی چند وقت پیش مفصلا درباره نوع پا روی پا انداختن یکی از دیپلمات ها در جلوی ظریف و روحانی قلمفرسایی کرد تا به همه ثابت کند که به دولتمرد ایرانی بی احترامی شده است. حالا در اتفاقات سازمان ملل این شور نگرانی از تحقیر شدن ایرانی به جاهای باریکی رسیده است.

آقایان عزیز غرور آریایی تان را غلاف کنید

در حالیکه رسانه های اصلاح طلب با لذت بر روی سالن تقریبا پر سازمان ملل به هنگام سخنرانی روحانی زوم کرده بودند و آن را نشانه گریز ایران از تحقیر ملی سابق می دانستند، ماجرای امتناع عربستان به ویزادادن به وزیر ارشاد (برای سفر به مکه و رسیدگی به تلفات حاجیان ایرانی) از نگاه این جناح تبدیل شده به تحقیر ایرانی و قدرت نمایی عربستان. نشانه های دیگر را هم پیدا کردند؛ عکسی که ظریف در کنار پادشاه کویت در مجمع سالانه سازمان ملل چمباتمه زده. اخباری منتشر شد که ظریف در کنار پادشاه کویت زانو زده و در حال التماس است و این یعنی تحقیر غرور ملی!

از آن طرف برای آنکه بدانید این گفتمان و این کشاکش بر سر تحقیر و غرور ملی چگونه به گفتمان مهم دیپلماسی کشور تبدیل شده خوب است به این قسمت از سخنان روحانی در بدو حضور در تهران دقت کنید که باز هم از زاویه دوقطبی تحقیر- غرور وارد شده است. «در مقایسه با گذشته که در ملاقات ها با لحن نصیحت و انتقادی با ایران صحبت می شد امروز هر که به ایران می رسد موضوع صحبتش این است که چطور می تواند به ایران بیاید و سرمایه گذاری کند.»

آقایان عزیز اصلاح طلبان گرامی، اصولگرایان محترم، این روح آریایی پنهانتان را غلاف کنید. این جوشش هخامنش وار و هراستان از خدای نکرده تحقیرشدن را بگذارید کنار. مگر به این سادگی روح بلند مردم ایران تحقیر می شود؟ این کینه جناحی تان تحت لوای تحقیر ملی، منافع ملی کشورمان را به بازی می گیرد. مطمئن باشید دستگاه رسانه ای سعودی ها اگر بفهمند تصمیم کینه ورزانه شان در عدم اعطای ویزا به وزیر ایرانی در مطبوعات و رسانه های کشورمان حمل بر تحقیر شده است بی اندازه خوشحال خواهندشد.

آقایان عزیز غرور آریایی تان را غلاف کنید

بی شک آن را نشانه اقتدار دستگاه دیپلماتیک خود قلمداد می کنند آن هم در شرایطی که عربستان در مقابل ایران بی شرمانه شمشیر را از رو بسته است. آیا منطقی است که به خاطر دشمنی جاهلانه سعودی ها که می دانیم با چه حسادت و عنادی با دولت و مردم ایران برخورد می کنند و پرده های شرم و حیا را به دور انداخته اند پای تحقیر را وسط بکشیم؟ چرا سعودی ها باید از تسویه حساب های درونی نظام ما احساس قدرت و پیروزی بکنند؟ یعنی درک این اتفاق این قدر سخت است؟

عکس چمباتمه زدن ظریف در کنار امیر کویت کوچک ترین نشانه تحقیر و استیصال ندارد. وزیر امور خارجه کشورما با ابتکار عمل سر میز امیر کویت رفته و با او حرف می زند. برخورد او با امیر کویت مثل برخورد دو نماینده مجلس با یکدیگر است.

آن فر مثلا پادشاهی کاملا از بین رفته و امیر کویت به دقت به حرف های ظریف گوش می دهد. ظریف این گونه وارد عمل شده تا به دلهره هزاران نفر از خانواده های حجاج گمشده ایرانی پایان دهد.

برای آنکه بتوانند در شرایط بحرانی میان ایران و عربستان، نماینده کشورمان را برای پیگیری رسوایی بزرگ سعودی ها وارد آن کشور کنند. منافع ملی فوری در این لحظه هرگونه مذاکره ای را مشروعیت می بخشد و مطمئنا منتقدان رادیکال دولت روحانی به خوبی به این مسئله واقف هستند.

آقایان عزیز غرور آریایی تان را غلاف کنید

طبیعتا با حل مسئله یافتن کامل مفقودین و بازگشت پیکرهای جانباختگان به ایران نوبت برخوردهای سفت و سخت تر دیپلماتیک از راه می رسد. تا آن موقع زیاد دربند تبلیغات توییتری و اینستاگرامی سعودی ها نباشید. این چند روز هم بگذرد و نوبت ما می شود...

نمی خواهیم منکر ضعف های دیپلماتیک احمدی نژاد و یا روحانی و همین طور امتیازات هر دو دولت در این حوزه باشیم. طبیعی است آنها که بر عادی سازی روابط با عربستان تاکید می کردند (آن هم به رغم مخالفت های مقامات بلندمرتبه نظام) دچار چه توهم ترسناکی بوده اند و از آن سو مشخص است که تنش زدایی دولت روحانی در فضای منطقه چه تاثیرات مثبتی داشته است. هیچ کدام از این دو زاویه، محور این یادداشت نیستند. اصل کلام مان این است:

در شرایط کنونی و در بحبوحه سیاست های کینه جویانه سعودی ها انسجام ملی در حوزه سیاست خارجی و منافع ملی بسیار بسیار بیشتر از آن روح آریایی پنهان شده در تک تک شما سیاستمداران ایدئولوژیک از هر دو جناح اهمیت دارد.

هیاهوی سیاسی در پاسپورت های ایرانی


ماجراها به این دولت و آن دولت مربوط می شود. اصولا در اینجا هر اتفاق ناخوشایند دیپلماتیک باعث می شود تا طیف مخالف دولتی که روی کار است سریعا دست به کار شوند و با شادمانی از تحقیر دیپلماتیک دولت مخالف فکری خود بنویسند. بدون آنکه از بیرون به ماجرا نگاه کنند. در کدام کشور، اختلافات فکر سیاسی داخلی (که امری طبیعی محسوب می شود) باعث می شود در مواضع بین المللی و دیپلماتیک پشت کشور خود را خالی کنند و از یک اتفاق ناخوشایند در حوزه دیپلماسی شادمان شوند و آن را مانند پتکی بر سر دولت روی کار خود بزنند؟

چه در دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد و چه در دوران روحانی شاهد این اتفاق هستیم و با تغییر رئیس جمهور در سال 92 و بالطبع آن تغییر خط فکری سیاسی دولت، منتقدان سابق به شیوه طرفداران دولت گذشته به طرفداری از دولت می پردازند و طرفداران دولت سابق نیز به همان شیوه منتقدان گذشته در حال حاضر شدیدترین نقدها را به سوی دولت فعلی روانه می کنند. انگار فقط جای رسانه ها و منتقدان تغییر پیدا کرده. وگرنه همه چیز بر همان مدار می چرخد.

صادر نشدن روادید برای علی جنتی به عنوان نماینده ایران در امور حج، آخرین موردی است که این روزها، دستمایه انتقاد از دولت شده است. در ادامه برخی از موارد مشابه را مرور می کنیم.

ماجراهای نیویورکی

از همان ابتدا نیویورک برای دولت دردسرساز شد و به محلی برای انتقادهای مختلف از سوی مخالفان دولت تبدیل شد. مخالفان در فضای ایجادشده، منافع ملی و دیپلماسی را فراموش کرده و با توپ به انتقاد از دولت پرداختند.

1- روادید نماینده ایران: دولت روحانی در ابتدای روی کار آمدنش، «حمید ابوطالبی» را به عنوان نماینده ایران در سازمان ملل انتخاب کرد. او یکی از دیپلمات های باسابقه ایران بود که در آخر دولت آمریکا به بهانه نقش او در تسخیر سفارت آمریکا، ویزا نداد و دولت در نهایت مجبور شد فرد دیگری را به عنوان جانشین او معرفی کند. در همان زمان بود که رسانه های مخالف دولت با اشتیاق این اتفاق را پوشش دادند و دولت حسن روحانی را زیر سوال بردند. آن ها این اتفاق را نشانه ای از تحقیر ملی ایران قلمداد کردند.

آقایان عزیز غرور آریایی تان را غلاف کنید

2- فرودگاه جده
: ماجرای فرودگاه جده و آزار دو نوجوان ایرانی در فرودگاه، باز هم باری دولت دردسرآفرین شد و بسیاری از مخالفان، دولت را برای این اتفاق مورد سرزنش قرار دادند، حتی با توقف حج عمره توسط دولت نیز موج انتقادها تا چند ماهی همچنان ادامه داشت درحالی که بر کسی پوشیده نبود قاعدتا دولت نقشی در کنترل ماموران فرودگاه جده نداشته است.

آقایان عزیز غرور آریایی تان را غلاف کنید

3- جنجال در فرودگاه استانبول:
مردادماه امسال بود که درگیری میان سه مسافر ایرانی یک پرواز ترک با مسئولان فرودگاهی خبرساز شد. آن مسافران به دلیل درگیری با ماموران فرودگاه یک شب نیز در بازداشتگاه به سر بردند و روز بعد با حضور نماینده کنسولگری ایران در ترکیه، ماجرا ختم به خیر شد. همین موضوع اما تا مدت ها دستمایه انتقاد به سوی دولت شد.

4- عدم صدور ویزا برای حضور در منا: شروع انتقادها از انتشار خبر «بر زمین ماندن درخواست ظریف برای ملاقات با عادل الجبیر، وزیر امور خارجه عربستان» رقم خورد. ماجرایی که از اقدام ظریف در نیویورک برای این ملاقات و رد آن از طرف سعودی ها حکایت می کرد. پس از آن تصویری از ظریف در سازمان ملل منتشر شد که در حالت نشسته روی زمین، مشغول صحبت با امیر کویت است.

آقایان عزیز غرور آریایی تان را غلاف کنید

رسانه های منتقد دولت در تحلیل های خود نوشتند که این تصویر، متعلق به ملاقات اخیر ظریف با امیر کویت و صحبت پیرامون واسطه گری کشور کویت برای دیدار با مقامات سعودی است! اما نه تاریخ تصویر مشخص است و نه مسلما مکالمات صورت گرفته در آن. مورد آخر به علی جنتی، وزیر ارشاد مربوط می شود. پس از وقوع فاجعه منا، قرار شد دو هیات به منظور بررسی ابعاد حادثه به عربستان اعزام شوند. هیات اول به سرپرستی وزیر بهداشت بود که ویزای آن ها دو روز پیش از سوی دولت عربستان صادر شد. هیات دوم نیز به سرپرستی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی قرار است در عربستان حضور پیدا کنند که تا این لحظه ویزای این هیات صادر نشده است. همین ماجرا آتش انتقادها را تند کرده و برخی رسانه ها به جای انتقاد از دولت عربستان، به دولت خودمان انتقاد کرده اند...

داستان های دنباله دار

دقیقا اتفاقات مشابه نیز برای دولت احمدی نژاد رخ می دهد و منتقدان او در مواردی که پای مواضع دیپلماتیک در میان بود، آتش انتقادها از او را تندتر می کردند. خالی شدن صندلی های سازمان ملل در زمان سخنرانی های او یکی از این موارد بود که منتقدان داخلی همواره روی آن مانور ویژه ای می دادند.

یکی از اتفاقات قابل توجه در سفرهای احمدی نژاد به آمریکا، حضور و سخنرانی او در دانشگاه کلمبیا بوده است. سخنرانی او در این دانشگاه حواشی بسیاری داشت و با وجود آن که رئیس این دانشگاه حواشی بسیاری داشت و با وجود آن که رئیس این دانشگاه پیش از شروع سخنرانی در اقدامی خارج از عرف توهینی آشکار به رئیس جمهور کرد اما برخی منتقدان داخلی او نیز با شادمانی این خبر را پوشش دادند.

آقایان عزیز غرور آریایی تان را غلاف کنید

سفر احمدی نژاد به رم برای شرکت در اجلاس سازمان خواروبار جهانی نیز یکی دیگر از این موارد بود. نخست وزیر وقت ایتالیا در ضیافت شامی که بعد از نشست فائو به افتخار میهمانان خارجی شرکت کننده در کنفرانس فائو برپا ساخته بود، احمدی نژاد را دعوت نکرد، واتیکان نیز با اعلام اینکه پاپ به طور شخصی با رهبران کشورها دیدار نمی کند اعلام کرد با احمدی نژاد دیداری نخواهد کرد.

همین موضوع باز هم به دستمایه ای برای انتقادها تبدیل شد. در یکی از سفرهای رئیس جمهور وقت به برزیل نیز، تصویری منتشر شد که در زمان بازگشت احمدی نژاد در فرودگاه برزیل، در کنار ماموران امنیتی فرودگاه عکس یادگاری گرفته است... همین تصویر کافی بود تا موجی از انتقادها به سوی رئیس جمهور روانه شود. حتی تلاش های احمدی نژاد برای کاهش تنش میان کشورهای شیخ نشین منطقه نیز با انتقادهایی از سوی مخالفان داخلی او رو به رو شد. سفر به عربستان و تلاش برای بهبود روابط، سفر به امارات برای حل ادعای مالکیت آن ها به جزایر سه گانه و همچنین تلاش های او برای بهبود رابطه با کشور مصر که همگی نافرجام بودند نیز مورد انتقاد مخالفان داخلی او قرار گرفت و آن را نشانه ای از تحقیر ملی ایران قلمداد کردند.

نوشته شده توسط mahdiiyar در چهارشنبه 08 مهر 1394 و ساعت 17:53

ارسال نظر(0)


دردهای عاطفی را در نطفه خفه کنید



مقابله با دردهای عاطفی

 

 

مقابله با دردهای عاطفی، آموختنی است و فرد باید این مهارت‌ها را به طور متناوب در طول زندگی‌اش بیاموزد.

زندگی پر از درد و اندوه و جراحت‌هایی است که اگر بر آنها غلبه نکنیم، نمی‌توانیم شادی‌ها و زیبایی‌های موجود در آن را تجربه کنیم. در این نوشتار با کمک منابع معتبر بین‌المللی و گفت‌وگو با کارشناس، برخی از این دردهای عاطفی را توضیح داده‌ و روش مقابله با آنها را نیز مطرح کرده‌ایم.

رنج پذیرفته نشدن
شاید دوستتان پاسخ تماس‌های تلفنی‌تان را ندهد، یا نامزدی‌تان به هم بخورد یا این که همکاران‌تان شما را نادیده بگیرند، تمام این موارد بسیار ناراحت‌کننده است و به شما صدمه می‌زند. در این‌گونه مواقع ممکن است از دست خودتان یا به‌طور کلی از دنیا عصبانی شوید. حتی اگر نبود پذیرش از جانب دیگران کم و مختصر باشد، بازهم دردآور است و می‌تواند موجب شود شما نسبت به وجود خود دچار تردید شوید. با روش‌هایی ساده می‌توانید این احساس بد را از خود دور کنید. مثلا انتقاد دیگران را نپذیرید و خودتان را ملامت نکنید. با متمرکز شدن روی قدرت و توانایی‌های خود، اعتماد به‌نفس از دست رفته‌تان را بازیابید و با افراد جدید دوست شوید و جای خالی قدیمی‌ها را پر کنید.

دلا خو نکن به تنهایی!
هرقدر ارتباط کمتری با اطرافیان داشته باشید و از دیگران دور بمانید، سخت‌تر می‌توانید با افراد جدید دوست شده یا حتی با دوستان قدیمی‌تان که مدتی آنها را رها کرده‌اید، دوباره ارتباط برقرار کنید. اگر به این نتیجه رسیده‌اید کسی شما را دوست ندارد یا به شما توجه نشان نمی‌دهد، سعی کنید با این بدبینی مبارزه کنید. این بدبینی ممکن است ناشی از این تصور باشد که دیگران به شما دیدی منفی دارند. پس بهتر است با منطق و فکری روشن به این تصور خود توجه کنید و از خود بپرسید دلیل این که دیگران ممکن است چنین نگاهی به شما داشته باشند، چیست. بیشتر مواقع معلوم می‌شود شما نسبت به ارزش‌های خودتان دچار تردید هستید و رفتارهای خودتخریبی دارید. نسبت به خودتان منصف باشید و با برقراری ارتباط قوی با دیگران به‌تدریج از این احساسات بد خود را دور نگه‌دارید.

درد عاطفی ناشی از شکست
وقتی در رسیدن به هدف مورد نظرتان باز می‌مانید و با شکست مواجه می‌شوید، اعتماد به نفس‌تان صدمه می‌بیند و این موجب اشتباه و خطاهای دیگر و شکست‌های بیشتر می‌شود. برای پیشگیری از مشکلات پس از شکست در کاری باید از از نزدیکان خود یا افرادی که می‌توانند به شما کمک کنند راهنمایی بخواهید و به‌وسیله آنها وضعیت موجود و دلایل شکست خود را بررسی کنید. این روش کمک می‌کند شما واقعیت را به‌خوبی درک کرده و علت فقدان موفقیت‌تان را دریابید و بدانید قرار نیست شکست در ذات کسی نهفته باشد، بلکه خطاها و ناآگاهی‌ها، او را در کاری ناموفق می‌کند. بنابراین با این دانش نه‌تنها هنگام مواجهه با هر شکستی دچار عذاب روحی نمی‌شوید، بلکه آن را فرصتی برای یادگیری و موفقیت‌های آینده خواهید دید.

عزت نفس موفقیت می‌آورد
داشتن عزت نفس پایین می‌تواند سلامت عاطفی‌تان را به خطر اندازد. هرگاه عزت نفس‌تان کم می‌شود، تردید به خود و ارزش‌هایتان شروع می‌شود و با قضاوت اشتباه در مورد خودتان قدم‌های اشتباه بیشتری برمی‌دارید. این موضوع از عزت نفس‌تان بیش از پیش می‌کاهد و تصور می‌کنید خودتان مسئول تمام اتفاقات بد در زندگی‌تان هستید و احساس لایق بودن را - که برای موفقیت در زندگی بسیار مهم است- از دست می‌دهید. باید به یاد داشته باشیم هرگز نباید نسبت به خود و ضعف‌هایمان بی‌رحمانه رفتار کنید و فهرستی از توانایی‌های خود را در ذهن نگه‌دارید. در عین حال سعی کنید تحسین و تمجید دیگران را بدون هیچ خجالتی بپذیرید و به این ترتیب با بالا بردن عزت نفس‌تان، دردهایتان کمتر می‌شود.

کاهش دردهای عاطفی

مقابله با دردهای عاطفی، آموختنی است.

 

از کاه، کوه نسازید
دکتر فرمهینی فراهانی، متخصص علوم تربیتی از منظر دیگری به این موضوع نگاه می‌کند و می‌گوید: برخی افراد که سنین پایینی دارند یا از تجربه کمتری در زندگی برخوردارند، از کاه، کوه می‌سازند و احساس می‌کنند مشکل‌شان بسیار بزرگ است یا هیچ‌کسی در دنیا مثل آنها از مشکلات رنج نمی‌برد.

اما به قول فراهانی، افراد با سنین بالاتر و تجربه بیشتر در زندگی، معمولا برخورد منطقی‌تری با مشکلات دارند و به جای بزرگ کردن مشکل، سعی می‌کنند آن را برطرف کنند. این برخورد پخته‌تر با مشکلات، راهکاری است که به عقیده این متخصص علوم تربیتی، می‌تواند دردهای عاطفی را در زندگی کاهش دهد.

حل مسأله را یاد بگیرید
هیچ‌کسی از بدو تولد، عالم و فرزانه به دنیا نمی‌آید. برای مقابله با دردهای عاطفی هم این قضیه مصداق دارد. مقابله با این دردهای عاطفی، آموختنی است و فرد باید این مهارت‌ها را به‌طور متناوب در طول زندگی‌اش بیاموزد. فراهانی بر این باور است که باید نظام رسمی و نظام غیررسمی آموزش در خانواده‌ها، مدارس و جامعه، این آموزش‌ها را به شهروندان ارائه دهد: «راه‌حل مقابله با مشکلات، دردهای عاطفی و ناراحتی‌های روانی، آموختنی است و هرچقدر نظام آموزشی روی این مسائل سرمایه‌گذاری کند، به همان نسبت هم این مشکلات در جامعه کمتر خواهد شد.»

صبر، دروازه ورود به آرامش
عصبیت و کم‌طاقتی در جامعه زیاد شده، نشان به این نشان که اگر خیلی برای هم وقت نگذاریم، سریع از کوره در می‌رویم‌. همه فرآیندهای زندگی به شکلی سریع و بی‌وقفه در حال گذر است. البته بخشی از این مشکل هم واقعا دست ما نیست. زندگی آپارتمانی و سبک زندگی شهرنشینی، ناخودآگاه آستانه تحمل آدم‌ها را پایین می‌آورد.

این متخصص علوم تربیتی خاطرنشان می‌کند اگر می‌خواهیم به مشکلات و بحران‌های عاطفی غلبه کنیم، باید صبر و تحمل را هم بیاموزیم و این فاکتور کلیدی را هم در زندگی‌مان تمرین کنیم.

همین صبر و تحمل هم به اعتقاد این استاد دانشگاه، به آموزش رسمی و غیررسمی نیاز دارد. یعنی برخلاف تصور مردم، این‌طور نیست که یک فرد عصبانی که مدام از دردهای عاطفی رنج می‌برد، شرایط عاطفی‌اش قابل تغییر نباشد، بلکه می‌توان اضافه کردن چاشنی صبر و حوصله به زندگی‌های امروزی را هم به این‌گونه افراد آموخت.

دردها، سنگ محک زندگی
چشم‌ها را باید شست. چه کسی گفته درد کشیدن و مشکل داشتن، به خودی خود بد است. اصلا اگر دنیا فقط محل خوشی و شادی باشد و هیچ دردی در آن نباشد، آن وقت قطعا ما درک درستی از لذت نداشتیم. یعنی در واقع باید متضاد پدیده‌ای وجود داشته باشد تا ما بتوانیم خود آن پدیده را به‌خوبی درک کنیم.

این عضو هیات علمی دانشگاه شاهد هم به گونه‌ای دیگر به همین مساله اشاره می‌کند و می‌گوید: خیلی اوقات، مشکلات و دردهای عاطفی که سراغ انسان می‌آید، سنگ محکی است که صبر و تحمل انسان را بالاتر ببرد و او را در برابر مشکلات عمیق‌تر زندگی، آبدیده‌تر کند.

حتی به اعتقاد این متخصص علوم تربیتی، در منابع دینی ما هم گاهی به مشکلات با دید ارج و قرب نگاه شده است و از آن به عنوان آزمونی برای میزان تحمل انسان‌ها در برابر ناملایمات زندگی نگریسته شده است.

نگاه کردن به مشکلات افرادی که در زندگی‌شان دچار بحران‌های متعددی هستند، کاری است که به اعتقاد فراهانی، نوعی تمرین شکرگزاری و آرامش است که با آن می‌توانیم بیشتر قدر داشته‌هایمان را بدانیم و با دستی پرتر به مقابله با دردهای عاطفی زندگی‌مان برخیزیم.


نوشته شده توسط mahdiiyar در چهارشنبه 08 مهر 1394 و ساعت 17:52

ارسال نظر(0)


چقدر-سرسخت‌-هستید؟



سرسخت و کمال‌گرا

 

 

چندی قبل به سفری چندروزه رفتم و رفتار دو نفر از هم‌سفرانم توجه مرا بسیار به خود جلب کرد. برخورد این دونفر برایم بسیار جالب بود؛ یکی شخصیتی منعطف و آرام داشت و دیگری برعکس، سرسخت و کنترلگر بود. هنگامی‌که چالشی بروز می‌کرد، نحوه برخورد این دونفر با مشکلات بسیار متفاوت بود و معمولا فردی که سرسخت بود، بیشتر آزار می‌دید.

سرسختی، البته به معنای منفی کلمه، در زندگی واقعی مشکلات فراوانی را برای فرد ایجاد می‌کند. درحقیقت ادامه ارتباط با افرادی که به‌شدت سرسخت و کمال‌گرا هستند، برای اطرافیان آن‌ها بسیار دشوار است؛ بسیاری اوقات این افراد با خودشان هم به مشکل برمی‌خورند؛ البته بیشتر افراد نه خیلی سخت‌گیر هستند و نه خیلی آسان‌گیر؛ درواقع بیشتر ما ترکیبی از ویژگی‌های هر دو گروه هستیم. همان‌گونه که افراد را به دو گروه درون‌گرا و برون‌گرا و یا مطیع و مسلط تقسیم می‌کنیم، می‌توانیم آن‌ها را در یکی از دو گروه «سرسخت» و «منعطف» نیز جای بدهیم. وقتی فردی بیش‌ازحد مقید باشد، مسلما استرس نیز یکی از دوستان صمیمی ‌اوست. خوشبختانه همه افرادی که از این ویژگی خود آزار می‌بینند، می‌توانند این خصوصیت اخلاقی‌شان را متعادل‌تر کنند.

اگر بخواهید میزان سخت‌گیربودنتان را درجه‌بندی کنید، به خودتان چه رتبه‌ای می‌دهید؟ آزمون حاضر برمبنای تست‌های شخصیتی بسیاری طراحی شده است که همگی به اندازه‌گیری میزان استبداد، قدرت‌طلبی، خشم و تمایل به مسلط بودن افراد پرداخته‌اند. به سوالات این آزمون با دقت پاسخ بدهید:

برای من سازگاری با تغییراتی مانند تغییر منزل، شغل، تغییر گروه‌های کاری، دوستی و یا تغییر همسایگان دشوار است.
الف) به‌ندرت     ب) معمولا     ج) بیشتر اوقات

هنگامی‌که می‌بینم محیط اطرافم مرتب و تمیز نیست، کلافه و عصبی می‌شوم.
الف) به‌ندرت     ب) معمولا     ج) بیشتر اوقات

دوست دارم برای کارهایی که باید انجام دهم، فهرستی تهیه کنم.
الف) به‌ندرت     ب) معمولا     ج) بیشتر اوقات

اگر نتوانم وظیفه‌ای را که برعهده‌ام است به‌خوبی به پایان برسانم، بسیار ناراحت و عصبانی می‌شوم.
الف) به‌ندرت     ب) معمولا     ج) بیشتر اوقات

در سفر اگر کارها طبق برنامه انجام نشوند، به‌شدت عصبانی می‌شوم.
الف) به‌ندرت     ب) معمولا     ج) بیشتر اوقات

اگر کسی بخواهد از توانایی‌های من به‌نفع خودش بهره ببرد، تا مدت‌ها ناراحت و عصبانی می‌مانم.
الف) به‌ندرت     ب) معمولا     ج) بیشتر اوقات

عادت دارم وسایل کهنه و بلااستفاده را نگه دارم؛ چون فکر می‌کنم شاید یک روز به آن‌ها احتیاج پیدا کنم.
الف) به‌ندرت     ب) معمولا     ج) بیشتر اوقات

هنگامی‌که می‌بینم کسی اشیا را همان‌جایی که من قبلا گذاشته‌ام نمی‌گذارد، عصبانی ‌می‌شوم.
الف) به‌ندرت     ب) معمولا     ج) بیشتر اوقات

از اینکه وظایفم را به‌نحواحسن انجام بدهم، لذت می‌برم.
الف) به‌ندرت     ب) معمولا     ج) بیشتر اوقات

در انجام وظایفم خیلی دقیق هستم.
الف) به‌ندرت     ب) معمولا     ج) بیشتر اوقات

اکنون برای محاسبه امتیازاتتان به هر پاسخ الف، یک امتیاز، پاسخ ب، دو امتیاز و به هر پاسخ ج، سه امتیاز بدهید.

امتیاز 8 تا 14: شما بسیار سهل‌انگار و آسان‌گیر هستید و به‌هیچ‌وجه تهدیدی برای دیگران محسوب نمی‌شوید. بد نیست برای بهبود شرایط زندگی و پیشرفت خودتان کمی‌ نظم و ترتیب بیشتری در کارهایتان داشته باشید. اگر می‌بینید کارهای عقب‌افتاده زیادی دارید و نمی‌توانید وظایفتان را به‌خوبی انجام دهید، برنامه‌ریزی را تمرین کنید و کارهایتان را برطبق برنامه انجام دهید. باید خودتان را مقید کنید که به برنامه‌ریزی‌هایتان پایبند باشید.

امتیاز  14 تا 19: شما تا حد زیادی ساده‌گیر هستید، اما گاهی‌اوقات ناگهان تصمیم می‌گیرید جدی‌تر باشید و کارهایتان را به‌خوبی انجام دهید؛ البته معمولا این شرایط مدت‌زمان زیادی به طول نمی‌انجامند.

امتیاز 20 تا 25: شما انسان وظیفه‌شناسی هستید. اگر کاری به شما سپرده شود، معمولا سعی می‌کنید آن را انجام دهید؛ اما هرچندوقت یک‌بار از این وضعیت خسته می‌شوید و به خودتان فرصتی می‌دهید تا استراحت کنید و حتی وظایفتان را انجام ندهید.

امتیاز 26 تا 30: اگر تصمیمی‌ بگیرید، هیچ‌چیزی نمی‌تواند شما را از تصمیمتان منصرف کند. آرامش، استراحت و ساده‌انگاری هیچ ارتباطی با شما ندارند. سعی کنید کمی ‌بیاموزید که شما هم می‌توانید استراحت کنید، کمی ‌آرامش داشته باشید و این موهبت را به دیگران هم هدیه بدهید. پذیرای افکار و ایده‌های جدید باشید تا زندگی پربارتر و بهتری را تجربه کنید.

سرسختی نوعی ویژگی ذاتی است. دو نوزاد را در نظر بگیرید و آن‌ها را با هم مقایسه کنید. شاید یکی خیلی آرام باشد و به تغییرات محیطی واکنش جدی نشان ندهد؛ اما درمقابل دیگری مدام نق می‌زند و وقتی‌که خواب است با کوچک‌ترین صدایی از خواب می‌پرد، گریه می‌کند و دوست دارد مدام یک نفر کنارش باشد و به او توجه کند.

نوزادان از بدو تولد خصوصیات متفاوتی دارند که نشان‌دهنده شخصیت آن‌هاست. نوزادی که مدام گریه و بی‌تابی می‌کند، به احتمال زیاد در بزرگ‌سالی شخصیت سرسخت پیدا می‌کند.

جدا از ویژگی‌های ذاتی، بیشتر اوقات سرسختی درپی ناامیدی‌های پیاپی ایجاد می‌شود. بسیاری اوقات ریشه اصلی این ویژگی ترس است. فردی که سرسخت است، می‌ترسد که اگر کارهایش طبق برنامه و به‌نحواحسن انجام نشوند، برایش بد باشد. آن‌ها می‌ترسند نتوانند با تغییرات مواجه شوند، به‌همین‌دلیل مدام دربرابر تغییرات مقاومت می‌کنند. از سوی دیگر افراد منعطف، معمولا بهتر با تغییرات مواجه می‌شوند و حتی از آن استقبال می‌کنند.

سرسختی در میان مردان شایع‌تر از زنان است. این ویژگی موجب می‌شود فرد به دیگران فرصت ندهد، آن‌ها را درک نکند و نتواند شرایط را از منظر آن‌ها ببیند؛ به‌علاوه این خصوصیت موجب می‌شود فرد در اعتمادکردن به دیگران با دشواری‌های بسیاری مواجه شود. درواقع این افراد در مشاغل و جایگاه‌هایی مانند ارتش، تحقیق و پژوهش و پلیس جنایی موفق‌ترند. جالب اینجاست که از طرف دیگر بسیاری از افراد سخت‌گیر، از اجرای قوانین اجتماعی به‌شدت اجتناب می‌کنند و نمی‌توانند بپذیرند کارها باید برطبق اصول پذیرفته‌شده انجام شود.

اگرچه سخت‌گیربودن یک مشکل بزرگ است، اما سهل‌انگاری نیز به‌هیچ‌وجه قابل‌قبول نیست و برای فرد و اطرافیانش زیان‌بار است. افرادی که بیش‌ازحد انعطاف‌پذیر هستند، نظم و قانونی برای زندگی‌شان ندارند و این نابسامانی روند عادی و طبیعی زندگی آن‌ها را مختل می‌کند. هیچ‌کدام از این دو ویژگی در شکل افراطی پذیرفتنی نیستند، اما برطبق بررسی‌ها بیشتر افراد در حد میانه قرار دارند.

مسلما بهترین حالت ممکن، این است که فرد در حد میانه بوده و با توجه به شرایط مختلف در هر موقعیتی یکی از ویژگی‌ها را بیشتر داشته باشد. اگر بتوانید در شرایط مختلف بهترین تصمیم را بگیرید و در مواقع لازم سخت‌گیر یا سهل‌گیر باشید، می‌توانید از مزایای هرکدام از این دو گروه نیز بهره‌مند شوید.


نوشته شده توسط mahdiiyar در چهارشنبه 08 مهر 1394 و ساعت 17:50

ارسال نظر(0)


آيا به عواطف و احساسات خود بها مي‌دهيد؟

 

تربيت احساسات و عواطف

 

 

امروزه آن‌قدر از كنترل خشم و استرس‌هاي بيماري‌زا سخن به ميان مي‌آيد كه گاهي از خود سوال مي‌كنيم نكند زياد پرداختن به اين موضوع خود نيز عاملي اضطراب‌انگيز و مزيد بر علت باشد...

اصولا در هر مساله‌اي چنان‌چه اصل و ريشه آن شناخته نشود، ‌نسخه‌هاي ضعيف براي حل آن مساله اعتبار و اثر خود را از دست مي‌دهد و همين بي‌اعتمادي به اثربخشي، عاملي بر افزايش دردها و رنج‌هاي دروني ما مي‌شوند.

ما انسانيم و بعضي از صفات مشترك در تمامي انسان‌ها از گذشته تا به امروز نسل به نسل به ما رسيده. اول بايد آن‌ها را بشناسيم مانند باغباني كه دانه را در دل زمين مي‌كارد با همت و مدد الهي براي پرورش و رويانيدن آن‌ها تلاش كنيم. يكي از آن صفت‌ها فراموشي است نمي‌توان گفت فراموشي از بين رفتني است، بلكه گاهي هم لازم و ضروري است. اما اگر فراموش كنيم كه صدها بار مشكلات‌مان حل شده. در برخورد با مشكلات بعدي نمي‌توانيم از سد آن‌ها بگذريم و با استرس و نگراني به آينده مي‌نگريم. ما داشته‌هاي‌مان را زود فراموش مي‌كنيم، نعمت‌هايي را كه داريم به چشم‌مان نمي‌آيد و مرغ همسايه را غاز مي‌بينيم. درك نعمت مستلزم ايمان به خدا است. بايد به آن‌ها بيشتر توجه كنيم چون زود فراموش مي‌كنيم. داشته‌ها را نداشته فرض مي‌كنيم و حكم آدم طلبكار را داريم.

اگر نعمت‌هايي را كه داريم فراموش نمي‌كرديم خود را توانگر و نيرومند مي‌ديديم. توانگري به داشتن ابزار نيست، به چشم و دل‌سيري است كه به انسان آرامش مي‌بخشد. براي درك مطلب سري به بيمارستان‌ها بزنيد، و يا گاهي به قبرستان برويد. قصه‌اي مي‌خواندم از پيرزني كه اجلش سر رسيده بود و ملك‌الموت به او بيست دقيقه فرصت داد تا آخرين آرزويش را بگويد. او كه داشت بر سر مزار مادرش دسته گلي مي‌گذاشت گفت مي‌خواهم در اين چند دقيقه يك بار ديگر در تولد دوازده سالگي خودم شركت كنم، شبي كه همه اهل خانواده به همراه دوستانم در خانه قديمي جمع بودند و جشن گرفته بوديم. بلافاصله خود را در پيراهن توري قشنگي كه مادرش برايش دوخته بود، در جمع ميهمانان ديد و چون مي‌دانست وقت تنگ است دست‌پاچه و بي‌قرار خود را در بغل مادر انداخت و گفت مامان نمي‌داني چه قدر دوستت دارم. مادرش كه طبق روال همه ما آدم‌ها اين احساس پرشور و مغتنم را درك نمي‌كرد با تعجب به او گفت: "بگذار به كارم برسم الان همه ميهمان‌ها مي‌آيند و من هنوز هيچ كاري نكرده‌ام." دختر گفت: "مامان تو را به خدا به چشمانم نگاه كن الان تموم مي‌شه" مادر باز با تعجب گفت: "چي تموم مي‌شه، معلومه چي مي‌گي؟" دخترك نگاهي به پدرش كه سرگرم حساب و كتاب بود كرد و به طرفش رفت و با شور و حرارت دستان پدر را گرفت و گفت: "بابا چه قدر دلم برات تنگ شده بود، چه دست‌هاي گرمي داري، من دخترت هستم، خوشحال نيستي." پدر هم مثل مادر تبسمي كرد و گفت: "دخترم بذار به كارم برسم، تا اشتباه نكنم." دخترك فرصت زيادي نداشت قلبش فشرده بود، نمي‌دانست چگونه مي‌تواند پدر و مادر خود را بيدار كند. او مي‌دانست آن‌ها سال‌هاست كه مرده‌اند ولي حالا چرا؟ الان چرا زنده نيستند؟ بالاخره زمان مرگ فرا رسيد و پيكر پيرزن بر سنگ مزار مادرش افتاد. هر چند قصه بود ولي آيا ما فراموش نكرديم كه اطراف‌مان چه نعمت‌هاي بي‌شماري وجود دارد كه ما از آن‌ها غافليم؟ شايد فكر كنيد خيلي رمانتيك بود و واقعيت، چيز ديگري است. خوب، پس شما بگوييد كه واقعيت چيست كه ما اين‌قدر شتابان به زندگي پشت كرده‌ايم و قدرت و ثروت شهرت و شهوت نگاه مي‌كنيم.

پارساترين مردم عرب در آغاز اسلام يعني علي‌بن‌ابيطالب همان مردي كه گفت حب الدنيا راس كل فطيه، همان مردي كه حتي شهرت و حكومت كردن برايش از آب دماغ بزي كمتر بود و او كه براي مال دنيا ارزشي قايل نبود در عوض نخلستان‌ها آباد مي‌كرد و قنات‌ها از دل خاك بيرون مي‌كشيد و سراسر عمر با بركتش را به تلاش و كوشش سپري كرد.

حضرت علي (ع) توليد را براي ارضاي نفسانيات خود نمي‌خواست. شما خودتان اگر حاصل دسترنج‌تان را در بين اعضاي خانواده و بعد بين خويشان نزديك سپس به همسايگان و فقرا تقسيم كنيد، آيا از زندگي لذت نمي‌بريد؟ تا اين كار را تجربه نكنيد چيزي از آن عايدتان نخواهد شد. هيچ كس نمي‌تواند در مورد حالات روحي و رواني خود يا ديگران قبل از مبادرت و عمل به خيري ، قضاوتي صحيح، عادلانه و منصف داشته باشد ما اگر چيزي از معنويت را درك نكنيم فقط به اين علت است كه به شرايطي عمل نكرديم.

روزي يكي از دوستان هزار دليل برايم آورد كه چرا روزه مي‌گيري و اگر به جاي آن اين كارها را بكني خيلي بهتر است. گفتم همه علوم تندرستي كه شما گفتيد قبول، فقط من يك سوال دارم آيا تا به حال كه چهل سال از عمرت گذشته يك ماه كامل را روزه گرفته‌اي. گفت: نه گفتم: عزيزم تو چه طور بيهودگي كاري كه نكردي فتوا مي‌دهي؟ اين كه ديگر عمل خلاف نبود كه ضرر آن براي تو يقين باشد، اول امتحان مي‌كردي بعد قضاوت مي‌كردي.

شما به ديگران كاري نداشته باشيد. اعمال صالح و نيك خود را انجام دهيد. بيشتر به عشق و آگاهي عمل بپردازيد البته بايد معتقد به مكتبي باشيد چون نمي‌توان به كودكي كه زبان مادري خود را مي‌آموزد بگوييم نياموز خودت بزرگ مي‌شوي بعدا زبان مورد علاقه‌ات را انتخاب مي‌كني. بي‌خود به اين طرف و آن‌طرف نرويد و به دعوت الهي خداوند همگي به ريسمان الهي چنگ زنيد.

سومين خصيصه مشترك ما انسان‌ها در بي‌صبري ماست. صبر بالاترين مقام انسان است. خداوند رب العالمين براي هر چيز ساعتي و وقتي مقرر كرده است. چراغ قرمز سر چهارراه‌ها را ديده‌ايد؟ قبلا شماره‌انداز نداشت. تحقيقات نشان داده است كه فشار عصبي رانندگان پشت چراغ قرمز شماره‌انداز كمتر از چراغ‌هاي بدون شماره‌انداز است. يكي از مهم‌ترين دلايل آن اين است كه چراغ‌هاي شماره‌انداز به صبر رانندگان معني مي‌بخشد و آن‌ها مي‌دانند كه چه قدر بايد صبر كنند متاسفانه در برقراري آمال و آرزوهاي‌مان دستگاه شماره‌اندازي وجود ندارد اما شما اين را بدانيد كه براي رسيدن به هر چيز صبر مي‌تواند آسيب‌هاي زيادي را خنثي كند. ظهور بسياري از خيرات و بركات را ما با بي‌صبري خود به تاخير مي‌اندازيم.

از صاحب يكي از شركت‌هاي بزرگ نفتي سوال شد كه آيا زخم معده دارد. او جواب داد: "من زخم معده نمي‌گيرم، زخم معده مي‌دهم." بعضي‌ها زندگي دشواري دارند. سالانه بيش از 80 ميليون نسخه براي داروهاي آرام‌بخش نوشته مي‌شود تا به كمك آن‌ها بتوانيم عواطف خود را مهار كنيم، و با اين حال بعضي از ما در اين كار موفق نمي‌شويم. عصباني شدن ما هم به خودمان و هم به ديگران لطمه مي‌زند.

تربيت احساسات و عواطف

 

پژوهشگران پرسش‌نامه‌هاي مفصلي طراحي كرده‌اند تا اشخاصي را كه نمي‌توانند به خوبي با فشار عصبي كنار بيايند شناسايي كنند. پرسش‌نامه‌اي كه هم اكنون ملاحظه مي‌كنيد بر اساس مطالعات لئونارد دروگاتيس در دانشگاه جانز هاپكينز تهيه شده است. با تكميل اين پرسش‌نامه متوجه مي‌شويد كه با موقعيت‌هاي دشوار چگونه برخورد مي‌كنيد.

آزمون


1- وقتي بايد در صف منتظر بمانيد صبر و قرار خود را از دست مي‌دهيد.
الف: به ندرت       ب: گاهي اوقات      پ: اغلب

2- به سختي كار مي‌كنيد، با حرارت بازي مي‌كنيد و سعي داريد در كاري كه مي‌كنيد در حد بهترين‌ها ظاهر شويد.
الف: به ندرت       ب: گاهي اوقات      پ: اغلب

3- وقتي در ترافيك كسي راه را بند مي‌آورد، ناراحت مي‌شويد.
الف: به ندرت       ب: گاهي اوقات      پ: اغلب

4- پرتلاش‌تر از دوستان‌تان هستيد.
الف: به ندرت       ب: گاهي اوقات      پ: اغلب

5- وقتي عصباني هستيد در را به هم مي‌كوبيد و اجسام را مي‌شكنيد.
الف: به ندرت       ب: گاهي اوقات      پ: اغلب

6- وقتي ديگران كارشان را جدي نمي‌گيرند، ناراحت مي‌شويد.
الف: به ندرت       ب: گاهي اوقات      پ: اغلب

7- وقتي عصباني مي‌شويد با غريبه‌ها بدرفتاري مي‌كنيد.
الف: به ندرت       ب: گاهي اوقات      پ: اغلب

8- وقتي در كاري كه مي‌كنيد موفق نمي‌شويد، عصباني مي‌شويد.
الف: به ندرت       ب: گاهي اوقات      پ: اغلب

9- وقتي عصباني مي‌شويد سريع‌تر رانندگي مي‌كنيد، سريع‌تر راه مي‌رويد، و سريع‌تر غذا مي‌خوريد.
الف: به ندرت       ب: گاهي اوقات      پ: اغلب

10- كسي را كه به شما توهين كرده به راحتي نمي‌بخشيد.
الف: به ندرت       ب: گاهي اوقات      پ: اغلب

محاسبه امتيازات
براي جواب‌هاي الف 1 امتياز، براي جواب‌هاي ب 2 امتياز، و براي جواب‌هاي پ 3 امتياز در نظر بگيريد.

امتياز 15-0: شما آدم راحتي هستيد.
امتياز 23-16: با فراز و نشيب‌هاي زندگي برخورد متوسط داريد.
امتياز 30-24: در ديگ زودپز زندگي مي‌كنيد. زمان آن است كه كمي آرام بگيريد و به چشم‌انداز بهتري در زندگي برسيد.

توضيحات
موضوعاتي كه در اين پرسش‌نامه مطرح شده واكنش شما را نسبت به حوادث خاص نشان مي‌دهد. شخصيت سالم در وضعيت معتدل زندگي ‌مي‌كند و نسبت به حوادث زندگي واكنش متناسب نشان مي‌دهد، نه خيلي زياد و نه خيلي كم. اين نمونه‌ها خلاف اين موقعيت را نشان مي‌دهد: خانه‌داري كه تا صداي زنگ در بلند مي‌شود از جا مي‌پرد تا در را باز كند، نوجواني كه به سرعت غذايش را قورت مي‌دهد، مديري كه پيوسته بر ميزش مشت مي‌كوبد يا كنار در آسانسور دكمه را چندين بار فشار مي‌دهد. از نظر متخصصان رواني اين‌ها رفتارهاي بي‌تناسب هستند.

البته مي‌توان گفت كه همه در مواقعي تند برخورد مي‌كنند، اما دليل نمي‌شود كه بگوييم اين اشخاص نابهنجار هستند. ولي بعضي‌ها در تنش دايم به سر مي‌برند. اين‌ها كساني هستند كه آدرنالين پيوسته در خون‌شان در جريان است. براي اين اشخاص زندگي تنها در صورتي جالب است كه در حالت اضطراب قرار بگيرند.

بررسي‌هاي دانشگاه هاروارد نشان مي‌دهد كه افراد پر تنش به سختي مي‌توانند بر زندگي خود مسلط شوند. اين اشخاص پرخاشگر، اهل بحث و مشاجره، رقابت‌جو، و نسبت به رفتار ديگران بيش از اندازه حساس هستند. در پرسش‌نامه فوق سوالات (3 و 6 و 10) نشان‌دهنده وضع اين اشخاص است. آن‌ها براي جبران كمبودها و نواقص، بيش از اندازه تلاش مي‌كنند (سوالات 2 و 4 و 8) و در ضمن ديگران را سپر بلا مي‌كنند (سوالات 1 و 5 و 7 و 9).


نوشته شده توسط mahdiiyar در چهارشنبه 08 مهر 1394 و ساعت 17:50

ارسال نظر(0)


عاشقانه ترین جملات تاریخ

 

tariikh

سلام به دوستای گلم :idea:

در این مطلب با برترین جملات عاشقانه در کتاب های مختلف آشنا خواهیم شد ;)

در ضمن برد تیم ملی رو هم تبریک میگم :)

 

.
یک نظرسنجی در برایتون انگلیس نشان داد از نظر دوستداران ادبیات، یک خط از رمان «بلندی‌های بادگیر» اثر «امیلی برونته»، رمانتیک‌ ترین جمله در تاریخ ادبیات انگلیسی است.
در این نظرسنجی که ۲۰۰۰ نفر در آن شرکت داشتند، ۲۰ درصد از شرکت‌کنندگان جمله‌ :
روح از هر چه ساخته شده باشد، جنس روح او و من از یک جنس است.
را به عنوان عاشقانه ترین جمله ادبی انتخاب کردند و به این ترتیب کتاب «بلندی‌های بادگیر» را به عنوان عاشقانه‌ ترین کتاب ادبیات انگلیسی برگزیدند.
این جمله را کاترین ارشاو خطاب به هتکلیف به زبان می‌آورد.

.
عنوان دوم در این نظر سنجی به «وینی پو» خرس مشهور کتاب کودکان تعلق گرفت که در یک جمله گفته است :
اگر ۱۰۰ سال عمر کنی، امیدوارم من ۱۰۰ سال منهای یک روز زنده بمانم تا مجبور نباشم بدون تو زندگی کنم.
داستان‌های این خرس را ای.ای.میلن خلق کرده است.

.
در این میان اما جمله‌ای از مشهورترین تراژدی «ویلیام شکسپیر» مقام سوم را کسب کرد. این جمله که از نمایشنامه «رومئو و ژولیت» آمده، چنین است:
آرام‌ باش! چه نوری است که از آن پنجره می‌تابد؟ آنجا مشرق است و ژولیت خورشید تابان.

.
و در مکان چهارم یک جمله از دکتر زئوس نویسنده مشهور کتاب‌های کودکان رای آورد و آن جمله چنین است:
وقتی می‌فهمی عاشق شدی که می‌بینی دوست نداری بخوابی، چون واقعیت شیرین‌تر از رویاهایت شده است.


نوشته شده توسط mahdiiyar در سه‌شنبه 07 مهر 1394 و ساعت 10:50

ارسال نظر(3)


تو باش

 

ax (1)

سلام به دوستای مهربونم :idea:

سری جدید عکس نوشته های عاشقانه رو براتون آماده کردیم :x

line6

وقتی حس میکنم
جایی در این کره خاکی تو نفس میکشی
و من از همان نفسهایت نفس میکشم
آرام میشوم !
تو باش !
هوایت ! بویت !
برای زندگی کردنم کافیست . . .

 

.

تکست گرافی text graphy عاشقانه – تصویرنوشته غمگین

ax (2)

تکست گرافی text graphy عاشقانه – تصویرنوشته غمگین

ax (3)

تکست گرافی text graphy عاشقانه – تصویرنوشته غمگین

ax (4)

تکست گرافی text graphy عاشقانه – تصویرنوشته غمگین

ax (5)

تکست گرافی text graphy عاشقانه – تصویرنوشته غمگین

ax (6)

تکست گرافی text graphy عاشقانه – تصویرنوشته غمگین

ax (7)

تکست گرافی text graphy عاشقانه – تصویرنوشته غمگین

ax (8)

تکست گرافی text graphy عاشقانه – تصویرنوشته غمگین

ax (9)

تکست گرافی text graphy عاشقانه – تصویرنوشته غمگین

ax (10)

تکست گرافی text graphy عاشقانه – تصویرنوشته غمگین

ax (11)

تکست گرافی text graphy عاشقانه – تصویرنوشته غمگین

ax (12)

تکست گرافی text graphy عاشقانه – تصویرنوشته غمگین

ax (13)

تکست گرافی text graphy عاشقانه – تصویرنوشته غمگین

ax (14)

تکست گرافی text graphy عاشقانه – تصویرنوشته غمگین

ax (15)

تکست گرافی text graphy عاشقانه – تصویرنوشته غمگین

ax (16)

تکست گرافی text graphy عاشقانه – تصویرنوشته غمگین

ax (17)

تکست گرافی text graphy عاشقانه – تصویرنوشته غمگین

ax (18)

تکست گرافی text graphy عاشقانه – تصویرنوشته غمگین

ax (19)

 


نوشته شده توسط mahdiiyar در سه‌شنبه 07 مهر 1394 و ساعت 10:49

ارسال نظر(1)


جمله های فوق العاده زیبا و خواندنی در قالب عکس نوشته

 

عکس نوشته

در این مجموعه ۲۷ عکس نوشته فلسفی و الهام بخش برای شما آماده شده است :x

 

عکس نوشته زیبا

fun (1)

عکس نوشته زیبا

fun (2)

عکس نوشته زیبا

fun (3)

عکس نوشته زیبا

fun (4)

عکس نوشته فلسفی

fun (5)

عکس نوشته فلسفی

fun (6)

عکس نوشته فلسفی

fun (7)

عکس نوشته فلسفی

fun (8)

عکس نوشته فلسفی

fun (9)

عکس نوشته فلسفی

fun (10)

عکس نوشته فلسفی

fun (11)

عکس نوشته مفهومی

fun (12)

عکس نوشته مفهومی

fun (13)

عکس نوشته مفهومی

fun (14)

عکس نوشته مفهومی

fun (15)

عکس نوشته مفهومی

fun (16)

عکس نوشته مفهومی

fun (17)

عکس نوشته مفهومی

fun (18)

عکس نوشته مفهومی

fun (19)

عکس نوشته جدید

fun (20)

عکس نوشته جدید

fun (21)

عکس نوشته جدید

fun (22)

عکس نوشته جدید

fun (23)

عکس نوشته جدید

fun (24)

عکس نوشته جدید

fun (25)

عکس نوشته جدید

fun (26)

عکس نوشته جدید

fun (27)

 


نوشته شده توسط mahdiiyar در سه‌شنبه 07 مهر 1394 و ساعت 10:34

ارسال نظر(0)



.:: Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 43077 ::.
.:: Design By :
wWw.loxblog.Com ::.




این وبلاگ صرفا جهت راهنمایی،مشاوره و اطلاع رسانی ساخته شده است.آشنایی با قوانین پناهندگی زیر نظرسازمان ملل
mehdiafsharzadeh@gmail.com




دیالیکت
ستاد مبارزه با چرندیات
فوتبال یعنی
تونل زمان
ایران همیشه سبز
فریدون مشیری
قیصر امین پور
پروین اعتصامی
سید محمدحسین بهجت تبریزی (شهریار)
احمد شاملو
حكيم عمر خيام نيشابوري
اشعار
پاراگراف کتاب
زندگی زیباست
جملات و عکس نوشته های الهام بخش و زیبا برای زندگی
کاتاتونیک
عکاسباشی
کاف
کپشن خاص
جملات ادبی
گوناگون
دلنوشته
به سوی دموکراسی
رگا
هیچ
مهدیاریسم
یک کلام حرف حساب
سبک زندگی
آلزایمر




مهدی افشارزاده
















[Blog_Tags_Title] ,




»تعداد بازديدها: 440
»کاربر: Admin




💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران