.....................



ده کارت عروسی جالب و متفاوت .

ده کارت عروسی جالب و متفاوت .


نوشته شده توسط mahdiiyar در سه‌شنبه 20 مرداد 1394 و ساعت 02:44

ارسال نظر(0)


تفکیک جنسیتی


نوشته شده توسط mahdiiyar در سه‌شنبه 20 مرداد 1394 و ساعت 02:43

ارسال نظر(0)


این عدل است


√√√استاد رائفی پور :
گاهی با خودم فکر میکنم که
دوست داشتم در زمان کدام امام به دنیا می آمدم
و یاری اش میکردم؟
یک موقع میگفتم زمان امام حسین(ع) می بودم،
یک موقع میگفتم زمان امیرالمؤمنین می بودم،
میگفتم نه اقا امام حسن مجتبی خیلی مظلوم بود،
زمان ایشون می بودم
اما دودوتا چهارتا کردم
دیدم بهترین موقع، همین زمانه !!!
چون هرچه فکر میکنم میبینم سخت ترین کار همین امروزه،
بیشترین اَجر هم همین امروزه.
فرق ما با امت ائمه دیگر در این است که
آنها دیدند و عاشق شدند،
ما ندیده عاشق شده ایم .
شما خودتان را بزارید جای خدا،
این عدل است که
هر دوتای اینها باهم برابر باشند؟
نه،
روایت داریم منتظران مهدی(عج)
ثواب شهادت 70 نفر در رکاب پیامبر (ص) در بدر و احد
را دارند.
.


نوشته شده توسط mahdiiyar در سه‌شنبه 20 مرداد 1394 و ساعت 02:42

ارسال نظر(0)


ادعای انقلابی بودن

نوشته شده توسط mahdiiyar در سه‌شنبه 20 مرداد 1394 و ساعت 02:41

ارسال نظر(0)


مرگ 11 نفر در مراسم مذهبی

به گزارش پارسینه ، اِس اِن پرادان، از مقامات پلیس ایالت جارکند هند گفت، این حادثه در ساعات ابتدایی امروز در پی هجوم 150 هزار زائر معبد بایدیانَت جیوتیرلینگا در ایالت جارکند، مدت کوتاهی پس از باز شدن درهای معبد رخ داد.

وی افزود: «هنگامی که زوار به سمت در معبد هجوم بردند کسانی که در صف چند کیلومتری خواب بودند زیر پا ماندند.»

پرادان گفت: «بسیاری از زوار تلاش کردند با عجله خود را بر سر صف برسانند که به هرج و مرج و آشفتگی منجر شد، (در ادامه) برخی زوار زمین خوردند و به زیر پای سایرین افتادند.»

به گفتۀ این مقام پلیس هند، مرگ ده نفر از جمله یک زن مُرید معبد تائید شده و 15 تا 20 نفر دیگر نیز زخمی شده‌اند.»

زیر پا ماندن زوار در مراسم‌های مذهبی در هند که اغلب با نظارت پلیس و داوطلبان صورت می‌گیرد با توجه به تعداد زیاد شرکت کنندگان، امری غیرمعمول نیست.

ماه گذشته میلادی نیز دست‌کم 27 زائر در ساحل رودخانه مقدس شهر راجاموندری در مرز دو ایالت آندرا پرادش و تلانگاندا در جنوب هند جان باختند.


نوشته شده توسط mahdiiyar در سه‌شنبه 20 مرداد 1394 و ساعت 02:37

ارسال نظر(0)


احظار جن و ارواح

بدون شرح


نوشته شده توسط mahdiiyar در سه‌شنبه 20 مرداد 1394 و ساعت 02:36

ارسال نظر(0)


هوای تــــــو ...

هوای تــــــو ...
اجابت تمام عـــــــــشــق است
و من به تــــــــو
شکوه یک قنوت عـــاشـقــانه را
پیــــــش مـــی کــشـم عـــــشقم
دوســـــتت دارم

نوشته شده توسط mahdiiyar در سه‌شنبه 20 مرداد 1394 و ساعت 02:33

ارسال نظر(1)


دیگران درباره آل پاچینو چه می گویند؟

«...داشتم از وسط سنترال پارک  قدم می زدم که جوانی نزدیک آمد که او را نمی‌شناختم. و بهم گفت: هی چه اتفاقی برات افتاده؟ دیگه نمی‌بینمت مرد. مِن ِمن کردم. جوان گفت خدای من آل. می‌خوام تو رو اون بالا ببینم.» بعد من فهمیدم  خوش شانس بودم که آنچه را بهم داده شده در اختیارم هست...»

او با انسانیتی قدرتمند پرده را در برمی گیرد. بعید است شما آل پاچینو را نبینید. هم ستاره است و هم بازیگر، در تک تک فیلم‌هایش آل پاچینو فراموش نشدنی است و کاملا در نقش ذوب می‌شود. همهٔ تناقض‌های حضور بزرگ بر پرده را دارد: جزئیات دقیق است، توانش مغلوب کننده، ماحصل کار اغلب نفس را بند می‌آورد، گاه آزار دهنده می‌نماید، اما همواره فراموش نشدنی است. جایی که رابرت دنیرو قیمتی است آل پاچینو احساساتی یا وسواسی است و به شدت غریزی.

سیدنی لومت: «روزی از او خواستم دیوانه باشد، تمام روز دیوانه بود»!/ و آن چه خودش می‌گوید: «شادی، حس زندگی‌ بخشیدن به چیزهاست»


آل پاچینو گالری گناهکاران و مبارزان پر تقطه ضعف کارنامهٔ بازیگری خود را از بستر مرموز روح خویش بیرون آورده است. پیچیده است؟ صد البته. پرشور است؟ تا نقطه جنون. وحشی؟ بعله. یکبار اعتراف کرد: «زندگی روی سیم است. بقیه انتظار است.»

سیدنی لومت که با او در سرپیکو و بعدازظهر نحس همکاری کرده بخاطر می‌آورد: «روزی از او خواستم دیوانه باشد. تمام روز دیوانه بود.»

استاد بازیگری‌اش لی استراسبرگ که نگران فرو رفتن عمیق آل در شخصیت‌ها بود طوری که امکان داشت هرگز از آن‌ها‌‌ رها نشود اخطار می‌دهد: «عزیزم، باید ر‌هایشان کنی.»

ماجراهای دوران کودکی هم هست، کم اعتنایی، پناه بردن به الکل، شکست‌های عشقی و سختی‌هایش، سندروم کوتاه قدی. اما همه این داستان‌ها را برای داستان‌های بزرگ‌تر نقش‌های پر نقش و نگار او‌‌ رها می‌کنیم. از مایکل کورلئونهٔ پدرخوانده تا تونی مونتانای صورت زخمی. به مناسبت سالروز تولدش دنیا را از نگاه خود او و حرف‌های همکارانش در کافه سینما بخوانید:

سیدنی لومت: «روزی از او خواستم دیوانه باشد، تمام روز دیوانه بود»!/ و آن چه خودش می‌گوید: «شادی، حس زندگی‌ بخشیدن به چیزهاست»


جانی دپ (همکاری در دانی براسکو): یکی از بازیگرانی است که بخاطرت می‌آورد چقدر کاری را که می‌کنی دوست داری، چه لذتی بازیگری دارد. او احترام جدیدی را برای بازیگری در من به وجود آورد.

فرانسیس فورد کاپولا: شکی نیست که در پایان پدرخوانده دو مایکل کورلئونه همه را مغلوب کرده تنها روی صندلی نشسته، مرده‌ای است که نفس می‌کشد. راهی نبود که او اصلا تغییر کند. صادقانه بگویم  تغییراتی را در انتهای داستان در نظر داشتم اما پاچینو نگذاشت.

کالین فارل: در کار بسیار جدی است. هرگز چنین تمرکزی را ندیده‌ام. در عین حال حرامزده بانمکی است. خیلی باهوش، خیلی روشن فکر است. همکار خوبی است.

رابین ویلیامز: آل پاچینو یک مرد ریزه میزه است. مثل یک میگو. بیا دمار از روزگارش درآوریم. اما نه من همکاری با او را دوست دارم. آل مرد خوبی است.

سیدنی لومت: «روزی از او خواستم دیوانه باشد، تمام روز دیوانه بود»!/ و آن چه خودش می‌گوید: «شادی، حس زندگی‌ بخشیدن به چیزهاست»


حرف‌های آل پاچینو

کارگزار‌ها: دوره‌ای بود که کارگزاری نداشتم. به آژانس ویلیام موریس زنگ زدم. گفتم دارم دنبال کارگزار می‌گردم. منشی پرسید: اسم شما چیست؟ جواب دادم که آل پاچینو. منشی گفت: مطمئنی؟

مشکل من این است که با همه شخصیت‌ها همدات پنداری می‌کنم، شخصیت‌هایی که بازی نمی‌کنم وشخصیت‌های زندگی واقعی. گمانم همه بازیگران باید رغبت به این کار را داشته باشند.

ارزش استعدادش: «بازیگر ثروتمند معمولا راهی برای خلاص شدن از شر ثروت پیدا می‌کند. من پولهایم را روی فیلم خودمThe Local Stigmatic سرمایه گذاری کردم که هرگز رنگ پرده را به خود ندید. روی چند نمایشنامه کار کردم. ناگهان پس از چند سال کلی مالیات مقروض شدم و موعد وام‌ها سرآمد و ورشکسته شدم. اما می‌دانی واقعا چی تکانم داد؟ داشتم از وسط سنترال پارک قدم می زدم که جوانی نزدیک آمد که او را نمی‌شناختم. و بهم گفت: هی چه اتفاقی برات افتاده؟ دیگه نمی‌بینمت مرد. مِن ِمن کردم. جوان گفت خدای من آل. می‌خوام تو رو اون بالا ببینم. بعد من فهمیدم  خوش شانس بودم که آنچه را بهم داده شده در اختیارم هست. باید از آن استفاده کرد.»

سیدنی لومت: «روزی از او خواستم دیوانه باشد، تمام روز دیوانه بود»!/ و آن چه خودش می‌گوید: «شادی، حس زندگی‌ بخشیدن به چیزهاست»


پدرخوانده: «هرگز پدرخوانده را روی پرده سینما ندیدم. چون زمانی که نمایش داده شد خیلی عصبی بودم. و جالب بود. انگار به یک عکس قدیمی خودت نگاه می‌کنی. گیج می‌شوی. گیج می‌شوی و می‌گویی اصلا نمی‌تونم ارتباط برقرار کنم.»

تحقیقات: «برخی بازیگر‌ها تحقیقات را مفید می‌دانند. بقیه نه. همیشه چیزی برای تحقیق کردن وجود دارد. حتی اگر شما نقش سفارشی کوتاه یک آشپز را بازی کنی. منظورم این است همیشه کتاب‌هایی برای خواندن و آدم‌هایی برای ملاقات هست.»

عمر طولانی: شبی با لی استراسبرگ به شب صد ستاره رفتیم. همه آدم‌های مشهور آنجا بودند. از اورسن ولز بگیر تا بقیه. یادم می‌آید لی برگشت به من گفت: می‌دونی عزیزم، اطرافم را نگاه می‌کتم و چی می‌بینیم؟ یازمانده‌ها.

سیدنی لومت: «روزی از او خواستم دیوانه باشد، تمام روز دیوانه بود»!/ و آن چه خودش می‌گوید: «شادی، حس زندگی‌ بخشیدن به چیزهاست»


تیا‌تر علیه سینما: «بازیگری مانند بندبازی است. میان بازیگری در تئاتر و  سینما تفاوت وجود دارد. روی صحنه بندباز آن بالاست. اگر بیفتی، افتادی. در فیلم، بند روی زمین است. اگر بیافنی بلند می‌شوی و دوباره تکرار می‌کنی. بازیگری در تئا‌تر حالت دیگری از انسان است. از خواب بلند می‌شوی و می‌دانی باید سر ساعت هشت بندبازی کنی.»

درباره بازیگران ایتالیایی –آمریکایی: «جدا به فکر افتاده بودیم نام‌‌هایمان را عوض کنیم چون آن زمان اصلا نمی‌شد فکر کرد که آخر اسمت حروف صدادار داشته باشد و بخواهی بازیگر هم بشوی.»

چرا مایکل کرولئونه فردو را در پدر خوانده دو کشت: «به نظرم دلایلی داشت که مایکل این کار را کرد. اگر به عقب برگردم ودرباره اش فکر کنم آن‌ها باید کاری می‌کردند تا‌ منطق را حفظ کنند. چون اگر فردو را زنده نگه می‌داشتند هرچه قبلش پیش آمده بود بی‌اعتبار شده بود. این منطق بود.»

سیدنی لومت: «روزی از او خواستم دیوانه باشد، تمام روز دیوانه بود»!/ و آن چه خودش می‌گوید: «شادی، حس زندگی‌ بخشیدن به چیزهاست»


خشم: در همه ما وجود دارد. بازیگر آسان‌تر به آن دست پیدا می‌کند چون ورزشکاری احساساتی است. خشم روزمره است.

شادی: شادی یک کلمه است... نمی‌دانم. کلمه خطرناکی است. شاید  حسِ.. زندگی بخشیدن به چیزی باشد.

درباره خودش: واقعا یک افسرده خوی باروحیه‌ام.

سیدنی لومت: «روزی از او خواستم دیوانه باشد، تمام روز دیوانه بود»!/ و آن چه خودش می‌گوید: «شادی، حس زندگی‌ بخشیدن به چیزهاست»

نوشته شده توسط mahdiiyar در دوشنبه 19 مرداد 1394 و ساعت 12:19

ارسال نظر(0)


چرا رضا کیانیان به اعتیاد متهم شد؟

 

اخبار,اخبار فرهنگی,ماجرای خبرنگاری رضا کیانیان

رضا کیانیان: در آن سال ها خوشحالی من به زودی تبدیل به خجالت شد، چون پیرمردهای مسجد محل كه من هم عضو ثابت آنجا بودم، عكس را دیده و گفته بودند: «رضا هرویینی شده، چون لب‌هاش سیاهه، صورتش هم سیاهه».

 ماجراهای دوران خبرنگاری رضا کیانیان
رضا کیانیان در کنار آن که بازیگر خوبی است نویسنده خوبی هم هست. سال هاست دلنوشته ها و یادداشت هایش را در رسانه های مختلف خوانده ایم ضمن اینکه گفتگوهایش با چهره هایی نظیر محمدعلی فردین هم به کتبی پرتیراژ بدل شده است.


شاید خیلیها ندانند که ذوق نوشتن کیانیان از سابقه روزنامه نگاری او نشأت گرفته است. سالها پیش از این کیانیان وقتی نوجوان بود برای یک روزنامه معروف خبرنگاری می کرد. این هنرمند توانا در یادداشتی زیبا که به مناسبت روز خبرنگار نگاشته است، به ذکر خاطراتی از دوران خبرنگاری پرداخته است و از جمله خاطره ای از عکس خبرنگاریش که باعث شده بود برخی گمان کنند او اعتیاد دارد!


متن کامل این یادداشت کیانیان را بخوانید:
من هم یك خبرنگارم
وقتی ١٥ساله بودم خبرنگار روزنامه اطلاعات شعبه خراسان شدم. بعد از مدت كوتاهی قرار شد عكسم در روزنامه، صفحه مخصوص خراسان چاپ شود. رفتم استودیو موگه پیش مصطفی. گفتم یك عكس هنری از من بگیر! آن روزها تازه مد شده بود (حداقل در مشهد) برای پرتره یك طرف صورت را تاریك‌تر می‌كردند.


رضا هرویینی شده، چون لب‌هاش سیاهه
این عكس را به دفتر روزنامه دادم و چند روز بعد، یك خبر كوتاه چندخطی، وسط یكی از ستون‌ها چاپ شد، با همان عكس و زیر آن نوشتند: «رضا كیانیان هنرمند جوانی از مشهد». به زحمت كسی می‌توانست آن عكس و خبر را ببیند. اما خودم به راحتی آن را دیده بودم و چند نسخه از روزنامه را هم از دفتر برداشته بودم كه به همه نشان بدهم. به ثبت رسیده بودم. اما خوشحالی من به زودی تبدیل به خجالت شد، چون پیرمردهای مسجد محل كه من هم عضو ثابت آنجا بودم، عكس را دیده و گفته بودند: «رضا هرویینی شده، چون لب‌هاش سیاهه، صورتش هم سیاهه».


تمام نسخه های روزنامه را جمع کردم
حالا من جلوی چشم‌شان بودم كه نه لب‌هام و نه صورتم، هیچ كدام سیاه نبود، اما به آن عكس استناد می‌كردند و خودم را باور نمی‌كردند. چاره‌ای نداشتم، فقط سعی كردم تمام نسخه‌های روزنامه- حداقل اونایی كه تو محل‌مان پخش شده بود- را جمع كنم تا به مدرسه و به دست مدیر و ناظم‌مان نرسد… !


هنوز انجمن صنفی روزنامه‌نگاران باز نشده
الان ٦٥ساله شدم و هنوز هم خودم را جزو روزنامه‌نگاران می‌دانم؛ گاهی مطلبی، مقاله‌ای و… می‌نویسم و گاهی هم با این و آن مصاحبه می‌كنم و اینجا و آنجا چاپ می‌كنم. خب، سینماگر هم هستم. آقای روحانی درمورد سینما، بعد از انتخاب شدن بلافاصله به قولش عمل كرد و خانه سینما را باز كرد و به خیلی از قول‌های دیگرش هم عمل كرد، حتی به قول‌های جهانی‌اش. اما هنوز انجمن صنفی روزنامه‌نگاران باز نشده.
من در روز خبرنگار به خاطر همه خبرهای خوبی كه خودشان و همكاران‌شان آفریده‌اند، به همه خبرنگاران تبریك می‌گویم و همچنان منتظرم برای یك خبر خوب دیگر؛ باز شدن انجمن صنفی روزنامه‌نگاران.


نوشته شده توسط mahdiiyar در دوشنبه 19 مرداد 1394 و ساعت 12:09

ارسال نظر(0)


مدونا بدون آرایش در 56 سالگی!

 

اخبار,اخبار فرهنگی,مدونا

شاید بتوان گفت که مدونا موفق ترین زن خواننده در تمام دنیا باشد. نگاهی می کنیم به نکات مهم زندگی مدونا که شاید کمتر در مورد آنها اطلاع داشتید!

مدونا لوییس ورونیکا چی‌کونه Madonna Louise Ciccone Ritchie خواننده، ترانه‌سرا، بازیگر و کارآفرین بین‌المللی مشهور آمریکایی است. او در تاریخ ۱۶ اوت سال ۱۹۵۸، برابر با ۲۵ مرداد ۱۳۳۷) در ایالت میشیگان به دنیا آمد.  اغلب از او به عنوان 'ملکه پاپ' یاد می شود.  مدونا برندهٔ ۷ جایزهٔ گرمی و ۲ جایزه ی گولدن گلوب است.

 

اخبار,اخبار فرهنگی,مدونا

 عکس سلفی جدید مدونا

 

تاکنون ۳۰۰ میلیون آلبوم مدونا در سراسر جهان به فروش رفته‌است و انجمن صنایع ضبط آمریکا آثار او را پرفروش ترین در میان «هنرمندان راک زن» در قرن بیستم اعلام کرده‌است.
رکوردهای جهانی گینس او را به عنوان موفق‌ترین زن هنرمند معرفی کرده‌است.مدونا اولین آلبوم خود به نام «مدونا» را در سال ۱۹۸۳ ارائه داد.

 

اخبار,اخبار فرهنگی,مدونا

 عکس مدونا بدون آرایش

 

او در ۲۰ سالگی با ۳۵ دلار پول از میشیگان به نیویورک رفت و در سال ۲۰۱۰ ثروت وی بیش از یک میلیارد دلار تخمین زده شد! در اکتبر ۲۰۱۳ میلادی، مدونا برای نخستین‌بار اعلام کرد که وی در سن ۱۹ سالگی بر پشت‌بام ساختمانی در شهر نیویورک مورد تجاوز جنسی قرار گرفته‌ است.


نوشته شده توسط mahdiiyar در دوشنبه 19 مرداد 1394 و ساعت 12:08

ارسال نظر(0)



.:: Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 43077 ::.
.:: Design By :
wWw.loxblog.Com ::.




این وبلاگ صرفا جهت راهنمایی،مشاوره و اطلاع رسانی ساخته شده است.آشنایی با قوانین پناهندگی زیر نظرسازمان ملل
mehdiafsharzadeh@gmail.com




دیالیکت
ستاد مبارزه با چرندیات
فوتبال یعنی
تونل زمان
ایران همیشه سبز
فریدون مشیری
قیصر امین پور
پروین اعتصامی
سید محمدحسین بهجت تبریزی (شهریار)
احمد شاملو
حكيم عمر خيام نيشابوري
اشعار
پاراگراف کتاب
زندگی زیباست
جملات و عکس نوشته های الهام بخش و زیبا برای زندگی
کاتاتونیک
عکاسباشی
کاف
کپشن خاص
جملات ادبی
گوناگون
دلنوشته
به سوی دموکراسی
رگا
هیچ
مهدیاریسم
یک کلام حرف حساب
سبک زندگی
آلزایمر




مهدی افشارزاده
















[Blog_Tags_Title] ,




»تعداد بازديدها: 469
»کاربر: Admin




💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران