.....................



چرا نباید از شخصیت افراد بُت بسازیم؟

 

اسطوره سازی, اسطوره پرستی ,شخصیت پرستی

اسطوره سازی و اسطوره پرستی همیشه از دیرباز و در دوره های مختلف حیات بشر وجود داشته و همواره انسانهایی بوده اند که بواسطه برخی قابلیتها و جذابیتهای خود، توجه مردم را به خود جلب کرده اند. سیاست مداران، ورزشکاران، هنرمندان و دانشمندان از جمله کسانی هستند که افراد جذب شخصیتشان شده و به نوعی خواستار الگوبرداری از سبک زندگی، اخلاقیات و نگرشهای آنها هستند. اینکه فردی به کسی دیگر علاقه پیدا کند و به عبارتی طرفدار وی گردد امری کاملا طبیعی و قابل قبول است، اما مشکل از آنجایی پدید می آید که این علاقه تبدیل به شیفتگی افراط گونه میشود به نوعی که انسان مرید و دلباخته بی قید و شرط و بی چون و چرای فرد مورد علاقه اش میگردد. شخصیت پرستی و اسطوره سازی از دیگران به نوعی منشاء بسیاری از معضلات اجتماعی میگردد که از دو جنبه کلی قابل بررسی است: مسائلی که در خصوص شخص اسطوره پدید می آید و مسائلی که در خصوص شخص یا اشخاص اسطوره پرست پیش می آید.

کسی که تبدیل به اسطوره شده و از شخصیتش بت ساخته شده، همیشه انتظار پرستش از دیگران را دارد چون غرور و تکبری کاذب سراسر وجودش را فرا گرفته و دیگر حاضر نیست از موقعیتی که در آن قرار گرفته ذره ای افول کند. او به این دلیل که دیگران شیفته اش هستند، خود را در مرکز توجه میبیند و سعی در تحمیل افکار و نگرشهای خود در بین طرفدارانش میکند چرا که می داند آنها آنقدر نسبت به او ارادت دارند که چه درست و چه غلط، حاضرند گفتمان ارائه شده توسط او را بپذیرند.

معمولا انتقاد پذیری در انسانهایی که توسط مردم بت شده اند به پایین ترین سطح خود تنزل می یابد و گاهی اصلا امکان پذیر نیست. به عنوان مثال خواننده ای را در نظر بگیرید که بسیار محبوب است و طرفدارانی سرسخت دارد. اگر جمله ای بیان کند یا رفتاری انجام دهد که از لحاظ اخلاقی برخلاف عرف جامعه باشد، چون خودش را در لایه ای محافظت شده از طیف وسیعی از هواخواهانش میبیند که حاشیه ای امن برایش مهیا میکنند و با طرفداری کور و متعصبانه روی هرگونه گفتار و رفتار او صحه میگذارند، دیگر نگران انتقاد مردم نیست.

خود بزرگ بینی یکی دیگر از خصیصه هایی است که اغلب در بین اسطوره ها دیده میشود. بالابردن افراط گونه شخصیت افراد این توهم را در ذهن آنها ایجاد میکند که چند پله از عامه مردم بالاترند و اینگونه سطح توقعات و انتظارات آنها از کل جامعه بالا می رود و تصور میکنند که لایق احترامی بی حد و حصر از جانب عموم مردم هستند.

خودشیفتگی ایجاد شده بدلیل محبوبیت بیش از حد در شخص اسطوره سبب میگردد که او دیگر نتواند مخالفانش را ببیند و تحمل کردنشان برایش بسیار دشوار میگردد. شخص اسطوره معمولاً از این می هراسد که مبادا منتقدانش روی ذهن طرفداران تاثیری ناخوشایند بگذارند و از این نگراند که وجهه اجتماعی اش تضعیف شود. شخص اسطوره گاهی تلاش میکند با وسیله قرار دادن طرفدارانش، مُهر سکوت بر لبان مخالفانش بزند. میدان دید افراد اسطوره معمولا محدود به طیف طرفداران خود میشود. برخی اسطورگان برای مخالفین خود هیچ ارزشی قائل نمی شوند و از همه انتظار دارند که آنها را در حد بت پرستش کنند.

سوء استفاده از طرفداران برای پیشبرد اهداف شخصی، موضوع دیگری است که بسیار دارای اهمیت است. برخی افراد اسطوره از احساسات، تعصبات و اعتقادات ایجاد شده در بین هوادارانشان به نفع خود و در تحقق مقاصد شخصی بهره برداری می کنند. آنها می دانند که در بین مریدانشان دارای جایگاه ویژه هستند و اگر بخواهند می توانند از حمایت آنها نهایت استفاده را ببرند.

جنبه دیگر اسطوره سازی به اشخاص اسطوره پرست برمیگردد. خصلتهایی که در بین افراد شخصیت پرست شکل میگیرد و به دنبال آن معضلات اجتماعی بی پایان پدید می آید، گاهی می تواند سرنوشت یک ملت را تغییر دهد. انسانهای شخصیت پرست دارای تعصبات خشک، کور و بی منطق می شوند. آنقدر جایگاه کسی را بالا میبرند که دیگر نمی توانند عیوب و اشتباهات وی را ببینند و درک کنند. اگر دیگران هم متوجه این اشتباهات شوند و آنها را بیان کنند با مقاومت بسیار شدید و خشونت آمیز افراد شخصیت پرست روبرو میشوند. افراطی گری، خشونت طلبی، اقتدار گرایی و دشنام گویی از ویژگی هایی است که ممکن است در افراد شخصیت پرست پدید آیند که در نهایت فضایی را فراهم می آورد که به کل بدنه جامعه صدمات جبران ناپذیری وارد میکند. کسی که شخصیتی را می پرستد و از وی بت می سازد همیشه در پی بسته بندی افکار خود در سمت و سوی هواداری و حمایت از شخص اسطوره است و در این میان عنصر منطق و اعتدال هیچ جایگاهی نخواهد داشت چون هدف او صرفاً حفظ جایگاه اسطوره و خدشه دار نشدن اوست. افراد اسطوره پرست هرگز دوست ندارند آن ذهنیت بی عیب و نقصی که از فرد اسطوره در ذهن خود ساخته اند صدمه ببیند.

ممکن است کسی به اوج شهرت برسد اما این دلیل نمیشود که شخصیتش مورد پرستش قرار گیرد. همه انسانها قابل احترامند ولی از هیچکس نباید بت ساخت. باید دانست که هر انسانی در هر جایگاهی که باشد احتمال اشتباه و خطا در وی وجود دارد و هیچگاه نباید با بالابردن افراط گونه جایگاه افراد، امکان قضاوت عادلانه از رفتار، گفتار و پندار آنها سلب شود.


نوشته شده توسط mahdiiyar در یکشنبه 05 مهر 1394 و ساعت 10:19

ارسال نظر(1)


جملات تصویری آموزنده و فلسفی

 

جملات زیبا و الهام بخش تصویری, جملات زیبای تصویری

جملات تصویری فلسفی

 

جملات زیبا و الهام بخش تصویری, جملات زیبای تصویری

جملات تصویری زیبای فلسفی

 

جملات زیبا و الهام بخش تصویری, جملات زیبای تصویری

خواندنیهای دیدنی

 

جملات زیبا و الهام بخش تصویری, جملات زیبای تصویری

جملات زیبا و الهام بخش تصویری

 

جملات فلسفی, جملکس های فلسفی

جملات زیبا فلسفی

 

جملات زیبا و الهام بخش تصویری, جملات زیبای تصویری

مطالب زیبا و آموزنده

 

جملات زیبا و الهام بخش تصویری, جملات زیبای تصویری

جملات تصویری فلسفی

 

جملات زیبا و الهام بخش تصویری, جملات زیبای تصویری

جملات تصویری زیبای فلسفی

 

جملات زیبا و الهام بخش تصویری, جملات زیبای تصویری

جملکس های فلسفی

 

جملات زیبا و الهام بخش تصویری, جملات زیبای تصویری

جملات زیبا و الهام بخش تصویری

 

جملات زیبا و الهام بخش تصویری, جملات زیبای تصویری

جملات تصویری

 

جملات تصویری فلسفی, جملات تصویری زیبای فلسفی

مطالب زیبا و آموزنده

 


نوشته شده توسط mahdiiyar در دوشنبه 30 شهریور 1394 و ساعت 09:35

ارسال نظر(0)


آگهی فروش کلیه فرزند شهید در انزلی

آگهی فروش کلیه فرزند شهید در انزلی


نوشته شده توسط mahdiiyar در پنج‌شنبه 26 شهریور 1394 و ساعت 09:22

ارسال نظر(0)


در شبکه های اجتماعی، روی اعصاب نباشید!

 

شبکه های اجتماعی

 

 

روزها و هفته های اول همه چیز تازه و جدید است، با یک لبخند پهن 24 ساعت زل می زنید به ایکن بنفش وایبر و گوش می سپارید به دینگ دینگ صدای واتس آپ و آن قدر اینستاگرام عکس می بینید تا حجم اینترنت خانه را یک رزوه سر می کشید. اما کم کم همه چیز برایتان عادی می شود و ورودتان به تک تک گروه های موبایلی دور و نزدیک شروع می شود.

اما اینکه در دنیای مجازی چه رفتاری داشته باشید که مثل یک آدم باشخصیت در دنیای واقعی باشید و مدام روی اعصاب بقیه هم گروهی اسکی نکنید، کاملا به درک و رفتار خودتان بر می گردد. اما چون کلا رسالت ما تلاش برای بالابردن سطح شعور جامعه است، می خواهیم به شما کمک کنیم. تلاش کرده ایم بگوییم چه بکنید و چه نکنید که در گروه های مجازی مردم از دست شما گریبان چاک ندهند و خودشان را گاز نگیرند!

 

1- پسرخاله طور نباشد
خودمانی نشوید. یکی از خصوصیات شبکه های مجازی این است که چون در این گروه ها بنا بر نوشتن است و نه ارتباط چهره به چهره، آدم کمتر خجالت می کشد و گاهی خط قرمزهای خودش را هم رد می کند و یک نگاه می اندازه می بیند با رئیسش، با معلم یا استاد دانشگاهش یا با غریبه ای که هرگز او را ندیده چه پسرخاله طور صحبت کرده! پس جوگیر نشوید و به خودتان یادآور شوید این آدم، همان آدم دنیای واقعی است و چیزی عوض نشده و لطفا ادامه بدهید. من هم همان آدم هستم و نباید خط قرمزهایم را رد کنم.

2- دلقک بازی در نیاورید
هرکسی که آنلاین است، الزاما به صفحه شما چشم ندوخته که برایش پیغامی، جوکی، عکسی بفرستید، او هم برنامه های خودش را دارد. پس شما وظیفه شاد کردن و سرگرم کردن همه آنلاین های لیست تان را ندارید.

3- سنگین و رنگین باشید
سر صحبت را با تمام لیست تان باز نکنید. باور کنید که این هیجان اولیه ویژه شماست و بقیه مشغول کار و زندگی شان هستند و ممکن است وسط یک جلسه باشند یا اصلا توی تخت شان باشند، ولی حوصله حرف زدن با شما را نداشته باشند. این طور هم شما غمگین می شوید، هم آنها معذب.

4- به زبان آدمیزاد حرف بزنید
یکی از جذابیت های شبکه های مجازی موبایلی، آیکن ها و استیکرها هستند. حتما خودتان می دانید که هرکدام معنا و مفهوم خاصی دارند، مراقب باشید برای چه کسی چه آیکنی می فرستید! زیاد از استیکرها استفاده نکنید. فکر اعصاب آن بخت برگشته آن طرف موبایل هم باشید که باید پیغام شما را باز کند و با 40 تا استیکر مواجه شود. ضمن اینکه حرف زدن به زبان استیکرها کم کم قدرت بیان احساسات کلامی و زبانی را از شما می گیرد.

5- قطع کننده زنجیر باشید
همین که وارد یک یا چند گروه اجتماعی موبایلی می شوید، در معرض سیل گسترده ای از انواع اطلاعات قرار می گیرد. آخرین اخبار سیاسی و فرهنگی، به روزترین اشعار معاصر، آخرین اطلاعات در مورد زندگی شخصی آقا و خانم بازیگر و فوتبالیست.

آخرین دستاوردهای علمی و...! اینجا هم لازم است قبل از به اشتراک گذاشتن جدیدترین دانسته هایتان، سه بار نفس عمیق بکشید، تا پنج بشمارید و بعد به خودتان بگویید: «از کجا معلوم که راست باشه؟» بله! حجم عظیمی از محتوایی که روزانه دست به دست بین کاربران می چرخد، ساختگی است و حقیقت ندارد. پس شما سعی کنید عضوی از این اکوسیستم شایعه سازی نباشید. صرف هیجان انگیزبودن یک مطلب، عکس یا خبر، دلیل بر صحت آن نیست.

خصوصیات شبکه های مجازی

 6- مچ گیر خوبی باشید
اگر خیلی دلتان می خواهد ناقل اخبار و طوطی شکرشکن باشید، قبل از به اشتراک گذاشتن علم و اخباری که به تازگی به دستتان رسیده، کمی جست و جو کنید و منبع اصلی خبر را پیدا کنید. ببینید صحت دارد یا نه. از چند نفر آدم مرود اطمینان که از موضوع خبر دارند، ماجرا را بپرسید و بعد کل لیستتان را به فیض برسانید.

7- یقه خودتان را بگیرید
با هیجان اولیه و آدم منطقی درونتان وارد گفت و گو شوید و به مهره های گردن و حجم اینترنتتان رحم کنید. فرصت برای خواندن جوک های بی مزه و شرکت در بحث های اغلب خالی از محتوای گروه های متفاوت زیاد است. خیلی مراقب آدم های واقعی زندگی واقعی خودتان باشید ضمن اینکه اکیدا توصیه می کنیم هرازچندگاهی جا به جا بشوید که خدایی نکرده زخم بستر نگیرید!

8- در خروج از گروه همیشه باز است
اگر به طور اتفاقی به گروهی دعوت شده اید که هیچ اطلاع و علاقه ای درباره مبحث موردنظر آن گروه ندارید و نه شما می توانید خیری به آنها برسانید و نه آنها به شما، بهتر است که هرچه زودتر گروه را ترک کنید. راه انداختن بحث های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و قاتی شدن و نظر دادن در همه مباحث، نیازمند مطالعه و آگاهی است که بعید است هیچ کدام ما آن قدر مطالعه داشته باشیم که از همه چیز سر در بیاوریم.

9- بساط دورهمی پهن نکنید.
اینکه شما این امکان را دارید که دیگران را به گروهی اضافه کنید، دلیل نمی شود که همه افراد را به همه گروه ها دعوت  کنید. کمی دقت کنید و فکر داشته باشید و ببینید چه کسی برای چه گروهی مناسب تر است. با مدیر گروه صحبت کنید و مطمئن شوید که می توانید شخص دیگری را به گروه اضافه کنید و بقیه اعضا از این کار شما معذب و دلگیر نمی شوند. افراد را براساس علاقه مندی ها، سلیقه شخصی و تخصص شان به گروه ها دعوت کنید.

10- کپی نکنی نمی گن لالی
باور بفرمایید که وقتی برای اولین بار به گروهی دعوت می شوید، اگر چندروزی را سکوت کنید و اوضاع را رصد کنید، هیچ اتفاقی نمی افتد و کسی از شما شکایت نمی کند. کمی نگاه کنید، بخوانید و ببینید هدف و قوانین گروه چیست! کپی کردن متن های بی ربط و جوک های تکراری وسط یک بحث علمی، شما را فعال فضای مجازی نشان نمی دهد، بلکه همه متوجه می شوند که شما تازه کارید و هنوز به بلوغ اجتماعی نرسیده اید! به اهداف و قوانین گروه احترام بگذارید.

11- کم و گزیده گویید لطفا
این ضرب المثل را سرلوحه فعالیت مجازی تان قرار دهید. ارسال روزی 60، 70 پست در شبکه های اجتماعی و به اشتراک گذاشتن مصور کل زندگی تان در اینستاگرام، نه تنها جالب نیست که ممکن است آثار سوئی هم روی زندگی شخصی خودتان داشته باشد. واقعا به همه اددلیست شما ربطی ندارد که شما از کله سحر تا بوق سگ کجاها رفته اید و چه چیزهایی خورده اید.


نوشته شده توسط mahdiiyar در یکشنبه 22 شهریور 1394 و ساعت 09:49

ارسال نظر(0)


راه مقابله با سختی‌های زندگی: "زیاد سخت نگیر!"

 

سخت نگرفتن مشکلات زندگی

مشکلات زندگی را زیاد سخت نگیر

 

آن‌هایی را که تازه ياد گرفته‌اند، نگاه کنید. سفت و محکم به رل چسبیده‌اند. سرشان را به شیشه نزدیک می‌کنند و با دقت و وسواس فراوانی به جلو زل می‌زنند...

به محض این‌که راننده کناری بوق می‌زند بلافاصله و بدون هیچ مکثی سریعا به سمت دیگر فرار می‌کنند و وقتی مجبورند در موقعیت‌های سخت، سریع واکنش نشان دهند در مقابل حجم بالای اطلاعاتی که باید هم‌زمان پردازش کنند، قفل می‌کنند و وسط چهارراه ترمز می‌زنند و بقیه را به زحمت می‌اندازند. هیچ ‌کس در ماشین حق ندارد با راننده صحبت کند. او به همه حواسش برای ثبت تک‌تک اتفاقاتی که در جاده در حال رخ دادن است، نیاز دارد. این راننده‌ها معمولا بعد از طی کردن یک مسیر کوتاه از بس که به ذهن و چشم و اعصاب خود فشار آورده‌اند، ساعت‌ها به استراحت نياز دارند و هر وقت صحبت رانندگی در خیابان‌های شلوغ یا گردنه‌های پر پیچ و خم خارج شهر به میان می‌آید مثل بچه‌ها وحشت‌زده می‌شوند و سعی می‌کنند به شکلی موضوع را منتفی کنند و یا در ساعت‌های کم‌ترافیک و خلوت راهی خیابان و جاده شوند.

همین راننده‌های مبتدی چند سال که می‌گذرد و به قولی حرفه‌ای می‌شوند بسیار راحت و آسوده رانندگی می‌کنند. موقع رانندگی به صندلی عقب کاملا تکیه می‌دهند و بدون زل زدن به شیشه جلو، نگاهشان را طوری تنظیم می‌کنند که هم‌زمان با دیدن جلو، روی آيینه جلو و آيینه‌های بغل نیز اشراف دارند. آن‌ها واکنش‌شان بسیار سریع و به موقع است. می‌توانند موقع رانندگی با بقیه صحبت کنند و حتی اگر مجبور باشند و با وجودی که منع قانونی دارد به راحتی چای بنوشند و با موبایل صحبت کنند. برایشان خیابان شلوغ یا جاده‌های پر پیچ و خم با جاده‌های خلوت و کم‌ترافیک فرقی نمی‌کند. نسبت به بوق زدن‌های بی دلیل خودروهای عجول بی‌اعتنا هستند و موقع بروز بحران به سرعت از خود واکنش نشان می‌دهند و جان خود و بقیه سرنشینان را از مهلکه نجات می‌دهند. آن‌ها به قول معروف "دست به فرمان‌شان خوب است" و می‌شود به رانندگی‌شان اعتماد کرد. از همه مهم‌تر این‌که حساسیت این اشخاص نسبت به تغییرات جاده و ترافیک بسیار کمتر از رانندگان تازه کار است. حرفه‌ای‌ها به جاده و خیابان و ماشین و ترافیک مسلط‌اند و حتی اگر ساعت‌های طولانی هم رانندگی کنند باز فشاری به سیستم عصبی آن‌ها وارد نمی‌آید. آن‌ها بی‌خیال و راحت‌اند اما در عین حال راننده‌های بی‌نظیری هستند.

نکته طلایی راه سوم این شماره همین است: "اگر می‌بینی زندگی و شرایط آن خیلی برایت سخت شده و دشواری‌ها و مشکلات بیشتر از حد توانایی و تحمل توست شاید دلیلش این باشد که تو درجه حساسیت‌ات را خیلی بالا برده‌ای و با کمی بی‌خیالی و راحت‌گیری و کلی‌نگری همه چیز حل شود و تو هم بتوانی به راحتی از دل مشکلات بیرون بیایی."

بالفرض که در کودکی، زمین خورده‌ای و مثلا پیشانی‌ات زخمی شده است. الان صورت و چهره تو همین است که هست، پس بی‌جهت خودت را به خاطر این پیشانی زخمی زشت و نازیبا تصور نکن و فكر کن که اصلا چنین زخمی در صورتت نیست. راحت و آسوده و بی‌اعتنا به این افکار با اعتماد به نفس در مصاحبه شرکت کن و با افرادي که دوست داري،  معاشرت داشته باش.

یا اگر اتفاق ناگواری برایت رخ داده و آن‌هایی که زمانی برایت مهم نبوده‌اند، با زخم زبان و نگاه و رفتارهای توهین‌آمیز و حتی سلام و تعظیم‌های معنادار سعی می‌کنند تو را سرزنش کنند، به جای خالی کردن میدان و تسلیم شدن در مقابل این شرایط، درجه حساسیت خودت نسبت به رفتار و گفتار آدم‌ها را کم کن و نسبت به حرکات و حرف‌های آدم‌های اطراف خودت بی‌خیال شو. اصلا سخت نگیر و کاری را که می‌دانی درست است، انجام بده!! خواهی دید که سرزنشگر وقتی ببیند تو اصلا به او توجهی نمی‌کنی و حتی به او و حرکاتش می‌خندی، بساطش را جمع می‌کند و می‌رود. در حقیقت این خود فرد است که با حساس نشان دادن خود به بعضی علايم، نقطه ضعف‌هایش را به دیگران اعلام می‌کند و خود را به دردسر می‌اندازد.

سال‌هاست که جمله طلایی خلیل جبران را برای عزیزترین دوستانم تکرار می‌کنم: "که خدایا به من آن‌قدر تاب و تحمل بده تا بتوانم آن‌چه را که نمی‌توانم تغییر بدهم بپذیرم و قبول کنم!" و این مگر چیزی جز کم کردن درجه حساسیت و دور انداختن ذره‌بین ذهنی است؟

یکی از دوستانم صاحب شرکتی تولیدی بزرگی است. روزی در محل کارش به دیدارش رفتم. اتاق بزرگی داشت که روی یکی از دیوارهای آن چند تا عکس و پوستر بزرگ کنار هم چیده بود. اولین عکس از محیط کارگاه بود. عکس دوم نمای کل کارخانه را از بالای کوه نشان می‌داد. عکس سوم نقشه شهر بود و دایره کوچکی محل کارخانه را در شهر بزرگ نشان می‌داد. عکس چهارم نقشه کل کشور ایران بود و عکس پنجم تصویر کره زمین بود که در آن کشورمان ایران با دایره کوچکی مشخص شده بود.

می‌توانید حدس بزنید عکس ششم و هفتم چه بودند؟
بله! عکس ششم منظومه شمسی را نشان می‌داد که در آن کره زمین به صورت توپی کوچک مشخص شده بود و عکس هفتم کل کهکشان راه شیری را نشان می‌داد که خورشید در آن گم شده بود!!

با کنجکاوی از دوستم دلیل این عکس‌های هفتگانه را روی دیوار اتاقش پرسیدم. با خنده گفت: هر وقت می‌بینم در سطح کارگاهم مشکلی پیش آمده که فعلا نمی‌توانم حل کنم یا در حال حاضر باید تحمل کنم به عکس دوم یعنی کل کارخانه نگاه می‌کنم و می‌گویم این مشکل فقط به این خاطر برایم بزرگ می‌نماید چون من ذره‌بین دست گرفته‌ام و به این نقطه خیره شده‌ام. اگر روزی کارخانه‌ام به خاطر بدهی و مشکلات دیگر مورد تهدید قرار گیرد هرگز احساس ورشکستگی نمی‌کنم. به نقشه شهر نگاه می‌کنم و می‌بینم که هزاران نقطه در این شهر وجود دارد که می‌توانم در آن‌ها هزار کارخانه تولیدی دیگر بر پا سازم. حتی اگر کل فضای شهر برایم غیر قابل تحمل شود به نقشه‌های بعدی نگاه می‌کنم. کره زمین جا برای زندگی زیاد دارد و بعد مگر ما در قیاس با این کهکشان چقدر بزرگی‌ام که اجازه دهیم مشکلات خودشان را برای ما غول سازند.

نکته جالب این بود که این دوست من یک صنعتگر و تاجر بسیار موفق بود که با وجود فراز و نشیب‌های مختلفی که در زندگی تجربه کرده بود اما در هر صورت در یک شیب سربالا فعالیت‌های شغلی‌اش را دنبال می‌کرد.

آیا نکته طلایی راه سوم  را گرفتید!؟ "هشتاد درصد مشکلات آدم‌های باهوش خود هوش‌شان است!"
تعجب می‌کنید نه!؟ حال اگر به شما بگویم که کارمندان باهوش معمولی کارها را بهتر از "اشخاص خیلی باهوش" انجام می‌دهند، حتما بیشتر تعجب می‌کنید نه!؟

اما این یک حقیقت کاملا اثبات شده است. الزاما باهوش‌ترین‌ها، بهترین کارمندان نیستند. آن‌ها مانند اسب تیزرویی هستند که باید همیشه به جلو بروند و خود و محیط اطراف‌شان را دچار تغییر سازند. مدیریت بر این اشخاص خیلی باهوش، بسیار مشکل است. آن‌ها روی کاری که انجام می‌دهند کاملا مسلط هستند و به محض این‌که از ایشان ایرادی گرفته می‌شود بلافاصله کار را زمین می‌گذارند و با ریشخند می‌گویند: "بیا خودت اگر بهتر انجام می‌دهی، این کار را بکن!" و این مواقع مدیران کم‌ظرفیت ترجیح می‌دهند از دست این کارمندان فوق باهوش اما بسیار حساس و شکننده خلاص شوند.

اصلا گمان نکنید که همه کارمندان اخراجی ادارات و موسسات، آدم‌های مشکل‌دار هستند. خیلی از آن‌ها اشخاص فوق باهوش‌اند که نتوانستند به درستی مدیریت شوند و در مقابل مسايلی که برای بقیه عادی و معمولی بود به دلیل حساسیت زیادشان طاقت نیاوردند و از آن موسسه بیرون رفتند.

یکی از همین فوق باهوش‌ها جمله زیبایی داشت. او می‌گفت: "خداوند هوش را به بعضی آدم‌ها می‌دهد تا آن‌ها را با همین هوش عذاب دهد. در واقع به دلیل هوشمندی بالا این اشخاص حساس‌تر از بقیه هستند و در واحد زمان، حجم اطلاعات بیشتری را می‌بینند، می‌شنوند، حس می‌کنند، پردازش می‌کنند و در نتیجه انرژی حیاتی بیشتری روی مسايل جزیی می‌گذارند و فشار بیشتری تحمل می‌کنند. در این میان فقط آن دسته از فوق باهوش‌ها دوام می‌آورند که مهارت فراموشی و راحت‌گیری شرایط را در خود تقویت کرده باشند. در این صورت این فوق باهوش‌ها تبدیل به طلاهای زنده‌ای می‌شوند که همه موسسات برای شکار آن‌ها سر و دست می‌شکنند."

بنابراین اگر شما می‌بینید شرایط روحی برای‌تان خیلی سخت شده و یا در مقابل شرایط کاری و زندگی خانوادگی تحت فشار هستید بلافاصله از خودتان بپرسید که نکند توسط هوش و حساسیت خودتان به تله افتاده‌اید و شاید با یک بی‌خیالی کوچک و یک قبول ساده آن‌چه نمی‌توانید تغییر دهید، بتوانید برای چند لحظه ذره‌بین عذاب‌آور ذهن خود را از مقابل چشمان‌تان بردارید و از زاویه بزرگ‌تری به مشکلات بنگرید. در این مواقع نقشه‌های هفتگانه دیوار اتاق دوست صنعتگر مرا به خاطر بیاورید و اگر لازم است چند دقیقه‌ای از کل منظومه شمسی بیرون بروید و کوچک بودن تمام مشکلات همه زمین را در قیاس با کهکشان و هستی مشاهده کنید.

در این مواقع راه‌حل‌های کلیدی و معجزه‌آسا فقط با این شکل نگریستن به مسايل و  راحت‌گیری مشکلات پرده از رخ برمی‌دارند.

راستی روی دیوار اتاق دوست صنعتگرم در کنار آن پوسترهای هفتگانه معنادار تابلوی  شعری نیز قرار داشت که روی آن شعری زیبا نوشته شده بود، شعری که بدنیست من و شما هم یک بار این شعر را با هم بخوانیم و در معنای آن چند لحظه‌ای دقیق شویم:
عاقل به کنار جوی پی پل می‌گشت
دیوانه پابرهنه از رود گذشـت
و حتما می‌دانید که رود از جوی بسیار بزرگ‌تر است!


نوشته شده توسط mahdiiyar در یکشنبه 22 شهریور 1394 و ساعت 09:48

ارسال نظر(0)


بهترین نصیحت ها از زبان پدرانِ آدم موفق ها

 

موفق‌ترین افراد دنیا

بهترین نصیحت پدران چهارده تن از موفق‌ترین افراد دنیا

 

با ما همراه باشید تا ببینید، بزرگ‌ترین و موفق‌ترین افراد در هر جای دنیا هم بعد از عمری صدرنشینی و موفقیت، هنوز نصیحت پدرانشان را به یاد دارند و از آن الگو گرفته‌اند.

 

بهترین نصیحت پدران چهارده تن از موفق‌ترین افراد دنیا
معمولا پشت سر هر مدیر اجرایی، یک کمیته‌ی غیررسمی مشورتی وجود دارد که باعث و بانی موفقیت‌های این افراد هستند. مربیان، هم‌دانشگاهی‌ها، شرکای زندگی و در مواردی، پدران، عضو این کمیته‌های مشورتی هستند.

احتمالا پندهای پدرانه به تنهایی شما را ریچارد برانسون و بیل گیتس نمی‌کند؛ اما دوز به اندازه‌ی نصیحت‌های پدرانه، ضرری هم نخواهد داشت.
نصحیت‌هایی که صحبتش شد، این‌ها هستند:

مگ ویتمن (Meg Whitman): خوب باش

رازهای موفقیت موفق‌ترین افراد

مگ ویتمن

 

شاید فکر کنید «خوب بودن» نصیحت سطحی و پیش‌پا‌افتاده‌ای است اما مدیرعامل اچ‌پی (Hewlett-Packard) این‌طور فکر نمی‌کند. مگ ویتمن می‌گوید این پند، یکی از مهم‌ترین نصحیت‌های عمرش بوده است.

ویتمن در مصاحبه با مجله فورچن (Fortune) می‌گوید: «هیچ‌وقت زمانی که پدرم این حرف را به من زد فراموش نخواهم کرد.» او به خاطر می‌آورد که: «آن روز با کسی بدرفتاری کرده بودم. پدرم به من گفت: "بد بودن با هیچ‌کسی در هیچ‌زمانی، هیچ فایده‌ای ندارد. تو نمی‌دانی نفر بعدی که در زندگی با او ملاقات خواهی کرد، چه کسی است. ضمن این‌که تو با بد بودن نمی‌توانی چیزی را تغییر بدهی. معمولا هم به هیچ جایی نمی‌رسی."»

تی. بون پیکنز (T. Boone Pickens) : نقشه‌ای داشته باش

موفق‌ترین افراد دنیا

تی. بون پیکنز

 

رییس شرکت مدیریت سرمایه BP یا همان BP Capital Management در ایالت اوکلاهاما دانشجو بود و مشغول یک جشن دانشجویی، که پدرش به محوطه‌ی دانشگاه آمد و پیامی به او داد که زندگی وی را متحول کرد.

پدرش به او گفت: «احمقی که نقشه‌ای برای خودش داشته باشد، همیشه می‌تواند از یک نابغه هم جلو بزند.» پدرش ادامه داد: «من و مادرت فکر می‌کنیم تو هم احمق هستی و هم هیچ نقشه‌ای در سرت نیست. ما فکر می‌کنیم تو داری این‌جا در شهر استیلواکر وقتت را تلف می‌کنی. تو به هیچ جا نمی‌رسی.»

پیکنز در لینکدین نوشته است که حق با پدرش بود: «باید اقرار کنم که آن‌جا خیلی کار مهمی انجام نمی‌دادم.» اما به فاصله‌ی یک ماه از آن ملاقات، همه چیز تغییر کرد. پیکنز راهی را انتخاب کرد و زمینه‌ی کارش را تغییر داد. وی تاکید می‌کند: «آن جا بود که نقشه‌ای برای خودم پیدا کردم و از آن زمان تا امروز همان نقشه را دارم.»

بیل گیتس (Bill Gates) : کاری که بلد نیستی را انجام بده

رازهای موفقیت موفق‌ترین افراد

بیل گیتس

 

این روزها، بیل گیتس، مدیرعامل سابق مایکروسافت و پدر وکیلش، در قالب روسای مشترک بنیاد بیل و ملیندا گیتس به یکدیگر مشورت می‌دهند. اما قدیم‌ها، این گیتس بزرگ بود که به پسرش پند و نصیحت می‌داد.

مهم‌ترین درسی که بیل گیتس از پدرش آموخت چه بود؟ در کارها سرمایه‌گذاری کن؛ حتی اگر آن کارها را خوب بلد نیستی. بیل گیتس در مصاحبه‌ای که با مجله‌ی فورچن داشته است، به یاد می‌آورد که هم پدر و هم مادرش «او را به انجام ورزش‌های بسیار متفاوتی مثل شنا، فوتبال و  فوتبال امریکایی تشویق می‌کردند.»

 بیل گیتس می‌گوید: «آن زمان فکر می کردم که انجام این ورزش‌ها کار بیهوده‌ای است، اما بعدتر معلوم شد که این‌طور هم نیست. در واقع همین ورزش کردن من را در معرض موقعیت‌های مختلف مدیریتی قرار داد. ورزش کردن باعث شد به جای چسبیدن به اموری که انجام دادنشان برایم راحت بود، بفهمم که در انجام دادن بسیاری کارها، خوب و کارآمد نیستم.»

پدر بیل گیتس هم موافق است که فشارهای آن زمان برای عضویت در تیم سافتبال، ظاهرا مفید بوده است. وی می‌گوید: «معلوم شد که در نهایت نصیحت خوبی بوده است.»

ریچارد برانسون (Richard Branson) : کم‌تر حرف بزن و بیش‌تر گوش کن

موفق‌ترین افراد دنیا

ریچارد برانسون

 

ریچارد برانسون، موسس و خالق گروه ویرجین در پستی در لینکدین نوشت، می‌گوید: «خانه‌ای که من در آن بزرگ شدم، پر بود از فعالیت‌های مختلف. مادرم مدام در حال  طرح‌ریزی فعالیت‌های کارآفرینی جدید بود و من و خواهرانم به شدت مشغول اجرای آن‌ها بودیم.»

در میان این هرج و مرج، پدر برانسون اما، لنگرگاه آرامش و ثبات و مسئول پشتیبانی از خانواده بود. وی می‌نویسد: «پدرم فرد ساکتی نبود. اما به اندازه‌ی بقیه‌ی ما  حرف نمی‌زد. این حالت، باعث ایجاد یک تعادل معرکه در خانواده شده بود. ما می‌دانستیم هر اتفاقی که بیفتند، می‌توانیم به او تکیه کنیم.»

یکی از بهترین و ساده‌ترین پندهایی که از پدرم  گرفتم این بود که گفت: «بیش‌تر از این‌که حرف بزنی، گوش کن. هیچ‌کس با شنیدن حرف‌های خودش چیزی یاد نگرفته است.»

استیو جابز (Steve Jobs) : پشت حصار را هم رنگ بزن

رازهای موفقیت موفق‌ترین افراد

استیو جابز

 

اگر همه شرکت اپل را برای تعهدش به طراحی زیبا می‌شناسند، احتمالا فردی که باید مورد تشکر قرار گیرد، پاول جابز، پدرخوانده‌ی استیو جابز است.

والتر ایزاکسون، زندگی‌نامه‌نویس جابز، در مصاحبه‌اش با شبکه‌ی CBS گفت: «پاول جابز یک مکانیک فوق‌العاده بوده است. او به پسرش استیو یاد داده است که چطور چیزهای معرکه بسازد.»

«آن‌ها روزی در حال ساختن یک حصار بودند. پاول به پسرش گفت: "تو باید پشت حصار را هم به همان خوبی جلوی آن درست کنی. هرچند که ممکن است هیچ‌کس آن‌جا را نبیند، اما خودت که می‌بینی. درست کردن پشت حصار نشان می‌دهد که تو می‌توانی وسائل را کامل و بی‌نقص بسازی."»

مارتا استوارت (Martha Stewart) : تو از پس هر کاری بر می‌آیی

موفق‌ترین افراد دنیا

مارتا استوارت

 

غول حوزه‌ی سبک زندگی، می‌گوید که اگر نصیحت پدرش نمی‌بود، هیچ‌وقت جرات خطر کردن پیدا نمی‌کرد. و همین خطر کردن‌ها بوده که او را به موفقیت‌های امروزش رسانده است.

او در پستی در لینکدین نوشت: «پدرم به من گفت با توجه به خصوصیات شخصیتی که تو داری، اگر ذهنت روی چیزی متمرکز باشد، هر کاری که انتخاب کنی را می‌توانی انجام بدهی.» وی اضافه می‌کند که: «این نصیحت پدرم باعث شد که کم‌کم حس اعتمادبه‌نفس در من افزایش پیدا کند؛ و با این‌که گاهی عصبی و دست‌پاچه هم می‌شدم، اما توانستم بر آن غلبه کنم. و هر زمان که تصمیم به انجام کاری گرفتم، توانستم از پس آن بربیایم.»

محمد العريان (Mohamed El-Erian) : دیدگاه دیگران را در نظر بگیر

رازهای موفقیت موفق‌ترین افراد

محمد العريان

 

محمد العریان که هم‌اکنون مشاوره ارشد اقتصادی در شرکت آلیانز (Allianz) است، در پاریس بزرگ شده است. همان زمان بود که ارزش بیرون آمدن از حصار راحتی‌اش را از پدرش که بعدتر سفیر مصر در فرانسه شد، آموخت.

وی به مجله‌‌ی فورچن می‌گوید: «ما عادت داشتیم هر روز حداقل چهار روزنامه بخریم. از روزنامه‌ی فیگارو که در زمره‌ی راست‌های سیاسی قرار داشت تا اومانیته که روزنامه‌ی حزب کمونیست بود.»

او ادامه می‌دهد: «به خاطر دارم روزی از پدرم پرسیدم، چرا ما به چهار روزنامه‌ی مختلف نیاز داریم؟ و او پاسخ داد: "اگر دیدگاه‌های متفاوت دیگران را دنبال نکنی، نهایتا ذهنت بسته خواهد ماند و تو به زندانی یک تفکر خاص تبدیل خواهی شد که هیچ‌گاه سوالی درباره‌ی آن نمی‌پرسد."»

والتر بتینگر (Walt Bettinger) : شهرت خریدنی نیست

موفق‌ترین افراد دنیا

والتر بتینگر

 

مدیرعامل و رییس شرکت چارلز شواب (Charles Schwab) به مجله‌ی فورچن می‌گوید که پند پدرانه‌ای که زندگی‌اش را شکل بخشیده است، اتفاقا نصیحت ساده‌ای است. پدرش به او گفته بود که: «اغلب چیزهای دنیا قابل خرید و فروش هستند؛ اما شهرت، این‌طور نیست.»

وی توضیح می‌دهد که: «پدرم با همین چند کلمه پند پر حکمت، باعث ایجاد چهارچوبی در شخصیت من شد که نوع تعاملاتم با دیگران، نحوه‌ی رفتار و شیوه‌ی تصمیم‌گیری‌هایم که به فعالیت‌های روزانه‌ام شکل می‌داد را ایجاد کرده است.»

باربارا کرکران (Barbara Corcoran): از  رهبر پیروی نکن

رازهای موفقیت موفق‌ترین افراد

باربارا کرکران

 

سوپراستار دنیای معاملات املاک، ضعف امور کارآفرینی را به واسطه‌ی پدرش کشف کرد.
او در مجله‌ی Inc توضیح داده است که: «اگر رییس پدرم از او می‌خواست که مثلا فلان کار را انجام بدهد، ممکن بود که شغلش را ترک کند. این موضوع یک مساله‌ی تکراری بود. اگر قبل از ساعت ۵:۳۰ به خانه می‌آمد، ما می‌فهمیدیم که اخراج شده است.

سپس چون مادرم مثل یک نظامی بود، خیلی زود، ساعت ۶ پای میز شام می‌نشستیم. سر میز پدرم به ما می‌گفت: "حدس بزنید چی شده بچه‌ها؟" و ما همه با هم فریاد می‌زدیم که "اخراج شدی؟!" و این‌طوری بهترین و هیجان‌انگیزترین شام ماه اتفاق می‌افتاد.»

او می‌گوید که این روحیه مسری بوده است و دلیل جایگاه فعلی وی نیز همین روحیه می‌باشد. «پدرم ما بچه‌ها را با همین روحیه‌ی نافرمانی تریبت کرده است. و شاید دلیل این‌که ما نمی‌توانیم زیردست هیچ‌کس کار کنیم، همین است.»

ایندرا نویی (Indra Nooyi) : نیت‌ها را مثبت فرض بگیر

موفق‌ترین افراد دنیا

ایندرا نویی

 

رییس و مدیرعامل شرکت پپسی (PepsiCo) از پدرش نصیحتی گرفت که شیوه‌ی برخورد وی با دنیا را تغییر داده است. پدرش به او گفته بود: «هر کس، هر کاری انجام می‌دهد یا هر حرفی می‌زند، تو نیت او را مثبت فرض بگیر.»

ایندرا نویی در مصاحبه‌ای که با مجله‌ی فورچن داشت، گفت: «این مساله در ظاهر تغییر کوچکی بود، اما نتایج آن گسترده و بزرگ است.» وی اضافه می‌کند که: «از میزان تفاوتی که این نوع نگاه، در طرز برخوردتان با آدم‌ها و مشکلات زندگی ایجاد می‌کند، شگفت‌زده خواهید شد. زمانی که شما نیات افراد را منفی فرض می‌گیرد، عصبانی هستید. اگر عصبانیت را کنار بگذارید و نیات دیگران را مثبت فرض کنید، از تاثیر این کار شگفت‌زده خواهید شد.»

به جای این‌که گارد دفاعی در برابر دیگران داشته باشید، قادر خواهید بود به دیگران گوش دهید و از آن مهم‌تر، دیگران هم می‌توانند به شما گوش کنند. «زمانی که نیات را مثبت فرض می‌گیرید، گمان می کنم اغلب اوقات، چنین چیزی اتفاق می‌افتد که دیگران می‌گویند: "آهای. یک لحظه دست نگه دار. شاید واکنش من به این فرد اشتباه بوده است. به نظر می‌آید که این شخص واقعا دارد تلاش می‌کند."»

مارک کوبان (Mark Cuban) : خوش بگذران

رازهای موفقیت موفق‌ترین افراد

مارک کوبان

 

مارک کوبان، کارآفرین میلیاردر دنیای تکنولوژی، سرمایه‌گذار و مالک تیم بسکتبال دالاس ماوریکس (Dallas Mavericks) به خوبی می‌داند که خوشی‌های بسیاری برای زندگی کردن هست. او این نکته را از پدرش آموخته است.

«پدر من ۸۷ ساله است و هر روز قوی‌تر می‌شود. او مثل یک ماشین است.» در سال ۲۰۱۴، وی در جمعی به مخاطبانش گفت: «پدر من همیشه تکرار می‌کرد که: "امروز، جوان‌ترین سنی است که در عمرت تجربه خواهی کرد. باید همین‌طور زندگی کنی. باید هر روز جوان زندگی کنی."و این همان چیزی‌ست که سعی در انجامش دارم.»

سارا بلیکلی (Sara Blakely) : شکست‌هایت را جشن بگیر

موفق‌ترین افراد دنیا

سارا بلیکلی

 

اگر به خاطر برنامه‌ی همیشگی پدر سارا بلیکلی سر میز شام نمی‌بود، امکان داشت امروز اسپانکس(Spanx) یک شرکت چند میلیارد دلاری نباشد.

سارا بلیکلی در حین  برنامه‌ی آموزش کارآفرینی که در نیویورک برگزار می‌شد، رو به مخاطبانش گفت: «پدرم عادت داشت سر میز شام از من و برادرم بپرسد که این هفته چه شکست‌هایی خورده‌ایم.» وی ادامه داد: «به خاطر می‌آورم که از مدرسه به خانه برمی‌گشتم و به او می‌گفتم که "پدر، من می‌خواستم فلان کار را انجام بدهم ولی اصلا از پسش بر نیامدم." پدرم با خوش‌حالی می‌گفت: "بزن قدش!" در واقع اگر آن هفته چیزی برای تعریف کردن نمی‌داشتم و در کاری شکست نخورده بودم، ناراحت می‌شد.»

همین طرز رفتار بود که به سارا بلیکلی جرات پذیرفتن ریسک‌های بزرگ‌تر را داد. وی توضیح می‌دهد که: «پدرم با این کار، این هدیه را به من داد که افکارم را در مورد شکست‌هایی که می‌خورم بازآموزی کنم. برای من، شکست یعنی زمانی که به اندازه‌ی کافی تلاش نمی‌کنم.»

کنت چنالت (Kenneth Chenault) : تنها چیزی که قادر به کنترلش هستی، عملکرد خودت است

رازهای موفقیت موفق‌ترین افراد

کنت چنالت

 

مسائل بسیاری در این جهان وجود دارند که از کنترل ما خارج هستند. اما، اگر یک چیز باشد که مدیرعامل امریکن اکسپرس (American Express) از پدرش آموخته باشد، آن است که انرژی خودت را روی کارهایی که قدرت انجامشان را داری متمرکز کن.

وی خطاب به حضار در مدرسه تجارت مک‌کامب دانشگاه آستین تگزاس تاکید می‌کند که: «اگر بنا دارید روی مساله‌ای تمرکز کنید، روی چیزی تمرکز کنید که قادر به کنترل و مدیریت آن هستید.» و یادآور می‌شود که: «تنها چیزی که می‌توانید بر آن کنترل داشته باشید، عملکرد شماست.»

وی اشاره می‌کند که این نکته، باعث توانمندسازی روحیه‌ی انسان می‌شود. و ادامه می‌دهد که: «چیزی که این نوع نگاه به یک شخص می‌گوید این است که تو هم می‌توانی واقعا تغییر ایجاد کنی. تو به واسطه‌ی عملکردت می‌توانی واقعا باعث ایجاد تغییرات بشوی.»

استیو بالمر (Steve Ballmer) : با همه‌ی وجود کار کن

موفق‌ترین افراد دنیا

استیو بالمر

 

مدیرعامل سابق مایکروسافت و مالک فعلی تیم بسکتبال لس‌آنجلس کلیپرز (Los Angeles Clippers) می‌گوید بهترین نصحیتی که در عمرش شنیده، از سوی پدرش بوده است.

استیو بالمر در مصاحبه‌ای که در مدرسه تجارت آکسفورد داشت، تعریف می کرد که: «پدرم می‌گفت "اگر تصمیم داری کاری انجام بدهی، درست انجامش بده و اگر تصمیم داری هیچ کاری نکنی، هیچ کار نکن." و به نظر من این کلید همه‌ی مشکلات است.»

وی ادامه داد که: «به عبارت دیگر: "با همه‌ی وجود کار کن. اگر کاری انجام می‌دهی، با همه‌ی اعضا و همه‌ی توانت انجام بده. با قلبت، با بدنت و با روحت."»


نوشته شده توسط mahdiiyar در یکشنبه 22 شهریور 1394 و ساعت 09:47

ارسال نظر(0)


نکاتي براي رهايي از آشفتگي هاي ذهنی

 

درمان آشفتگی ذهنی

عدم تمرکز فکری و آشفتگی ذهنی اصولا منشا درونی و یا بیرونی و یا هر دو عامل را شامل می شود

 

عدم تمرکز فکری و آشفتگی ذهنی اصولا منشا درونی و یا بیرونی و یا هر دو عامل را شامل می شود .

بخشی از منشا درونی مربوط به حساسیت ها و هیجانات و افسردگی ها می باشد . لکن بخشی از منشا بیرونی ضعف و یا عدم تمرکز ذهنی مربوط به آثار محیط اطراف و یا خارج از آن است که به صورت انرژی و امواج وارد شبکه ضمیر ناخود آگاه می شود و اثر خود را بر جا می گذارد و موجبات حواس پرتی و اختلال در نظم فکر و ذهن ما را فراهم می سازد  لذا هر چقدر میزان تبعات التهاب آمیز درونی و بیرون انسان کاهش یاید به همان میزان از نظر کمی و کیفی تمرکز فکر و ذهن قوی تر و بهتر خواهد شد.
 

همگی ما در طول روز با انواع تفکرات، جریان‌های اطلاعات دریافتی و برنامه‌ریزی‌ها روبرو می‌شویم که موجب می‌شود تمرکز بر وظایف و آنچه در همان لحظه ملزم به انجام آن هستیم دشوار شود.برای مهار کردن این ذهن سرکش، مخصوصا در زمان کار و استفاده از اینترنت چاره‌ای جز «حضور ذهن» نخواهیم داشت.

 

برای درمان آشفتگی ذهنی رعایت موارد زیر بسیار تاثیرگذار هستند:

1. مراقبه
حتی چند دقیقه مراقبه ساده می تواند برای از بین بردن آشفتگی ذهنی تان کافی باشد، به شما کمک می کند احساس پایدار تری داشته باشید و قدرت تمرکز تان را افزایش می دهد. برای انجام یک مراقبه ساده، زمان سنج را برای 5 دقیقه تنظیم کنید، چشمانتان را بروی نقطه مقابل تان متمرکز کنید و تمرکز تان را بروی نفس کشیدن تان منتقل کنید. هر زمان متوجه شدید که دارید درگیر افکارتان می شوید، نگران نباشید. فقط آگاهی تان را بروی تنفس تان بازگردانید بزودی متوجه می شوید که ذهنتان چقدر سرگردان بوده است.

 

2. در مورد آن صحبت کنید
صحبت کردن در مورد موضوعاتی که باعث آشفتگی ذهنی تان شده است دو مزیت اصلی بهمراه دارد: می تواند به شما احساس تایید شدن و شنیده شدن را بدهد، همچنین می تواند شما را با دیدگاه های مختلف دیگران آشنا بکند.
اغلب، فقط داشتن کسی که به حرف هایتان گوش بدهد و افکارتان را درک کند باعث می شود که فوریت و شدت و کثرت افکارتان از بین برود. به همان اندازه، شنیدن افکار و دیدگاه های فکری طرف مقابل می تواند شما را با بینش و وضوح و راهکارهای جدیدی آشنا کند.

دلیل آشفتگی ذهنی

نوشتن برنامه های روزانه در برطرف کردن آشفتگی ذهنی کمک می کند

 

3. یادداشت های روزانه
جریانی از آگاهی که از نوشتن نشریه روزانه بدست می آید راهی بسیار عالی برای برای منتقل کردن افکار و احساسات تان از ذهن تان بری کاغذ می باشد، بخصوص اگر توسط افکار خاصی در مورد شخص، موقعیت و یا رویداد بخصوصی پریشان خاطر شده باشید.
این نوع خاص از یادداشت های روزانه در تئوری آسان است، اما در ابتدا در عمل می تواند احساس غریبی به ما ببخشد و باید چند بار سعی کنید تا بتوانید از آن بهره کافی را ببرید. برای اینکه بیشتر جریان آگاهی یادداشت های روزانه را در خودتان ایجاد کنید, یک برگه خالی (یا سند کامپیوتری خالی) بردارید و بسادگی هر چه تمام تر هر آنچه که به ذهنتان می رسد را یادداشت کنید.
تمام افکارتان بروی کاغذ منتقل می شود، حتی شده بنویسید “من نمی دانم چه چیزی بنویسم”.
وقتیکه از نشریه روزانه با سیستم جریان آگاهی استفاده می کنیم, خیلی ساده است که خود-سانسوری داشته باشیم و در مورد چیزی که نوشته ایم شروع به قضاوت کردن کنیم. برای اینکه این نوع از یادداشت های روزانه موثر باشد، سعی کنید هر گونه فکر اضافی در مورد چیزهایی که باید و یا نباید می نوشتید، کیفیت جمله بندی و گرامرتان، و اینکه چیزی را که نوشته اید چه احساسی در شما بوجود می آورد را متوقف کنید. این قبیل افکار اهمیتی ندارند; مهم ترین نکته این است که کانالی برای تخلیه افکارتان دارید،حالا هر چه که می خواهد باشد.


4. روگرفت حافظه
اگر مشغولیت ذهنی بروی موضوع بخصوصی ندارید، اما برای متمرکز ماندن بروی لیست کارهایی که باید انجام بدهید با خودتان کشمش دارید، طوفان ذهنی (brainstorming) و یا روگرفت حافظه می تواند روش موثری برای از بین بردن آشفتگی ذهنی تان باشد.
‘رو گرفت حافظه’ اصطلاحی است که توسط David Allen ابداع شده است، نویسنده کتاب Getting Things Done، که یکی از محبوب ترین سیستم های بهره وری در جهان است. وقتیکه از حافظه تان روگرفت تهیه می کنید، هر چیزی که فکرش را می کنید برای انجام دادن یا بخاطر آوردن کاری نیاز است، می نویسید، سپس این موارد را در قالب وظایف و یا پروژه های فردی سازمان دهی می کنید. هر چقدر اطلاعات بیشتری را در ذهنتان ذخیره کنید، افکارتان را آشفته تر احساس خواهید کرد. لیست کارهایی را که باید انجام بدهید از ذهنتان بروی کاغذ انتقال بدهید و فضای با ارزش ذهن تان را خالی کنید تا بتوانید بروی چیزهای دیگر تمرکز کنید.

5. مکان انجام فعالیت هایتان را تغییر بدهید
تغییر مکان انجام فعالیت ها ممکن است ساده تر از آن باشد که موثر بنظر برسد، اما اینکار واقعا جواب می دهد. وقتی کار مشابه ای را در یک مکان بارها و بارها انجام می دهیم (برای مثال، نوشتن گزارش در محل کار)، می توانیم در این عادت ذهنی که مربوط با آن مکان و یا فعالیت خاص است گیر بیافتیم. انتقال آن فعالیت به محیط جدید می تواند باعث بشود که با دید و تمرکز تازه ای به آن مواجه بشویم، و خستگی روانی که می تواند منجر به این شود که ذهنمان بروی چیزهای دیگر سرگردان شود را تسکین بدهیم .


نوشته شده توسط mahdiiyar در یکشنبه 22 شهریور 1394 و ساعت 09:47

ارسال نظر(1)


سه كليد طلايي براي دست‌يابي به آرزوهاي‌مان

 

دست‌يابي به آرزوها

براي رسيدن به خوشبختي و موفقيت بايد به دنبال سه اصل مهم و ضروري باشيد

 

"چه چيزي را از دست داده‌ام؟ هر چه قدر سعي مي‌كنم نمي‌توانم به آن دست يابم! ذكر مي‌گويم، نماز مي‌خوانم، هر روز مراقبه و تمرينات يوگا انجام مي‌دهم و به كلاس‌هاي عرفان مي‌روم ولي متاسفانه هيچ بهبودي در وضعيت روحي خود احساس نمي‌كنم...

چرا عشق در درونم كمرنگ است، ثروتي ندارم و از سلامتي كامل برخوردار نيستم؟ چگونه مي‌توانم با روح گمشده خود مرتبط شوم؟ آيا مي‌توانم به آرزوهايم دست يابم؟"

اين سخنان تقريبا براي همه ما آشناست. اگر شما نيز با چنين پرسش‌هايي در ذهن خود روبه‌رو هستيد حتما اين مقاله را بخوانيد و در زندگي خود به كار ببريد. براي رسيدن به خوشبختي و موفقيت بايد به دنبال سه اصل مهم و ضروري باشيد. من اين عناصر كليدي را اركان مهم شخصيتي مي‌نامم: "انگيزه، هدف و خود را دوست داشتن." بهتر است بدانيد عناصري كه باعث فعال شدن و حركت نيروهاي كاينات مي‌شوند ريشه در همين سه اصل دارند: "انگيزه، هدف و خود را دوست داشتن". بنابراين براي داشتن شخصيتي سالم و روحي آرام بايد اين اصول مهم را در شخصيت خود بپرورانيد.

مطمئن باشيد با داشتن چنين شخصيتي قدرت روحي شما به طور خودكار دو چندان خواهد شد. وقتي يكي از اين اصول سست و شكننده شوند كل شخصيت شما همانند ساختماني فرو مي‌ريزد. بنابراين نبايد در اين حالت انتظار پيشرفت، سلامتي، موفقيت، بهبود روابط و دست‌يابي به آرزوهاي‌تان را داشته باشيد. بر عكس اگر اين سه ركن اساسي را در شخصيت خود جاي دهيد، اطمينان داشته باشيد به هر آن‌چه بخواهيد دست مي‌يابيد!

انگيزه
هنگامي مي‌توانيد ادعا كنيد قدرتمنديد كه هر آن‌چه در زندگي بخواهيد به راحتي بدان دست يابيد. شما خود مسوول زندگي‌تان هستيد و صحنه‌هاي آن را تنها خودتان مي‌سازيد. اين شما هستيد كه سرنوشت خود را رقم مي‌زنيد. براي اين‌كه اين كار را به خوبي انجام دهيد نياز به انرژي، قدرت و نيروي مضاعف داريد. به عبارت ديگر براي رسيدن به قله‌هاي موفقيت نياز به شارژ روحي داريد تا در مقابل همه فشارها و مشكلات زندگي‌تان به خوبي بايستيد و از ميدان به در نرويد.

همه ما براي پيشبرد اهداف‌مان به يك منبع عظيم انرژي نياز داريم. خوشبختانه اين منبع در وجود خودمان است. تنها بايد اراده كنيم و آن را فعال و زنده نگاه داريم تا به راحتي ماموريت‌مان را در زندگي به انجام برسانيم.

اين شور و شوق دروني است كه روح‌تان را پرواز مي‌دهد و شما را به آرزوهاي‌تان نزديك مي‌كند و يا به عبارتي ديگر سوخت اصلي خواسته‌ها و روياهاي‌مان همان انگيزه دروني شماست. در اين حالت است كه مردم به طور ناخودآگاه به طرف‌تان جذب مي‌شوند تا شما راحت‌تر بتوانيد قصر روياهاي‌تان را بسازيد. در اين صورت تشعشعات شادي و نشاط در درون‌تان شعله‌ور مي‌شوند و انگيزه‌تان براي انجام كارهاي موردنظر دو چندان خواهد شد. بنابراين ساير انسان‌ها مانند يك آهن‌ربا جذب شما شده و شما را حتي از لحاظ مالي حمايت مي‌كنند. در اين حالت روز به روز پيشرفت مي‌كنيد و ديگر در وجود خود ترس و ترديد احساس نمي‌كنيد.

براي رسيدن به چنين نقطه‌اي بهتر است بيشتر بر روي توانايي‌هاي خود متمركز شويد و به جاي آن‌كه به سراغ كارهايي برويد كه اصلا به انجام آن‌ها علاقه‌اي نداريد به دنبال اموري برويد كه انجام آن شور و شوق را در درون شما پديدار سازد.

بنابراين هرگز فراموش نكنيد يكي از اركان مهم رسيدن به موفقيت، داشتن انگيزه لازم براي انجام كار موردنظر است.

هدف
وقتي شما خواست‌ها و آرزوهاي شخصي‌تان را در  ذهن بپرورانيد به طور ناخودآگاه انگيزه‌تان براي رسيدن به آن‌ها دو چندان مي‌شود. بنابراين همين شور و شوق دروني باعث پيشرفت شما مي‌شود.

براي اين كار لازم است هدف‌تان كاملا مشخص و شفاف باشد، يعني بايد كاملا بدانيد چه مي‌خواهيد. اگر واقعا خودتان ندانيد به چه چيزي دست يابيد و به كجا مي‌خواهيد برسيد مطمئنا به بيراهه خواهيد رفت و يا به عبارت ديگر اگر مسير براي شما مشخص و روشن نباشد به زودي دچار لغزش و خطا مي‌شويد و قادر به ادامه كار نيستيد. بنابراين اگر هدف واضح و روشني براي خود نداشته باشيد نمي‌توانيد به خوبي تصميم‌گيري كنيد.

تصميم‌گيري غلط = نتيجه بد = نرسيدن به هدف.
هنگامي مي‌توانيد ادعا كنيد هدف‌تان كاملا واضح و شفاف است كه هيچ‌گونه شك و ابهامي در ذهن نداشته باشيد و دقيقا بدانيد در زندگي به دنبال چه چيزي هستيد. البته بهتر است بدانيد بهترين اهداف موقعي به ذهن ما خطور مي‌كنند كه افكارمان از مسايل و مشكلات اضافي پاك شده باشد. بنابراين ابتدا فكر خود را پاك و خالص كنيد تا بتوانيد به نداي درون‌تان گوش بسپاريد و در نهايت بهتر تصميم‌گيري كنيد.

براي دست‌يابي به اهداف خود روش‌هاي مختلفي وجود دارد: بعضي افراد از طريق "ديدن" اعمال ديگران و تجربه اندوختن متوجه مي‌شوند بهترين روش براي دست‌يابي به اهداف‌شان چيست. بعضي ديگر "حس" مي‌كنند چه كاري درست و چه كاري غلط است و در نهايت، گروه آخر افراد خوش‌شانسي هستند كه به طور ناخودآگاه مي‌دانند چه بايد بكنند و در هر لحظه چه قدمي بايد بردارند.

بنابراين هنگامي كه هدف شما كاملا واضح و روشن باشد ذهن‌تان آرام شده و به طور خودكار به دنبال پيدا كردن راه‌هاي مناسب براي دست‌يابي به هدف‌تان مي‌رود.

هدف شما از زندگي چيست؟ به چه چيزي مي‌خواهيد دست يابيد؟ معناي زندگي از ديدگاه شما چيست؟ چه اعمالي به شما كمك مي‌كند تا سريع‌تر به ذهني آرام دست يابيد؟

خود را دوست داشتن
يكي از اركان مهم براي دست‌يابي به موفقيت و خوشبختي اين است كه فرد خود را همان‌گونه كه هست بپذيرد و دوست داشته باشد. حتما مي‌پرسيد چرا؟ دليل آن كاملا واضح است. وقتي شما خود را دوست نداشته باشيد و خود را لايق خوشبختي و شادي در زندگي ندانيد، چگونه انتظار داريد به پيشرفت و سعادت نزديك شويد!

رسيدن به هدف,دست‌يابي به اهداف

انگيزه، هدف و خود را دوست داشتن،سه اصل مهم و ضروري براي رسيدن به خوشبختي و موفقيت

 

چه موقع به اين نتيجه رسيديد كه لايق دوست داشتن نيستيد و در زندگي قادر به پيشرفت نخواهيد بود؟
خيلي از مراجعان مي‌گويند: "پدر و مادرم مرتب مرا سرزنش مي‌كردند و هر روز به من مي‌گفتند تو به درد هيچ كاري نمي‌خوري و به هيچ كجا نمي‌رسي". هر چه پدر، مادر، خواهر، برادر و يا دوستان‌تان به شما گفته‌اند تمام شده است. ديگر به آن‌ها توجه نكنيد. تنها به صحبت‌هاي دروني خود گوش بسپاريد.

در مورد خود چه فكر مي‌كنيد و با خود چه مي‌گوييد؟ آيا فكر مي‌كنيد لايق زندگي خوب و موفق هستيد؟ آيا با خود به اندازه كافي مهربان هستيد؟
طرز فكرتان را نسبت به خود تغيير دهيد و با افرادي رفت‌وآمد كنيد كه از آن‌ها انرژي مثبت بگيريد. از افرادي كه منفي هستند،‌ مرتب از زندگي گله و شكايت مي‌كنند و به هر چيزي با شك و ترديد نگاه مي‌كنند، دوري كنيد.

آيا اكنون خود را همان‌گونه كه هستيد مي‌پذيريد؟ آيا مي‌توانيد خود را دوست داشته باشيد و براي خود ارزشي قايل باشيد؟

اگر پاسخ شما مثبت باشد مطمئن باشيد امروز توانسته‌ايد بهترين هديه را به خود بدهيد. بدون شك با اين هديه به قدرتي دست مي‌يابيد كه مي‌توانيد به تمام خواسته‌هاي‌تان در اندك زمان دست يابيد.


نوشته شده توسط mahdiiyar در یکشنبه 22 شهریور 1394 و ساعت 09:46

ارسال نظر(1)


تصاویر جالب از کشور مولوسیا با سه نفر جمعیت

تصاویر جالب از کشور مولوسیا با سه نفر جمعیت

جمهوری مولوسیا کوچکترین کشور جهان با جمعیتی شامل سه نفر و سه قلاده سگ است. این کشور در نزدیکی شهر دایتون ایالت نوادا آمریکا قرار دارد.
 
“کیوین بو” رئیس جمهور این ریزکشور است. او دوست دارد با لباس های یک دیکتاتور ظاهر شود به همین دلیل لباس های پر زرق و برق نظامی می پوشد؛ عینک دودی بزرگ به چشم می زند و رفتارهای جدی دارد.

جمهوری مولوسیا به آمریکا مالیات می دهد که از نظر رئیس جمهور آن، پرداخت کمک به کشورهای خارجی است.

این جمهوری در سال 1977 تاسیس شد. تنها 6 هکتار مساحت دارد. پایتخت آن اسپرا نام دارد که در آن منزل رئیس جمهور و باغچه ها و حیات در جلو و پشت این منزل مسکونی وجود دارد. جالب اینکه در این جمهوری علاوه بر قایق کوچک، یک قطار کوچکی وجود دارد که تنها برای کودکان قابل استفاده است و به وسیله برق کار می کند.

همچنین افراد برای ورود به جمهوری مولوسیا، نیازمند دریافت ویزا و گذرنامه هستند. ویزا توسط رئیس جمهور مولوسیا صادر می شود و او خود شخصا در گذرنامه ها، مهر ورود می زند.

رئیس‌جمهور مولوسیا گفته است: شهروندان ریزکشورهای آندورا، لیختن‌اشتاین، سان مارینو، موناکو، سبورگا و “هر کشور دیگری به رسمیت شناخته شده بوسیله مولوسیا” از دریافت ویزا مستثنی است.

این کشور اداره پست، تمبر پستی، پرچم و واحد پول ملی (والورا)، نیروی دریایی و هوایی مستقل خود است.

سایت ویکی پدیا هم نوشته است: جمهوری مولوسیا یک ریزکشور است که تاکنون به جز تعدادی ریز کشور، از سوی هیچ کشور دیگر جهان به رسمیت شناخته نشده است. نام مولوسا از کلمه مورو که در زبان اسپانیایی به معنی تپه کوچک صخره‌ای است گرفته شده‌است.

این جمهوری در سال ۱۹۷۷ با نام جمهوری علیای وولدشتاین تاسیس شد ۲۰ سال حکومت پادشاهی داشت بعد به جمهوری دمکرات خلق و سپس در ۱۹۹۹ باانحلال حزب کمونیست و با تغییر عنوان از ریزکشور به کشور نظام حکومتی آن به جمهوری تغییر یافت.

این جمهوری به وسیله رئیس‌جمهور آن کوین باو، با عنوان سرورناو و خادم ملت اداره می‌شود.

دراین کشور مصرف برخی مواد غذایی از قبیل پیاز و گربه ماهی و استفاده از برخی کالاها از جمله سلاح گرم، لامپ نئون و هرنوع اقلام وارداتی از تگزاس به استثنای آهنگ‌های کلی کلارکسون ممنوع است.

پرچم کشور مولوسیا
تصاویر جالب از کشور مولوسیا با سه نفر جمعیت

آرم کشور مولوسیا

کشوری 3 نفره در درون کشور آمریکا +عکس جمهوری مولوسیا,کوچکترین کشور,کشور 3 نفره,عکس

تصاویر جالب از کشور مولوسیا با سه نفر جمعیت

نقشه کشور مولوسیا – منطقه ای 6 هکتاری در ایالت نودا آمریکا

 

تصاویر جالب از کشور مولوسیا با سه نفر جمعیت

 

تصاویر جالب از کشور مولوسیا با سه نفر جمعیت
تصاویر جالب از کشور مولوسیا با سه نفر جمعیت

“کیوین بو” رئیس جمهور کشور مولوسیا

تصاویر جالب از کشور مولوسیا با سه نفر جمعیت
تصاویر جالب از کشور مولوسیا با سه نفر جمعیت
تصاویر جالب از کشور مولوسیا با سه نفر جمعیت
تصاویر جالب از کشور مولوسیا با سه نفر جمعیت

نیروی دریایی کشور مولوسیا

تصاویر جالب از کشور مولوسیا با سه نفر جمعیت

نیروی هوایی کشور مولوسیا

تصاویر جالب از کشور مولوسیا با سه نفر جمعیت
تصاویر جالب از کشور مولوسیا با سه نفر جمعیت

ویلای رئیس جمهور “کیوین بو” رئیس جمهور مولوسیا

تصاویر جالب از کشور مولوسیا با سه نفر جمعیت
تصاویر جالب از کشور مولوسیا با سه نفر جمعیت

پول ملی کشور مولوسیا به نام “والورا”

تصاویر جالب از کشور مولوسیا با سه نفر جمعیت
تصاویر جالب از کشور مولوسیا با سه نفر جمعیت
تصاویر جالب از کشور مولوسیا با سه نفر جمعیت
تصاویر جالب از کشور مولوسیا با سه نفر جمعیت

مهر ورود به کشور مولوسیا که توسط رئیس جمهور این کشور زده می شود

تصاویر جالب از کشور مولوسیا با سه نفر جمعیت

خیابان اصلی شهر اسپرا پایتخت کشور مولوسیا

تصاویر جالب از کشور مولوسیا با سه نفر جمعیت
تصاویر جالب از کشور مولوسیا با سه نفر جمعیت
 

نوشته شده توسط mahdiiyar در سه‌شنبه 17 شهریور 1394 و ساعت 09:18

ارسال نظر(0)


رسانه ای شدن تشییع جنازه کودک سه ساله کرد سوریه ای

رسانه ای شدن تشییع جنازه کودک سه ساله کرد سوریه ای

بسیاری از سیاستمداران و مقامات اروپایی از این حادثه ابراز تالم کرده اند. نخست وزیر فرانسه در توییتی با ابراز ناراحتی از این حادثه نوشته است: او اسم داشت: آیلان کردی. باید هر چه سریع تر کاری کرد. اروپا باید تکانی بخورد.”
 
 
رسانه ای شدن تشییع جنازه کودک سه ساله کرد سوریه ای
 

جسد” آیلان کردی” کودک سه ساله سوریه ای که خبر مرگ مظلومانه و تصویر جسد بی جان او در ساحل شهر بدروم ترکیه چون بمبی خبری در جهان ترکید ، به همراه برادر و مادرش در ترکیه تشییع  و برای دفن به زادگاهشان در شهر کوبانی سوریه فرستاده شد.

 

به گزارش عصر ایران به نقل از رویترز “عبدالله کردی” پدر داغدیده این خانواده کرد سوریه ای روز چهارشنبه جسد اعضای خانواده اش را در شهر “موقلا” در نزدیکی بدروم ترکیه تحویل گرفت و امروز پیکر بی جان همسر و فرزندان خود را در شهر کوبانی به خاک سپرد.

 

عبدالله کردی به همراه دو پسرش  آیلان و “گالیب” (5 ساله) و نیز همسر 35 ساله اش “ریحان”  در یک تیم 12 نفره با قایقی در حال عزیمت به جزیره کاس یونان بودند که به دلیل امواج دریا قایق آنها در دریا غرق می شود و به دلیل نداشتن جلیقه نجات همه مسافران جان می سپارند اما عبدالله از این حادثه جان سالم به در می برد.

 

او با صدور بیانیه ای گفته است می خواسته به خانواده اش کمک کند اما موج دریا در نهایت بر او غالب شده و به دلیل نداشتن جلیقه نجات همه اعضای خانواده او در این حادثه غرق می شوند.

 

روز چهارشنبه تصویر جسد بی جان ایلان 3 ساله در کناره ساحل بدورم برای نخستین بار در خبرگزاری دوغان ترکیه منتشر و سپس در روز پنج شنبه در صفحه نخست بسیاری از روزنامه های اروپا و جهان جای گرفت.

 

رسانه ای شدن تشییع جنازه کودک سه ساله کرد سوریه ای

 

بسیاری از سیاستمداران و مقامات اروپایی از این حادثه ابراز تالم کرده اند. نخست وزیر فرانسه در توییتی با ابراز ناراحتی از این حادثه نوشته است:” او اسم داشت: آیلان کردی. باید هر چه سریع تر کاری کرد. اروپا باید تکانی بخورد.”

 

عبدالله کردی پدر آیلان

رسانه ای شدن تشییع جنازه کودک سه ساله کرد سوریه ای

 

عمه آیلان در سوگ از دست دادن خانواده برادرش

رسانه ای شدن تشییع جنازه کودک سه ساله کرد سوریه ای

 

عبدالله کردی و دو پسرش

رسانه ای شدن تشییع جنازه کودک سه ساله کرد سوریه ای

 

آمبولانس های حامل جنازه خانواده کردی در منطقه مرزی سوروچ ترکیه و  در حال عزیمت به شهر کوبانی

رسانه ای شدن تشییع جنازه کودک سه ساله کرد سوریه ای

 

رسانه ای شدن تشییع جنازه کودک سه ساله کرد سوریه ای

 

مراسم تدفین خانواده کردی در گورستان شهر کوبانی

رسانه ای شدن تشییع جنازه کودک سه ساله کرد سوریه ای

 

رسانه ای شدن تشییع جنازه کودک سه ساله کرد سوریه ای

 

رسانه ای شدن تشییع جنازه کودک سه ساله کرد سوریه ای

 

 

 

 


نوشته شده توسط mahdiiyar در سه‌شنبه 17 شهریور 1394 و ساعت 09:17

ارسال نظر(0)



.:: Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 43077 ::.
.:: Design By :
wWw.loxblog.Com ::.




این وبلاگ صرفا جهت راهنمایی،مشاوره و اطلاع رسانی ساخته شده است.آشنایی با قوانین پناهندگی زیر نظرسازمان ملل
mehdiafsharzadeh@gmail.com




دیالیکت
ستاد مبارزه با چرندیات
فوتبال یعنی
تونل زمان
ایران همیشه سبز
فریدون مشیری
قیصر امین پور
پروین اعتصامی
سید محمدحسین بهجت تبریزی (شهریار)
احمد شاملو
حكيم عمر خيام نيشابوري
اشعار
پاراگراف کتاب
زندگی زیباست
جملات و عکس نوشته های الهام بخش و زیبا برای زندگی
کاتاتونیک
عکاسباشی
کاف
کپشن خاص
جملات ادبی
گوناگون
دلنوشته
به سوی دموکراسی
رگا
هیچ
مهدیاریسم
یک کلام حرف حساب
سبک زندگی
آلزایمر




مهدی افشارزاده
















[Blog_Tags_Title] ,




»تعداد بازديدها: 465
»کاربر: Admin




💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران