.....................



این پرنده

per2 (2)

بگذار در آغوشت پرواز کنم
این پرنده
بی قفس می میرد …


نوشته شده توسط mahdiiyar در پنج‌شنبه 12 شهریور 1394 و ساعت 10:46

ارسال نظر(0)


تو را می خواهد …

per2 (1)

چتر نمی خواهد این هوا؛
تو را می خواهد …


نوشته شده توسط mahdiiyar در پنج‌شنبه 12 شهریور 1394 و ساعت 10:46

ارسال نظر(0)


عشق

zhi (8)

بگذار عشق
خاصیتِ تو باشد
نه رابطه ی خاصِ تو با کسی …


نوشته شده توسط mahdiiyar در پنج‌شنبه 12 شهریور 1394 و ساعت 10:42

ارسال نظر(0)


ده عملکرد که پس از مرگ همچنان بدن انجام می دهد

 

marg

دانستن اینکه بدن شما بعد از مرگ قادر به انجام چه کارهاییست موضوعی جالب و در عین حال تامل برانگیز است. در ادامه شاهد این ۱۰ مورد باشید.

 

.

۱۰- رشد ناخن و مو
بدین صورت نیست که این اعضا به رشد خود ادامه می‌‏دهند، بلکه فقط در ظاهر اینگونه به‌‏نظر می‌‏رسند. همان‌‏گونه که بدن رطوبت خود را از دست مى‌‏دهد، پوست چروکیده شده و منقبض مى‌‏شود، در نتیجه ناخن و مو بلندتر به نظر مى‌‏آیند
.
۹- تولید صدا
جمود بدن ساعاتى پس از مرگ، موجب انقباض و سفت‌‏شدن عضلات مى‌‏گردد. این موضوع به‌‏علاوه‌‏‌‏ی آزادشدن گازها و تارهاى صوتى که سفت و انعطاف ناپذیر هستند، باعث تولید صداهاى ناهنجار مى‌‏شود.
.
۸ – رشد سلول‌‏های پوست
این سلول‌‏ها به مراقبت زیادى نیاز ندارند و خودکفا هستند، چرا که بیشتر عمرشان را در خارجى‌‏ترین قسمت بدن مى‌‏گذرانند و از طریق جذب و تراوش تغذیه کرده و بدین طریق به مدت چند روز مى‌‏توانند از خود دفاع کنند.
.
۷- دفع ادرار
ماهیچه‌‏هاى کنترل‌‏کننده وظیفه‌‏ی نگه‌‏داشتن ادرار را به عهده دارند. وقتى مرگ رخ مى‌‏دهد، آنها از کار باز مى‌‏ایستند. پیش از جمود بدن که ساعاتى به طول مى‌‏انجامد و بدن وارد وضعیت شل و سستى مى‌‏شود، دفع ادرار به‌‏صورت بی‌‏اختیار انجام می‌‏شود.
.
۶- مدفوع
ماهیچه هاى شل و سست، توانایی نگه‌‏داشتن چیزی را ندارند. در روال عمل دفع، گازهاى تولید شده در بدن، مدفوع را در طول مسیر روده ها به حرکت درمى‌‏آورد. این موضوع براى همه رخ نمى‌‏دهد، ولى ممکن است اتفاق بیفتد.
.
۵- هضم
باکترى‌‏هاى موجود در امحا و احشا باوجود فوت میزبان هنوز به زیست خود ادامه مى‌‏دهند. بسیارى از آنها انگل هستند و برخى به تجزیه‌‏ی غذا کمک مى‌‏کنند. تا زمانى که تغذیه کنند، به زندگیشان ادامه مى‌‏دهند.
.
۴- نعوظ
به علت کشش خون، گاهى اوقات پس از مرگ نعوظ اتفاق مى‌‏افتد.
.
۳- حرکت ماهیچه
سیستم عصبى حتى ممکن است پس از توقف فعالیت مغز به عملکرد خود ادامه دهد. حرکات نامرتب و متفرق که به جاى مغز از ستون فقرات نشات مى‌‏گیرد، مى‌‏تواند دلیل همه‌‏ى پرش و تکان‌‏هاى ناگهانى بدن باشد.
.
۲- کارکرد مغز
پزشکان زمانى فوت شخصی را اعلام می‌‏کنند که قلب و شش‌‏ها از کار باز ‌‏ایستند. در حقیقت پس از مرگ، مغز براى دقایقى هنوز از مواد غذایى و اکسیژن استفاده مى‌‏کند.
.
۱- زایمان
اسناد تاریخى نشان مى‌‏دهند که پیش از مرسوم شدن مومیایى کردن اجساد، گاهى اوقات رویدادى به نام تولد در تابوت رخ مى‌‏داده است. در زنانى که زمان مرگشان باردار بودند، برخى اوقات به دلیل تجمع گاز و فشار بر روى رحم، جنین با فشار به بیرون مى‌‏آمد و عمل زایمان انجام می‌‏گرفت.


نوشته شده توسط mahdiiyar در پنج‌شنبه 12 شهریور 1394 و ساعت 10:40

ارسال نظر(0)


” مسافر شهر باران “

 

barooon

سکوتش زیبا بود و خلوتش دلنشین؛ وقتی بود، همه جا تاریک بود و من را به دنیایی دیگر میکشاند… دنیایی از جنس آرامش! شب… تاریک بود و سیاه و آرام… اما قصه آن شب فرق داشت!
آن شب ضیافت باران بود و من مثل همیشه در تمنای باران، بی چتر به زیر دوش آب آسمان رفتم… و او میخواند…

یک شب گرم و تب آلود
آمدی از شهر باران
ناگهان از هر جوانه
گل بر آمد چون بهاران
ای تو از نسل بهاران
ای امید سبزه‌زاران
ای صدایت پاک و معصوم
چون سرود چشمه ساران

باران پاییزی جایش را به باران بهاری داد، هوا بهاری شد و من مست از عطر بهار، سرشار شدم از طعم خواستن و چه خوش طعم بود این خواستن با چای سرگل لاهیجان! مهمانی باران و چای و سمفونی زیبای باران رگباری! اما او میخواند و باز هم میخواند…!

ای نگاه تو همیشه
مثل دریا بی‌کرانه
ای بلند گیسوانت
خوش‎ترین شعر شبانه

سر و کله دریا از کجا پیدایش شد، نمیدانم؛ اما نگاهش زیبا بود و دریایی! چای در دست، به حرکات دیوانه وارم زیر باران زل زده بود! هیچ نمی‌گفت و نگاه دریایی اش بر سرخی گونه هایم می‌افزود! شرمی خواستنی زیر باران! بدنم یخ زده بود و من بی اعتنا به این سرما، چشمهایم را به چشمهایش دوختم… نگاه گرمش بر سرمای وجودم تاثیری نداشت… دستش را به سمتم دراز کرد… با اشتیاق دستانش را گرفتم… حرکات دیوانه وار و ناموزونم زیر باران، تبدیل به رقصی زیبا شد…رقص تانگو با عطرِ چایِ سرگلِ لاهیجان! قطرات باران از سر و رویم میچکید، موهایم که مشکی تر از قبل شده بود به صورت و گردنم چسبیده بودند… با دستان گرمش موهایم را به کناری زد، تن سردم از حرارت دستانش گرم شد، دست دیگرش در دستانم بود و من به آرزوی دیرینه‌ام رسیده بودم! رقص تانگو زیر بارش باران با عطر و بوی چای! ساکت شده بود، هیچ نمی‌خواند… گوش به آواز باران سپردیم و رقصیدیم… این بار من بودم که خواندم و فریاد زدم…

ای که نامت در زمانه
گشته در خوبی فسانه
کرده اینک در دلِ من
آتش عشق تو خانه

ضربان قلبم تند تر از قبل شده بود… این بار با بدن‌هایمان نوشتیم… آنچه را که چندین شب در فضای مجازی نوشته بودیم! این بار نوبت رسید تا دست و پاهایمان هم کلام شوند… چشم‌هایمان حرف‌ها برای گفتن داشت… دست‌هایش حریصانه دست‌هایم را گرفته بودند و رقص پاهایمان تماشایی بود چه رویایی به هم می‌پیچیدند دست و پایمان! با هم هم‌صدا شدیم، خواندیم و خواندیم…

ای که نامت بر لب من
معنی خوبِ سرودن
خوش‌ترین ایام عمرم
لحظه های با تو بودن

صدای آشنایی مرا به خود آورد! چی کار میکنی دختر؟ ساعت ۲ نصف شب تو حیاط زیر بارون… بدو بیا تا سرما نخوردی! دستانم میلرزیدند، با چشمانی بی رمق با باران وداع کردم ،به کنج اتاقم خزیدم! بخاری خاموش بود ، به دیوار اتاق تکیه کردم، دوباره این درد لعنتی به سراغ معده‌ام آمد! گفته بودند از اعصاب است! لپ تاپم را روشن کردم، وارد دنیای مجازی شدم…. باز هم چراغش خاموش بود!
.
مسافر شهر باران – کوروش یغمایی
تقدیم به او که آن را میشناسد!


نوشته شده توسط mahdiiyar در پنج‌شنبه 12 شهریور 1394 و ساعت 10:40

ارسال نظر(0)


زندگی «شاد» یا زندگی «پرمعنا»؟!

 

زندگی شاد,زندگی پرمعنا,زندگی معنادار

شادی و زندگی معنادار و هدفمند از مهم‌ترین عواملی هستند که مردم خوشبختی خود را با آن می سنجند. با اینکه زندگی شاد و با معنا با هم در ارتباط متقابل هستند اما دانشمندان می گویند این دو کاملا با هم فرق دارند.

سلامتی، دوست داشته شدن، موفقیت در کار، بزرگ کردن فرزندانی سالم، خدمت به کشور یا پایبندی به اعتقادات معمولا از رموز خوشبختی و رضایت از زندگی به شمار می روند اما هیچکدام نمی توانند باعث شاد زیستن شوند.

این نتیجه تحقیق روانشناسان دانشگاههای فلوریدا، مینه سوتا و استنفورد است که درویژه نامه «جورنال روانشناسی مثبت» منتشر شده است.

زندگی شاد چیست؟ زندگی پرمعنا کدام است؟
دانشمندان شادی را سعادتی ذهنی تعریف می کنند که تاثیر عاطفی مثبتی بر فرد می گذارد و این تاثیر در تمام جوامع و فرهنگ ها یکسان است. شادی می تواند از چیزهای کوچک نشات بگیرد مثلا پیدا کردن گردنبند گمشده یا از رویدادهای مهم‌تر مثل پایان گرفتن جنگ. شادی، عواطف و احساسات مثبت و خوشایند با خود می آورد و باعث می شود فرد ارزیابی مثبتی از زندگی خود داشته باشد.

شادی ریشه در غرایز و طبیعت دارد. برآورده شدن نیازها و خواسته ها شادی می آورد. این اتفاقی است که در تمام حیوانات می افتد. شادی در لحظه و در زمان حال معنی پیدا می کند و «دم را غنیمت است» به نوعی عصاره مفهوم شادی و زندگی در لحظه اکنون است. با این حال، بررسی دانشمندان نشان می دهد شاد بودن ربطی به زندگی معنادار ندارد.

البته شادی و زندگی در لحظه اکنون می تواند عناصری از گذشته را در خود داشته باشد اما باز هم از منظر زمان حال به آن نگاه می شود. به همین دلیل اگر امروز زندگی دردناکی داشته باشیم، گذشته شاد، به ما احساس خوشبختی نمی‌دهد. شادی چون در حال اتفاق می افتد گذراست و ثبات به همراه نمی آورد.

آیا زندگی «شاد» با زندگی «پرمعنا» فرق دارد؟
اما زندگی با معنا ریشه ای متفاوت دارد. معنا از ارزش‌های فردی و اجتماعی زاییده می شود بنابراین منشاء فرهنگی دارد. معنا از زبان و فرهنگ و نمادها شکل می گیرد و گذشته و حال و آینده را با هم در پیوند و ارتباط معنادار قرار می دهد. با اینکه معنای زندگی از پیگیری اهداف و ارزش‌ها بوجود می آید اما الزاما شادی به همراه نمی آورد. مثلا یک زندانی سیاسی که زیر فشار بازجویی است نمی تواند شاد باشد اما می تواند عمیقا زندگی خود را معنادار ببیند.

معنا در گستره زمان شکل می گیرد، مثلا ازدواج را می توان «نوشته ای بر یک تکه کاغذ» دید یا آن را «پیوند مادام العمر به معشوق» معنا کرد. ماهیت زندگی تغییر و تحول است و معنا دادن به آن راهی است برای ثبات بخشیدن به جریان پرتلاطم زندگی. مثلا احساس یک زوج به یکدیگر مرتب و روز بروز تغییر می کند اما ازدواج به آن معنایی دائمی و ثابت می دهد. در عمل هم ازدواج به تثبیت رابطه کمک می کند چون قطع رابطه را دشوار می کند اما روشن است که ازدواج الزاما زندگی را شادتر نمی کند.

یکی از مهم‌ترین راه‌های معنا دادن به زندگی پاداش دادن به خود است، از راه برنامه ریزی و تعهد به اجرای آن که نیاز به انضباط فردی دارد.

بنابراین وقتی فرد با فعالیت و درگیری‌های روزمره ای که با هم ربط دارند، هدف‌هایش را پیگیری و برآورده کند در عمل به زندگی خود معنا می‌دهد. تحصیل، کسب مهارت، شکل دادن به رابطه ای جدی و صمیمانه همگی به زندگی معنی می دهند، چرا که گذشته و حال و آینده در راستای هدفی مشخص یکپارچه می کنند. به نظر دانشمندان هر چه بیشتر برای تحقق این هدفها «خودتان» باشید، زندگی خود را معنی دار تر می بینید.

اما بر اساس این تحقیق، چه عواملی در شادی موثرند و چه معیارهایی به زندگی معنا می دهند؟

زندگی شاد,زندگی پرمعنا,زندگی معنادار

سختی زندگی
افرادی که زندگی خود را آسان و به دور از دشواری می بینند شادترند و آنها که زندگی خود را پرمشقت می دانند افراد شادی نیستند.

اما همان ها که با سختی‌ها دست و پنجه نرم می کنند زندگی خود را با معنی تر می بینند.
بنابراین وقتی به دشواری یا آسانی زندگی نگاه می کنید در واقع شادی زندگی را می سنجید نه معنی آن را.

سلامتی
سلامتی نیازی همگانی و اولیه است و افراد سالم افراد شادتری هستند. اما سلامتی معنای بیشتری به زندگی نمی دهد. استیون هاوکینگ دانشمند سرشناس کاملا فلج است اما شاید زندگی بسیار معنی دارتری از افراد سالم داشته باشد و تاریخ پر از مثالهایی این چنین است.

احساسات مثبت و منفی
بدیهی است که احساس خوب شادی می آورد اما این تحقیق نشان می دهد احساس خوب زندگی را معنی دارتر نمی کند.

از بین احساساتی که در این تحقیق بررسی شده اند، شاید جالب‌ترین مورد بی حوصلگی باشد. بی حوصلگی بی تردید احساسی ناخوشایند است و خوشحالی نمی آورد اما از طرف دیگر، نشانه نبود معنا هم هست، بنابراین فرد بی حوصله نه شاد است نه در طلب معنا.

پول
می گویند پول خوشبختی نمی آورد. این تحقیق نشان می دهد که پول تاثیر شدیدی بر احساس شادی می گذارد اما معنایی به زندگی نمی دهد. خرید ضروریات یا حتی تجملات با شادی رابطه نزدیک دارد و بی ثباتی و بحران اقتصادی لذت از زندگی را کاهش می دهد.

اما دخل و خرج مناسب و هدفمند اثری معکوس دارد. به زندگی معنا می دهد ولی شادی نمی آورد. وقتی برای آینده فرزندتان پس انداز می‌کنید، قسط خانه را کامل می‌پردازید یا بدهی خود را تسویه می‌کنید، زندگی معنی دارتر می شود. تاثیر پول بر زندگی ارتباط نزدیکی با ارزش‌های فردی دارد و اینکه فرد چگونه خود را در رابطه با پول تعریف می کند.

روابط
ارتباط‌های اجتماعی یکی از عواملی است که هم زندگی را شادتر می کند و هم به آن معنا می دهد. تنهایی یکی از مهم‌ترین عوامل شاد نبودن است. بسیاری از افرادی که در این تحقیق شرکت کرده بودند ارتباط با خانواده و دوستان را معنای زندگی خود می دانستند. به یاد آوردن ساعت‌ها و روزهایی که در تنهایی گذشته و یا احتمال تنها ماندن در آینده تاثیر شدیدی بر شادی دارد.

اما در کمال شگفتی، اینکه چقدر با دوستان یا کسانی که دوستشان داریم وقت می گذرانیم تاثیر زیادی بر شادی ندارد هرچند که به زندگی معنا می دهد. وقت گذراندن با آنها که دوستشان داریم می تواند کار بسیار سختی باشد بنابراین ممکن است خوشحالی زیادی عاید ما نکند اما به زندگی ما معنایی دیگر می‌بخشد. کسانی که در این تحقیق شرکت کرده بودند و زندگی معنادارتری داشتند، روابط را مهم‌تر از دستاوردهای زندگی شان می دانستند.

شادی از منفعتی که از دیگران می بریم زاییده می شود و معنا از آنچه به دیگران می دهیم. «گیرنده» شاد است و «دهنده» زندگی با معنایی دارد. کمک به دیگران زندگی را با معناتر می کند اما مستقیما ما را شاد نمی کند. اگر کمک به دیگران لذت دارد برای این است که زندگی معنادارتر می شود. بر اساس این تحقیق فداکاری و از خودگذشتگی تاثیر چندانی بر شادی می گذارد، شاید هم اندکی آن را کاهش می دهد، اما اهمیت بسیاری در معنادار بودن زندگی دارد.

نکته جالب دیگری که در این تحقیق روشن شد این بود که جرو بحث با دیگران شادی را کم می کند اما به زندگی معنایی بیشتر می بخشد. افراد شاد کمتر تمایل به جر و بحث دارند.

زندگی شاد,زندگی پرمعنا,زندگی معنادار

فرزند
بزرگ کردن بچه برای بسیاری از پدرها و مادرها دستاوردی مهم تلقی می شود چرا که نیازمند از خود گذشتن و وقف دیگری شدن است. به همین دلیل برای بسیاری از پدر و مادرهایی که در این تحقیق شرکت کرده بودند بزرگ کردن بچه، شادی شان را کمتر کرده اما به زندگی شان معنا داده بود. آنها هرچه وقت بیشتری برای فرزندشان گذاشته بودند زندگی معنی دارتری پیدا کرده بودند و این همان چیزی است که به آن «تناقض بچه داشتن» می گویند.

استرس و نگرانی
نیازی به گفتن نیست که استرس و نگرانی شادی را کم می کند اما عجیب این که به زندگی معنا می دهد. این که چرا چنین است تفسیرهای متفاوتی می تواند داشته باشد. شاید پیوند گذشته و حال و آینده، احتمال خطرهای پیش رو را بیشتر برای فرد آشکار می‌کند و یا استمرار فعالیت‌های دشوار و سنگین برای رسیدن به هدفی در آینده دور (که البته تحقق آن تضمین شده هم نیست) برای فرد استرس و نگرانی می آورد ، هرچند که به زندگی اش معنا می دهد.

محققان در پایان نتیجه می گیرند که شادی بیشتر حاصل برآورده شدن خواسته ها و نیازهاست، بخصوص از طرف دیگران و یا حتی با پول خرج کردن. اما معنا بیشتر فراهم کردن برای دیگران است و بیشتر با با تعریفی که فرد از «خود» دارد مربوط است. خلاقیت و خردمندی و افکار عمیق به زندگی معنی می دهد اما با استرس و نگرانی همراه است.


نوشته شده توسط mahdiiyar در پنج‌شنبه 12 شهریور 1394 و ساعت 10:26

ارسال نظر(0)


گاهی پروانه ها هم...

 

متن عاشقانه, پروانه ها

    گاه می رویم تا برسیم.کجایش را نمیدانیم.فقط میرویم تا برسیم
    بی خبر از آن که همیشه رفتن راه رسیدن نیست.
    گاه برای رسیدن باید نرفت.باید ایستاد و نگریست
    باید دید. شاید رسیده ای و ادامه دادن فقط دورت می کند
    باید ایستاد و نگریست به مسیر طی شده
    گاه رسیده ای و نمی دانی
    و گاه در ابتدای راهی و گمان می کنی رسیده ای
    مهم رسیدن نیست.مهم آغاز است
    که گاهی هیچ وقت نمی شود
    و گاهی می شود بدون خواست تو


    پدرم می گفت تصمیم نگیر.اگر گرفتی شروع را به تاخیر انداختن
    نرسیدن است
    اما
    گاهی آغاز نکردن یک مسیر بهترین راه رسیدن است
    گاه حتی لازم است بعد از نمازت فکر کنی و ببینی پشت سر
    اعتقادت چه می بینی ترس یا حقیقت؟
    گاهی هم درختی، گلی را آب بدهی، حیوانی را نوازش کنی
    غذا بدهی ببینی هنوز از طبیعت چیزی در وجودت هست یا نه؟

 

    یا پای کامپیوترت نباشی، گوگل و ایمیل و فلان را بی خیال شوی
    با خانواده ات دور هم بنشینید ، یا گوش به درد دل رفیقت بدهی و
    ببینی زندگی فقط همین آهن پاره ی برقی است یا نه؟

 

    شاید هم بخشی از حقوقت را بدهی به یک انسان محتاج تا ببینی
    در تقسیم عشق در نهایت تو برنده ای یا بازنده؟

    لازم است گاهی عیسی باشی
    ایوب باشی
    انسان باشی ببینی می شود یا نه؟

 

متن عاشقانه, پروانه ها

 

    و بالاخره لازمست گاهی از خود بیرون آمده و
    از فاصله ای دورتر به خودت بنگری و از خود بپرسی که
    سالها سپری شد تا آن شوم که اکنون هستم آیا ارزشش را داشت؟

 

    سپس کم کم یاد میگیری
    که حتی نور خورشید هم میسوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری
    باید باغ خودت را پرورش دهی به جای اینکه
منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.

 

    یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی
    که محکم باشی پای هر خداحافظی
و یاد می گیری که خیلی می ارزی

 

    زیرا گاهی پروانه ها هم به اشتباه عاشق میشوند
    و به جای شمع ، گرد چراغهای بی احساس خیابان می میرند

منبع:


نوشته شده توسط mahdiiyar در پنج‌شنبه 12 شهریور 1394 و ساعت 10:25

ارسال نظر(0)


سخنان امیرالمونین 2

بدترين دوست،‌ کسی است که براي او به رنج و زحمت افتي.حضرت علی(ع)

 

نابود شد ، كسي كه ارزش خود را ندانست. حضرت علی(ع)

 

هم نشين بي خرد مباش، كه كار زشت خود را زيبا جلوه داده، دوست دارد تو همانند او باشي. حضرت علی(ع)

 

كار اندكي كه ادامه يابد، از كار بسياري كه از آن به ستوه آيي اميدوار كننده تر است. حضرت علی(ع)

 

هنگامي كه توانايي فزوني يابد، شهوت كاستي گيرد. حضرت علی(ع)

 

اي فرزند آدم ! خودت وصي مال خويش باش، امروز به گونه اي عمل كن كه دوست داري پس از مرگت عمل كنند.  حضرت علی(ع)

 

تندخويي بي مورد نوعي ديوانگي است، زيرا كه تندخو پشيمان مي شود، و اگر پشيمان نشد، پس ديوانگي او پايدار است.حضرت علی(ع)

 

هر گاه تهيدست شديد با صدقه دادن، با خدا تجارت كنيد.حضرت علی(ع)

 

وفاداري با خيانت كاران نزد خدا نوعي خيانت، و خيانت به خيانت كاران نزد خدا وفاداري است. حضرت علی(ع)

 

اي فرزند آدم ! اندوه روز نيامده را بر امروزت ميفزا، زيرا اگر روز نرسيده، از عمر تو باشد خدا روزي تو را خواهد رساند. حضرت علی(ع)

 

هر گاه مستحبات به واجبات زيان رساند آن را ترك كنيد. حضرت علی(ع)

 

جاهلان شما پر تلاش، و آگاهان شما تن پرور و كوتاهي ورزند ! .حضرت علی(ع)

 

هر گاه خدا بخواهد بنده اي را خوار كند، دانش را از او دور سازد.  حضرت علی(ع)

  

مردم فرزندان دنيا هستند و هيچ كس را بر دوستي مادرش نمي توان سرزنش كرد. حضرت علی(ع)

 

 از نافرماني خدا در خلوت ها بپرهيزيد، زيرا همان كه گواه است، داوري كند. حضرت علی(ع)

 

بي نيازي از عذرخواهي، گرامي تر از عذر راستين است.حضرت علی(ع)

 

براي هر كسي در مال او دو شريك است: وارث، و حوادث. حضرت علی(ع)

 

برترين بي نيازي و دارايي، نااميدي است از آنچه در دست مردم است. حضرت علی(ع)

 

ستودن بيش از آن چه كه سزاوار است نوعي چاپلوسي، و كمتر از آن،‌ درماندگي يا حسادت است. حضرت علی(ع)

 

سخت ترين گناه آنكه گناهكاران را كوچك بشمارد.حضرت علی(ع)

  

از حرام دنيا چشم پوش، تا خدا زشتي هاي آن ر ا به تو نماياند، و غافل مباش كه لحظه اي از تو غفلت نشود. حضرت علی(ع)

 

سخن بگوييد تا شناخته شويد، زيرا كه انسان در زير زبان خود پنهان است. حضرت علی(ع)

 

بسا سخن كه از حملة مسلحانه كارگر تر است.حضرت علی(ع)

 

خدا از مردم نادان عهد نگرفت كه بياموزند، تا آنكه از دانايان عهد گرفت كه آموزش دهند.حضرت علی(ع)

 

سخت ترين گناهان، گناهي است كه گناهكار آن را سبك شمارد.حضرت علی(ع)

 

دو گرسنه هرگز سير نشوند: جويندة علم و جويندة مال.حضرت علی(ع)

 

چيز اندك كه با اشتياق تداوم يابد، بهتر از فراواني است كه رنج آور باشد.حضرت علی(ع)

 

خدا عقل را به انساني نداد جز آن كه روزي او را با كمك عقل نجات بخشيد. حضرت علی(ع)

 

 هر كس با حق در افتاد نابود شد. حضرت علی(ع)

 

قلب، كتاب چشم است. (آنچه چشم بنگرد در قلب نشيند.) حضرت علی(ع)

 

تقوا در رأس همة ارزش هاي اخلاقي است.  حضرت علی(ع)

 

با آن كس كه تو را سخن آموخت به درشتي سخن مگو، و با كسي كه راه نيكو سخن گفتن به تو آموخت، لاف بلاغت مزن. حضرت علی(ع)

 

در تربيت خويش تو را بس كه از آنچه بر ديگران نمي پسندي دوري كني. حضرت علی(ع)

وبلاگ جملات حکیمانه


نوشته شده توسط mahdiiyar در چهارشنبه 11 شهریور 1394 و ساعت 08:11

ارسال نظر(1)


استاتوس سنگین و کوبنده

۹۲

 

استاتوس سنگین و کوبنده بهمن ۹۲

خدایــــــا شفــــــــا بده

بنده های سالمت را شفا بده!

کسانی را شفا بده که خیال میکنند هنوز دنیا بدون آنها نمیچرخد!

کسانی را شفا بده که خیال می کنند مریض نخواهند شد هرگز!

کسانی را که روحشان خیلی مریض است!

.

.

.

به مردم این شهر نگید : “غلامتم” ، “نوکرتم

ساده اند

باور میکنند

تو را میفروشند

.

.

.

مشکل اینجاست که،

همیشه برای فرار از دست یک “آدم” به “آدم” دیگری پناه برده ایم !

اعتیاد به آدم ها بدترین نوع اعتیاد است

 

.

.

.

ما آدما

هنوز هم مثله بچگیمون

هر کی بیشتر باهامون بازی کنه رو

بیشتر دوسش داریم !

.

.

.

می خـواهـم بـر بـلنـدتـریـن نـقطـه ی جهـان بـایستـم

و از پـشت تمـام بـلنـدگـوهـا

طـوری کـه همـه بشنـونـد

سکـوتــــــ کنـم !

.

.

.

این روزها ﺩﻭﺭﻩ ﺩﻭﺭﻩ ﻯ ﮔﺮﮒ ﻫﺎﺳﺖ !

ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ

ﻣﯽ ﭘﻨﺪﺍﺭﻧﺪ ﺩﺷﻤﻨﯽ !

ﮔﺮﮒ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ

ﺧﻴﺎﻟﺸﺎﻥ ﺭﺍﺣﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺷﺎﻧﯽ !

ﻣﺎ ﺗﺎﻭﺍﻥ ﮔﺮﮒ ﻧﺒﻮﺩﻧﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺩﻫﻴﻢ

.

.

.

گاهی باید بی رحم بود

نه با دوست 

نه با دشمن

بلکه با خودت

و چه ” بزرگت میکند ” آن سیلی که خودت میزنی به صورتت

.

.

.

ﻫﺮﭼﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍهیم ﺑﺎشیم

ولی یادمان باشد که

ﺁﺧﺮﺵ ﭼﻬﺎﺭ ﺳﻄﺮ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﯼ ﺭﻭﯼ سنگ ﻣﺮﻣﺮ ﯾﮏ ﻣﺘﺮﯼ ﺧﻮﺍهیم ﺷﺪ !

.

.

.

ﺍﮔﻪ ﯾﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﮐﺎﻣﻞ ﻭ ﺑﯽ ﻧﻘﺺ ﺑﺎﺷﻪ،

ﻧﻔﺮ ﺳﻮﻡ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻧﻤﯿﺪﻩ ﻭﺍﺭﺩﺵ ﺑﺸﻪ

ﺗﺎ ﮐﺴﯽ ﻧﺦ ﻧﺪﻩ ﮐﺴﯽ ﺳﺮ ﻧﺨﻮ ﻧﻤﯿﮕﯿﺮﻩ

 

.

.

.

همیشه تو زندگیت

جسارت

یک جدایی عاشقانه رو داشته باش

تا حقارت

به هر قیمتی نگه داشتن رو به دوش نکشی . . .

.

.

.

مشکل ﺩﻧﯿﺎ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﻓﻬﯿﻢ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺗﺮﺩﯾﺪﻧﺪ،

ﺍﻣﺎ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﺍﺣﻤﻖ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ . . . !

.

.

.

ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﻭﺣﺸﺘﻨﺎﮐﯽ ﺍﺳﺖ،

ﮐﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺮﯾﻦ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﻪ ﻫﺮ ﮐﺲ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﯾﮏ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﻨﻨﺪ !

.

.

.

روزی کـــه تـــو آمــدی بــهـ دنیـــا عریـــان

جمعـــی بـــهـ تـــو خنــــدان و تـــو بـــودی گریـــــان

کــــاری بکــن ای دوستــــ کـــه وقتــــ مـــردن

جمعــــی بـــه تـــو گریـــان و تـــو باشـــی خنــــدان!

.

.

.

هرگز تمامت را برای کسی رو نکن

بگذار کمی دست نیافتنی باشی

آدمها تمامت که کنند، “رهـــــایت” می کنند . . .

.

.

.

دروغ بگو تا باورت کنند

آب زیرکاه باش تا بهت اعتماد کنند

بی غیرت باش تا آزادی حس کنند

خیانت هایشان را نادیده بگیر تا آرام باشند

کذب بگو تا عاشقت شوند

هر چه نداری بگو دارم

هر چه داری بگو بهترینش را دارم

اگه ساده ای  . . . اگه راستگویی . . .

اگه باوفایی . . اگه با غیرتی. . . اگه یکرنگی

همیشه تنهایی رفیق . . .

.

.

.

وقت خودکشی ما گرگهاست

بگذار جنگل بماند برای خرگوش های زیبایی که ادعای شیری میکنند !

.

.

.

نیــازی بـه انتــقام نیـست !

فـقط مـنتظر بـمان ..

آنـها کـه آزارت مـی دهند ..

سرانـجام بـه خـود آسیـب مـی زنند ..

و اگـر بـخت مـدد کنـد ..

خــداوند اجـازه مـی دهد تماشاگرشان باشــی …!

.

.

.

ﺣﺎﻟﻢ ﺣﺎﻝ ﮔﺮﮔﯽ ﺍﺳﺖ

ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺗﻮﺑﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻪ

ﺍﻣﺎ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ

ﺗﻮﺑﻪ ﮔﺮﮒ ﻣﺮﮒ ﺍﺳﺖ !

.

.

.

بچــــه که بودم فکـــر میکردم فقـــط زنبــــورها نیش میزننـــد

بـــــــزرگ شدم

دیـــدم، شنیـــدم، رفتــــم، آمـــدم

و یــــاد گرفتــــم

نــــه، آدمها هم نیــــش میزننـــد

هر چقـدر صمیــــــمی تر، عزیزتر

نیششـــان ســـــمی تــــر !

.

.

.

آدم از

هیچ چیز

هیچ کس

نمیتونه مطمن باشه

این تنها چیزی که بهش مطمئن هستم…!

.

.

.

ﻫﻤﻪ ﺧﺮﺍﺑﺘﺮ ﺍﺯ ﺧﺮﺍﺑﯿﻢ !

ﺑﯿﺨﻮﺩﯼ ﻻﻑ ﺁﺑﺎﺩﯼ ﻣﯿﺰﻧﯿﻢ و ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻣﻌﻠﻢ ﺍﺧﻼﻗﯿﻢ

ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﺫﻫﻦ ﺧﻮﺩ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺗﺮﺳﯿﻢ ﻭ ﺩﺭ ﺧﻠﻮﺕ ﺧﻮﺩ ﺑﯽ ﺍﺧﻼﻕ !

ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﻬﺎ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺧﻮﺍهی های ﻣﺎ ﺍﺭﺿﺎ ﺷﻮﺩ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﻢ !

ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻤﺒﻮﺩﻫﺎ ﻭ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﻣﺒﺎﺩﺍ

ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻭﻗﺘﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﮐﺎﺭ ﺩﺍﺭﯾﻢ !

ﻣﺎ ﻗﺎﺗﻼﻥ ﺭﻭﺡ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮﯾﻢ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﯽ ﺍﻋﺘﻨﺎ ﺑﻪ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﻫﻢ ﺩﺭ ﮔﺬﺭﯾﻢ

.

.

.

اگه از کیفیت کسی که روش زوم کردیم راضی نیستیم ،

قبل از متاسف شدن واسه اون

یه کوچولو هم به فکر ارتقای لنزهای خودمون باشیم . . .

.

.

.

ﺑـَﻌﻀـﯽ ﺍﺯ ﺁﺩﻣﺎ ﻋﯿﻦ ﺑـﺎﺭﻭﻥ ﻣـﯽ ﻣـﻮﻧﻦ

ﺍﻭﻟﺶ ﮐـﻪ ﻣﯿﺎﻥ ﺑﻬﺖ ﻃﺮﺍﻭﺕ ﻣﯿﺪﻥ ﺷﺎﺩﯼ ﻣﯿﺪﻥ

ﻭﻟﯽ ﺁﺧﺮﺵ

ﺯﻧﺪﮔﯿﺘﻮ ﺑﺎ ﮔِﻞ ﻭ ﺷﻞ ﯾﮑﯿﺖ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﻭ ﻣﯿﺮﻥ

ﻣﺮﺍﻗﺐ ﺁﺩﻣﺎﯼ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﺻﻔﺖ ﺑﺎﺵ

ﺗﻮ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺍﻭﻧﻘﺪﺭ ﺧﺎﮐﯽ ﺑﺎﺷﯽ ﮐﻪ ﺁﺧﺮﺵ ﮔِﻞ ﺑﺸﯽ …!

.

.

.

حواسمان را جمع کنیم

آدمها مثل موبایل ها low battery ندارند ؛

اکثرا بدون اخطار قبلی و خیلی ناگهانی تمام میشوند

.

.

.

این روزا دیگه ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺳﯿﮕﺎﺭِﺕ ﮔﺮﻭﻥ ﺑﺎﺷﻪ ﯾﺎ ﺍﺭﺯﻭﻥ

ﭘﺎﯾﻪ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﺎﺷﻪ ﯾﺎ ﮐﻮﺗﺎﻩ ..

ﺷﯿﮏ ﻣﺜﻞ ﻣﺎﺭﻟﺒﻮﺭﻭ ﺑﺎﺷﻪ ﯾﺎ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﺜﻞ ﺍِﺷﻨﻮ !

ﻓﺎﺭﻍ ﺍﺯ ﻧﻮﻉ ﺳﯿﮕﺎﺭ ..

ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﮐﺴﯽ ﺑﺴﻮﺯﯼ

ﺁﺧﺮﺵ ﺟﺎﺕ ﺯﯾﺮِ ﭘﺎﺷﻪ ..

ﺣﮑﺎﯾﺖ ﺁﺩﻣﺎ ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻨﻪ

ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭ ﺑﺎﺷﯽ ﯾﺎ ﻓﻘﯿﺮ

ﻣﺎﻧﮑﻦ ﺑﺎﺷﯽ ﯾﺎ ﮐﻮﺗﻮﻟﻪ ..

ﻣﺮﺩ ﺑﺎﺷﯽ ﯾﺎ ﻧﺎﻣﺮﺩ !

ﻓﺎﺭﻍ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮐﯽ ﺑﻮﺩﯼ ﻭ ﭼﯽ ﺑﻮﺩﯼ ..

ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﮐﺴﯽ ﺑﺴﻮﺯﯼ

ﺁﺧﺮﺵ ﺟﺎﺕ ﺯﯾﺮِ ﭘﺎﺷﻪ

.

.

.

یک ﺁﺩﻡ ﻫﺎیی ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﻭﻗﺘﻲ ﺷﺎﺩی ﻛﻨﺎﺭﺕ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ ﭼﻮﻥ ” ﺣﺴﻮﺩﻧﺪ “… !

ﻭقتی غمگینی ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺷﺖ ﻧﻤﻴﮕﻴﺮﻧﺪ ﭼﻮﻥ ” ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺍﻧﺪ ” !

وقتی ﻣﺸﻜﻞ ﺩﺍﺭی ﺑﻪ ﻇﺎﻫﺮ ﻫﻤﺪﺭﺩﻧﺪ ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ” بی ﺧﻴﺎﻝ ﺗﻮ “ﻫﺴﺘﻨﺪ …!

ﺍﻣﺎ ﻭقتی ﻣﺸﻜﻞ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺑﺎ ﺗﻮ خیلی ﻣﻬﺮﺑﻮﻧﻨﺪ … خیلی …!

ﺍﻳﻨﻬﺎ ” ﻻﺷــــــﯽ ﺗﺮﯾﻦ ” ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎی ﺭﻭی ﺯﻣﻴﻨﻨﺪ

.

.

.

میدانی رفیق . . .

نه زیبایم . . .

نه مهربان . . .

فراری از دختران آهن پرست و پسران مانکن پرست . . .

فقط برای خودم هستم . . .

خوده خودم . . .

صبورم و سنگین  . . .

سرگردان . . .

مغرور . . .

قانع . . .

با یک پیچیدگی ساده . . .

و مقداری بی حوصلگی  زیاد . . .

برای تویی که چهره را میپرستی نه سیرت آدمی را . . .

هیچ ندارم . . .

راهت را بگیر و برو . . .

حوالی ما توقف ممنوع است


نوشته شده توسط mahdiiyar در چهارشنبه 11 شهریور 1394 و ساعت 08:09

ارسال نظر(1)


می دونی چیه رفیق!؟

 

می دونی چیه رفیق!؟
حکایت زندگی ما شده مث "دکمۀ پیراهنِ"
اولی رو که اشتباه بستی تا آخرش اشتباه می ری .
بدبختی اینه که زمانی به اشتباهت پی می بری که رسیدی به آخرش...


نوشته شده توسط mahdiiyar در چهارشنبه 11 شهریور 1394 و ساعت 08:06

ارسال نظر(1)



.:: Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 43077 ::.
.:: Design By :
wWw.loxblog.Com ::.




این وبلاگ صرفا جهت راهنمایی،مشاوره و اطلاع رسانی ساخته شده است.آشنایی با قوانین پناهندگی زیر نظرسازمان ملل
mehdiafsharzadeh@gmail.com




دیالیکت
ستاد مبارزه با چرندیات
فوتبال یعنی
تونل زمان
ایران همیشه سبز
فریدون مشیری
قیصر امین پور
پروین اعتصامی
سید محمدحسین بهجت تبریزی (شهریار)
احمد شاملو
حكيم عمر خيام نيشابوري
اشعار
پاراگراف کتاب
زندگی زیباست
جملات و عکس نوشته های الهام بخش و زیبا برای زندگی
کاتاتونیک
عکاسباشی
کاف
کپشن خاص
جملات ادبی
گوناگون
دلنوشته
به سوی دموکراسی
رگا
هیچ
مهدیاریسم
یک کلام حرف حساب
سبک زندگی
آلزایمر




مهدی افشارزاده
















[Blog_Tags_Title] ,




»تعداد بازديدها: 465
»کاربر: Admin




💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران