.....................



میلیاردر شدن با لایک و فالوئر

فروشنده پیج است؛ فروشنده‌ای که وقتی از درآمدش سؤال می‌کنم، محجوبانه پاسخ می‌دهد: «یه‌ کم دیگه ‌میلیاردر می‌شم!» به گفته خودش هفت سال است که با اینترنت نان می‌خورد.

 «پیام که دریافت می‌شود چند دقیقه بیشتر طول نمی‌کشد تا پاسخ دهد. مدیر یکی از پرطرفدارترین کانال‌های تلگرام است که به گفته خودش، ماهانه ٣٠‌ میلیون تومان درآمد دارد. برایش در تلگرام می‌نویسم در حال نوشتن گزارشی درباره کسب‌وکارهای اینترنتی هستم و می‌خواهم درباره تجربه او بدانم. او که نام کاربری «منصور قیامت» را دارد و البته نام اصلی‌اش هم نیست، چند ثانیه بعد پاسخ می‌دهد: «جواب این سؤال که خیلی واضحه. مخاطب‌های یک کانال یا پیج وقتی زیاد بشن، می‌شه تبلیغات گرفت و در کانال یا پیج نمایش داد و کسب درآمد کرد. موضوع پیچیده‌ای نیست.» و وقتی می‌پرسم: «چطور بازاریابی می‌کنید؟» باز هم با همان بی‌خیالی قبلی جواب می‌دهد: «بازاریابی نیازی نیست. خود آگهی‌دهنده‌ها میان بهم پیام میدن.»

اما موضوع به آن سادگی‌ها که منصور قیامت، جوان ٣١ساله قمی و تحصیل‌کرده زبان انگلیسی، می‌گوید، نیست. خیلی‌ها مثل او و با آرزوی داشتن شغلی بی‌دردسر و با درآمد ‌میلیونی وارد این کار می‌شوند و بعد از مدتی می‌بینند برای جلب مخاطب باید دست به کارهایی بزنند که عاقبت آن را یا پلیس فتا تعیین می‌کند یا فیلترینگ تلگرام.

«پیج‌فروشی»، «افزایش فالوئر اینستاگرام» و «افزایش ممبر کانال» از عجیب‌ترین و البته خطرناک‌ترین شغل‌های دنیای مجازی یا کسب‌وکارهای اینترنتی هستند. عجیب از این نظر که به گفته «رضا الفت‌نسب»، دبیر انجمن صنفی کسب‌وکارهای اینترنتی، خود سازمان توسعه تجارت الکترونیک هم که مرجع تصمیم‌گیرنده درباره مشاغل وابسته به اینترنت است، هنوز نمی‌داند باید اینها را شغل به حساب بیاورد یا نه و خطرناک به این دلیل که همین رسمی‌ نبودن در بسیاری موارد مانع از آن می‌شود که صاحبان این مشاغل بتوانند «نماد اعتماد الکترونیکی» دریافت کنند و این یعنی داشتن یک «شغل غیرقانونی».

میلیاردر شدن با لایک و فالوئر

الفت‌نسب در این زمینه به «شرق» می‌گوید: «کسب‌وکارهای اینترنتی، حوزه بسیار وسیع و متنوعی است. هر روز یک امکان جدید به امکانات فضای مجازی اضافه می‌شود و به‌ همین‌ دلیل کنترل و تصمیم‌گیری درباره آنها کار آسانی نیست. ولی واقعیت این است که باید در این زمینه قانون‌گذاری و حمایت از سوی نهادهای دولتی انجام گیرد. اگر شما از ترافیک و آلودگی هوا حرف می‌زنید و خواهان حل‌شدن آنها به‌ وسیله رواج خدمات اینترنتی هستید، باید از مشاغل اینترنتی حمایت و برای آنها قانون‌گذاری کنید وگرنه اوضاع همین می‌شود که می‌بینید».

اشاره او به پیج‌فروشی در اینستاگرام است؛ پیج‌هایی که با اسامی‌ای مثل «سحر»، «سپیده»، «نیلوفر»، «شیما» و... در اینستاگرام برای فروش درست می‌شود. عکسی که برای پروفایل این پیج‌ها انتخاب و استفاده می‌شود، عکس‌های دزدیده‌ شده از گوشه‌ و کنار اینترنت است و در بخش توضیحات پیج هم آمده: «برای خرید پیج از ١٠K تا ٥٥٠K در تلگرام پیام بدید.»

آنچه درون این پیج‌ها آپلود می‌شود و در دسترس عموم قرار می‌گیرد، باز هم عکس‌های شخصی دخترانی است که شاید روحشان هم خبر نداشته باشد عکسشان در یک صفحه اینستاگرام قرار گرفته تا مخاطبان آن پیج را افزایش دهد و آن پیج را برای فروش آماده کند. معمولا هم این اتفاق می‌افتد. فالوئرهای پیج به‌ صورت واقعی یا غیرواقعی (به قول خود فروشندگان پیج «فالوئر فیک») بالا می‌رود. با بالارفتن فالوئرها، آگهی‌دهنده‌ها سراغ این پیج‌ها می‌آیند؛ یا آن را می‌خرند تا برای تبلیغ محصولاتشان یا برای انتشار یک یا دو پست تبلیغاتی، از این پیج‌ها استفاده می‌کنند. درباره تلگرام هم اتفاق کاملا مشابهی می‌افتد، هرچه ممبر (عضو) یک کانال بیشتر باشد، فروش آن راحت‌تر و تبلیغات در آن مؤثرتر خواهد بود.

به آدرس تلگرامی که در یکی از این پیج‌ها اعلام شده پیام می‌دهم. از او درباره قیمت‌ها و کارش می‌پرسم. پاسخ ادمینی که هیچ ردپایی از «خود واقعی‌اش» در میان نیست، این است: «سلام خسته نباشین... اول از همه خواهر من فیک ندارم... واقعی و تضمینی کار می‌کنم و بعد از خرید بازم فالوها میره بالا اگه فعالیت‌تون خوب باشه... اینکه من با عکس دختر میارم پیجارو بالا دروغه و پیجای من آنالیز شده توی اینستا هست و دائمی فالو می‌گیره تا حدی... قیمت هر ١K (هزار نفر) مساوی با ١٠ ‌هزار تومان... قیمت جاهای دیگه بالاتره... سر قیمت چونه نمی‌زنم... اگه به این قیمت راضی هستی پیام بده... فروش به‌صورت غیرحضوریه... اگه اعتماد بکنی که چه بهتر... شماره کارت میدم کارت‌به‌کارت می‌کنی بعدِ واریز، رمز داده می‌شه... جواب این سؤالت که از کجا معلوم واقعی و فیک نیستن و از کجا معلوم بعد واریز پیجو تحویل میدم، جوابت راحته، فیک از تعداد لایک‌هایی که توی یه ساعت اول گذاشته شده، معلوم میشه... برام مهم اینه بفروشم... مشتریم مشتری میاره... پیچوندن هیچ ارزشی نداره و اگه من بپیچونم، یه شاکی داشته باشم، ‌هزار تا شاکی که پیجشونو بقیه پیچوندن به شاکیام اضافه میشه... قانون قیمت گفته شد، خریداری پیام بده... در پناه حق... حالا قیمت واقعی پیج‌رو توی گوگل سرچ کنی: فروش پیج اینستا، می‌فهمی... خدا نگهدار.»

قیمت پست‌های تبلیغاتی در پیج‌های پربیننده اینستاگرام هم به نقل از یکی دیگر از فروشندگان پیج این است: «یک ساعت، ١٠ هزار تومان، دو ساعت، ١٥‌ هزار تومان، سه‌ ساعت، ٢٠‌ هزار تومان، شش ساعت (دو بار ریشات) ٤٠‌ هزار تومان، ٢٤ ساعت (دو بار ریشات) ٥٠ هزار تومان. پکیج هفتگی: تبلیغ هفتگی روزی یک عکس، یک‌ساعته، ٥٠ هزار تومان، تبلیغ هفتگی روزی یک عکس، دو ساعته، ٨٠‌ هزار تومان. پکیج ماهانه: تبلیغ ماهانه روزی یک عکس، یک‌ ساعته، ٢٠٠ ‌هزار تومان، تبلیغ ماهانه روزی یک عکس، دو ساعته، ٣٠٠ ‌هزار تومان. افزایش فالوئر تضمینی: هر هزار فالوئر، صد هزار تومان.» البته فروشندگان پیج‌ها دوست ندارند درباره درآمدشان حرف بزنند. همان‌طور که «آقای ‌میلیاردر» دوست ندارد.

ملاقات با آقای ‌میلیاردر

«سروش امیدی»، ٢٥ساله فروشنده پیج است. اما فروشنده‌ای که وقتی از درآمدش سؤال می‌کنم، محجوبانه پاسخ می‌دهد: «یه‌کم دیگه ‌میلیاردر می‌شم!» به گفته خودش هفت سال است که با اینترنت نان می‌خورد. با طراحی وب‌سایت و فروش سرور، ‌هاستینگ و دیگر فضاهای اینترنتی کارش را آغاز کرده و حالا یک شرکت دارد با ٣٠ نفر نیروی مستقر و ٨٠ نیروی دورکار. موضوع شرکت هم «فروش پیج اینستاگرام با فالوئر بالا»، «افزایش تعداد فالوئرهای اینستاگرام»، «فروش کانال تلگرام» و «افزایش ممبر کانال» همگی به‌صورت تضمینی و البته تبلیغات در پیج‌های پربازدید است.

امیدی در این زمینه به «شرق» می‌گوید: «بهمن‌ سال ١٣٩٢ سراغ تبلیغات در پیج اینستاگرام رفتم و توانستم از بهمن‌ماه تا ١٣ فروردین ١٣٩٣، در یک پیج با مضمون جُک و طنز ٣٠ هزار فالوئر پیدا کنم. ٣٠ هزارتایی که شدم، یک هتل برای تبلیغاتش به پیجم پیام داد و چون تعرفه‌های تبلیغات پیج خیلی پایین بود، این هتل که تا قبل از آن همیشه در سطح شهر بیلبورد داشت، بیلبوردهایش را جمع کرد و همه تبلیغاتش را به اینستاگرام و پیج من آورد.»

او ادامه می‌دهد: «مردادماه ١٣٩٣ یک سایت برای فروش پیج ایجاد کردم و تبدیل به اولین کسب‌وکار اینترنتی در این زمینه شدم. اوایل، کارم سخت بود و سازمان توسعه تجارت الکترونیک به من نماد اعتماد الکترونیکی نمی‌داد چون بعضی‌هایشان اصلا نمی‌دانستند اینستاگرام چیست؟ دو ماه طول کشید تا نماد گرفتم. از همان مرداد تا پایان اسفند ٩٤ ما پنج ‌هزار سفارش داشته‌ایم و پنج ‌هزار مشتری متفاوت از سرویس اینستاگرام ما استفاده کرده‌اند.»

اما قیمت‌های شرکت آقای‌ میلیاردر چطور است؟ به گفته خودش، فروش پیج اینستاگرام بسته به تعداد فالوئر پیج، از ٢٦ هزار تومان شروع می‌شود تا پیج ٨٠‌ میلیون‌تومانی! افزایش فالوئر هم از ٨٠ هزار تومان تا ١١٠ هزار تومان در ازای هزار فالوئر است. پس از ارائه امکانی به اسم «کانال» از سوی شبکه اجتماعی تلگرام، فروش کانال و افزایش ممبر هم به خدمات شرکت سروش امیدی اضافه شده است و از بهمن ٩٤ تاکنون ٩٠٠ سفارش در زمینه خدمات کانال داشته‌اند. قیمت‌ها هم به این شرح است؛ کانال با هزار ممبر با قیمت صد ‌هزار تومان، کانال با پنج هزار ممبر با قیمت ٥٠٠‌ هزار تومان و کانال با ١٠ هزار ممبر با قیمت ٩٧٠ ‌هزار تومان فروخته می‌شود. این البته همه ماجرا نیست. امیدی به گفته خودش، بزرگ‌ترین کمپین تبلیغاتی با ١٨ هزار پیج را دارد و برخی از پیج‌های فروشی‌شان دو ‌میلیون فالوئر دارند. خودش این اتفاق را این‌طور توضیح می‌دهد: «همان‌طوری که پول، پول می‌آورد، فالوئر هم فالوئر می‌آورد. شما کافی است تعداد فالوئرهایتان در اینستاگرام از صد هزار نفر بالاتر برود. دیگر حتی خود اینستاگرام هم شما را به‌ عنوان یکی از پیج‌های پرفالوئر به دیگران معرفی می‌کند. ما البته اقدامات دیگری هم انجام می‌دهیم مثل تبادل پیج یا تب‌ کردن که به این شکل اتفاق می‌افتد یک پیج با فالوئر زیاد پیج ما را در صفحه‌اش تبلیغ می‌کند و پیج ما، پیج او را. درباره کانال هم دقیقا همین است.»

میلیاردر شدن با لایک و فالوئر


او البته تأکید دارد: «ما البته یک تیم محتواسازی قوی داریم که محتوایی که کاربران می‌پسندند را تولید می‌کنیم و در کانال‌ها و پیج‌هایمان قرار می‌دهیم. برای فالوئر کسب‌ کردن دست به آنالیز می‌زنیم تا بر اساس سلیقه‌های مختلف عمل کنیم و چون یک شرکت حقوقی هستیم، شرکت‌های بزرگ سراغمان می‌آیند. معمولا افراد حقیقی که پیج درست می‌کنند و خودشان تلاش می‌کنند فالوئر به دست بیاورند، نمی‌توانند مشتری‌هایی حقوقی هم داشته باشند. ما حتی به پلیس فتا برای حل برخی پرونده‌هایشان، کمک می‌کنیم.»

البته هر کاری هم سختی‌های خاص خودش را دارد. فروشنده‌ میلیاردر پیج و کانال درباره سختی‌های کارش می‌گوید: «یکی از ادمین‌های ما یک پسر متولد ٧٨ است که در یکی از روستاهای اطراف فیروزآباد شیراز زندگی می‌کند. این ادمین ماهی شش‌ میلیون تومان درآمد دارد. ولی الان سه ماه است که دارد شش‌ میلیون پول درمی‌آورد. یک سال تمام هیچ درآمدی نداشت. خود من شب‌های زیادی نخوابیده‌ام و موبایل به دست بوده‌ام. باورتان نمی‌شود ولی بعضی روزها ممکن است هفت ساعت مداوم در حال کار با موبایل باشم. این یک کار واقعی است و باید برایش وقت بگذاری. مهم‌تر از آن سلیقه و حوصله داشته باشی و زود ناامید نشوی.»

کاسبان اینترنت یا برهم‌زنندگان امنیت

تعداد کسب‌وکارهای اینترنتی که مثل کسب‌وکار سروش امیدی، قانونی باشد، کم است اما تعدادشان رو به افزایش. این را دبیر انجمن صنفی کسب‌وکارهای اینترنتی می‌گوید. الفت‌نسب توضیح می‌دهد: «روزی که ما انجمن صنفی کسب‌وکارهای اینترنتی را راه‌اندازی کردیم، کمتر از هزار کسب‌وکار اینترنتی از سازمان توسعه تجارت الکترونیک نماد اعتماد الکترونیکی دریافت کرده بودند. نزدیک به دو سال این تعداد به ١٥ هزار کسب‌وکار رسیده است. این یعنی ما در حوزه شغل‌های فضای مجازی با یک رشد فزاینده روبه‌رو هستیم و به‌همین‌دلیل لازم است در این زمینه به شکل جدی قانون‌گذاری صورت گیرد. الان تنها قانون موجود در زمینه تجارت الکترونیک مربوط به سال ١٣٨٢ است که مشکلات بسیاری دارد و نیاز به اصلاح دارد.»

انجمن صنفی کسب‌وکارهای اینترنتی که شاید اسمش برای خیلی‌ها ناآشنا باشد، برای رفع خلأهایی مانند آنچه الفت‌نسب گفت، به وجود آمده است. این انجمن صنفی که مجوز تأسیسش را از وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی به‌ عنوان یک سازمان مردم‌نهاد گرفته، از سال ١٣٩٢ آغاز به کار کرده است و ٤٠٠ عضو دارد که همگی از طریق اینترنت ارتزاق می‌کنند. او در زمینه کسب‌وکارهای اینترنتی غیرقانونی می‌گوید: «مشکل اساسی این است که در این زمینه‌ سازمان‌ها و نهادهای موازی بسیار زیادی وجود دارد از بانک مرکزی گرفته تا وزارت بهداشت! مشکل دیگر هم این است که در این زمینه از ما که یک نهاد صنفی هستیم، کمک نمی‌گیرند. ما از ابتدای شروع فعالیتمان تاکنون به همه نهادهای دولتی موجود در این زمینه نامه نوشته‌ و اعلام کرده‌ایم حاضر به هر نوع همکاری هستیم. حتی حاضریم برای تخلفات احتمالی با پلیس فتا همکاری داشته باشیم اما از تنها جایی که در این مدت جواب گرفته‌ایم یکی مرکز رسانه‌های دیجیتال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بوده است و دیگری سازمان توسعه تجارت الکترونیک.»

او ادامه می‌دهد: «همه هم فقط تخلفات را می‌بینند درحالی‌که این حوزه، مسائل بسیار زیادی دارد. مثلا در زمینه پرداخت مالیات یا بیمه یا جواز کسب، ما مشکلات بسیار زیادی داریم. ما حتی به کمیته فیلترینگ هم نامه‌نگاری داشته‌ایم ولی پاسخ مناسبی دریافت نکرده‌ایم. حتما باید با محتواهای غیراخلاقی، غیرشرعی و غیرقانونی برخورد شود. اما تخلفاتی که در این حوزه اتفاق می‌افتد، تخلفات امنیتی نیست که قرار باشد با اشد مجازات روبه‌رو شود. گاهی حتی شاهد بوده‌ایم یک فروشگاه اینترنتی را که محصول می‌فروخته، فیلتر کرده‌اند. این در حالی است که تخلف این فروشگاه، به کار بردن یک تبلیغ بوده، نه به خطرانداختن امنیت ملی. اگر چه در زمینه جلوگیری از فیلترینگ، قدرتمندتر از ما هم نمی‌تواند کاری کند، ولی باز هم ما حاضر به همکاری در این زمینه با کمیته فیلترینگ هستیم.»


نوشته شده توسط mahdiiyar در جمعه 03 اردیبهشت 1395 و ساعت 22:53

ارسال نظر(0)


7 تصمیم مهم برای فعالان بازاریابی در سال جدید


1- یک وبلاگ یا وب‌سایت جدید را علاوه بر وبلاگ‌های قبلی انتخاب کرده و دنبال کنید

دلیل این موضوع طبیعتاً خیلی واضح و روشن است که تنها هدف از آن داشتن اطلاعاتی در رابطه با حوزه کاری خودتان اما خارج از محدوده اطلاعاتی است که به‌طور روزانه به آن‌ها دسترسی داشته و مورداستفاده قرار می‌دهید. برای این کار هم توصیه می‌کنیم وبلاگ یا نویسنده‌ای را انتخاب کنید که حوزه‌ای مرتبط با کار شما، اما متفاوت از وبلاگ‌ها یا نویسنده‌هایی باشد که در حال حاضر دنبال می‌کنید.

2- یک نرم‌افزار جدید را امتحان کنید

ما در دوره‌ای زندگی می‌کنیم که بازاریابی در دنیا به معنای واقعی از حالت سنتی ویزیتوری آن کاملاً خارج‌شده است، به عبارتی در عصر طلایی نرم‌افزارهای بازاریابی زندگی می‌کنیم که برای هر کار و فعالیتی در این حوزه نرم‌افزاری طراحی‌شده که بخشی از کار ما را آسان‌تر می‌کند. البته نکته قابل‌توجه هم در این رابطه این است که بسیاری از این نرم‌افزارها با دوره کوتاه استفاده به‌صورت آزمایشی همراه هستند و خود این موضوع موجب آسان‌تر شدن کار و کم شدن ریسک برای ما می‌شود. پس فرصت را در این رابطه از دست ندهید و با جستجویی کوتاه نرم‌افزارهای کاربردی حوزه فعالیت خودتان را بشناسید.

هفت تصمیم برای فعالان بازاریابی در سال جدید


3- در یک رویداد جدید شرکت کنید

کنفرانس‌ها و رویدادهای بزرگ غیر از ارائه یک فرصت آموزشی عالی، فرصتی بسیار فوق‌العاده برای شبکه‌سازی و شناختن افراد جدید، برقراری ارتباط با آن‌ها و همچنین معرفی و شناساندن خودتان به دیگر افراد و کسب‌وکارها است. پس در سال جدید سعی کنید رویدادهای مرتبطی را که در سال پیش توجهی به آن‌ها نداشته‌اید را شناسایی کرده و از آن‌ها به‌خوبی استفاده کنید.

4- آزمون A/B را برای فعالیت‌های مختلف فراموش نکنید

سؤال مهم در اینجا این است که اصلاً چقدر با آزمون A/B در حوزه کسب‌وکار خودتان آشنایی دارید؟ آیا اصلاً از آن استفاده می‌کنید؟ به‌طور روزانه موضوعات مختلفی در هر کسب‌وکار وجود دارد که می‌توانید در آن از این آزمون راهگشا استفاده کنید و این موضوع در حوزه بازاریابی دوچندان می‌شود، مثلاً: بهینه‌سازی عناوین، فراخوان به عمل‌ها، انتخاب تصاویر. اگر پیش‌ازاین در کار خود به این آزمون توجهی نداشته‌اید، حتماً سعی کنید خصوصاً درزمینهٔ هایی که باید بین دو گزینه مختلف یکی را انتخاب کنید، از این آزمون استفاده کنید که بسیار راهگشاست.

5- کد نویسی یاد بگیرید

منظور من فراگیری کد نویسی به‌صورت محض و درواقع تغییر کار و حرفه خودتان و تبدیل‌شدن به یک مهندس نرم‌افزار نیست. اما به یاد داشته باشید که یادگرفتن اصول کد نویسی به شما کمک بسیار زیادی برای همکاری با کد نویسان و استفاده از دانش آن‌ها برای بهره‌مند شدن از فرصت‌های موجود در دنیای بازاریابی است، نرم‌افزارهایی که برای کسب‌وکار خود استفاده می‌کنید را بهتر شناخته و درک می‌کنید و همچنین مهارت‌های شمارا در فرایند طراحی بسیار ارتقاء می‌دهد. همچنین فراموش نکنید که کد نویسی برخلاف بازاریابی به‌هیچ‌وجه مهارتی تلقی نمی‌شود که هرکسی از پس آن برنیاید.

6- یک کتاب جدید نامرتبط با بازاریابی مطالعه کنید

همیشه فهرستی از کتاب‌های بازاریابی مختلف وجود دارد که برای رشد و ایجاد تغییر در مهارت‌ها و کسب‌وکار خودتان نیاز به خواندن آن‌ها دارید که عموماً یا توسط نویسندگان و مترجمین برتر تألیف و ترجمه‌شده یا اینکه توسط گروهی برای شما خلاصه‌شده و آماده تهیه کردن هستند. اما توصیه ما  به شما این است که امسال حداقل یک کتاب غیرداستانی نامرتبط به حوزه بازاریابی را تهیه و مطالعه کنید که به بسط و توسعه دانش و مهارت‌های شما کمک کرده و دید شمارا باز می‌کند.

هفت تصمیم برای فعالان بازاریابی در سال جدید

7- از یک دستگاه جدید استفاده کنید

تنوع و ازدیاد لوازم و ابزار الکترونیک و غیر الکترونیک یکی دیگر از روندهایی است که امروزه فعالان بازاریابی باید توجه بسیار ویژه‌ای به آن داشته و همواره از آن اطلاع داشته باشند. بنابراین توصیه می‌کنم که حتماً علاوه بر پیگیری کارها به شیوه خاص خودتان، توجه ویژه‌ای به انجام آن‌ها از طریق دیگر ابزارهای مشابه هم داشته باشید. مثلاً اگر فردی هستید که همواره از ابزارهای خاص تولیدشده توسط شرکت اپل استفاده می‌کنید، سعی کنید امسال در برخی موارد از تلفن یا تبلت اندرویدی هم استفاده کنید (یا برعکس)!


نوشته شده توسط mahdiiyar در جمعه 03 اردیبهشت 1395 و ساعت 22:52

ارسال نظر(0)


چجوری تعداد لایک‌هامو ببرم بالا؟!

بازاریابی حوزه ای است که در آن هم بیش از حد اجتماعی یافت می شود، هم بالعکس آن و هم اجتماعی در جای نادرست؛ آخرین مورد، معادل دیجیتالی حضور در میهمانی اشتباه است. اما از کجا باید فهمید آیا جزو این سه دسته قرار می گیریم یا نه؟

حضور در شبکه های اجتماعی به معنای این نیست که بازاریابی شما روی آنها در بهترین حالت خود در حال انجام است. در ادامه ۳ موردی را از نظر خواهید گذراند که به شما نشان می دهند حداقل یک جای کارتان ایراد دارد. برای درست کردن استراتژی بازاریابی دیجیتال خود به راه حل های ارائه شده برای هر مورد احتیاج خواهید داشت.

۳ نشانه ناکارآمدی استراتژی شبکه های اجتماعی شما

۱- هیچ نتیجه ای در کسب و کار خود نمی بینید

راه حل: «نتیجه» معانی متفاوتی می تواند داشته باشد؛ آگاهی بیشتر از برند، شناخته شدن به عنوان یکی از خبره های صنعت، افزایش فروش یا نرخ تبدیل، شخصیت بخشیدن به برند، خدمت رسانی به مشتریان و یا چیزی کاملاً متفاوت با اینها.

امکان ندارد حضور شما در شبکه های اجتماعی همه ی این نتایج را با هم برایتان به ارمغان بیاورد، بنابراین برای شروع تنها روی یک یا دو هدف متمرکز شوید. ببینید اولویت اصلی تان کدام است و سپس به این فکر کنید که چگونه می توان از شبکه های اجتماعی برای رسیدن به این هدف، بهره ی استراتژیک تری گرفت.

۲- حس می کنید صدایتان شنیده نمی شود

راه حل: ممکن است شبکه ی اجتماعی مورد نظر خود را درست انتخاب نکرده باشید. برای نمونه، اگر شرکتی هستید که اکثر مشتریانتان را جمعیت روستایی تشکیل می دهند، روی توئیتر هیچ نتیجه ای نخواهید گرفت.

 بر اساس پژوهش تازه ای که از سوی مرکز تحقیقاتی Pew منتشر شده است، پلتفرم توئیتر در میان جمعیت شهری محبوب تر است. هیچ قانونی وجود ندارد که به شما بگوید حتماً باید روی تمام پلتفرم ها حضور داشته باشید، بنابراین آنهایی را انتخاب کنید که با مخاطبانتان همخوانی دارند.

نکته: برای اطمینان بیشتر، می توانید نام یکپارچه ی خود را روی تمام پلتفرم های اجتماعی به ثبت برسانید اما از آنها استفاده نکنید. با این کار هم جلوی سوء استفاده های احتمالی را می گیرید و هم در آینده در صورت لزوم می توانید با همان نام از آن پلتفرم بهره بگیرید؛ بدون آنکه نگران ثبت شدن آن توسط دیگران باشید.

اما از کجا بفهمیم کدام شبکه ی اجتماعی میان مخاطبان ما محبوب تر به شمار می رود؟ ابزار تحلیلی Google Analytics وبسایت خود را نگاه کنید تا ببینید کدام شبکه های اجتماعی ترافیک بهتری به سمت وبسایتتان فرستاده اند. این همان جایی است که باید روی آن حضور فعال و با مخاطبان خود تعامل داشته باشید.

۳ نشانه ناکارآمدی استراتژی شبکه های اجتماعی شما

۳- میزان لایک، اشتراک گذاری و نظرها کم است

راه حل: آیا بیش از حد خودتان را تبلیغ می کنید؟ نگاهی به شبکه های اجتماعی MailChimp بیاندازید. این شرکت خدمات ایمیلی می فروشد، اما محتوایی که روی شبکه های اجتماعی خود قرار می دهد روی این موضوع تمرکز دارند که چگونه می توان از آزاردهندگی ایمیل اندکی کاست. برای مثال یکی از توئیت های اخیر آنها این بوده است: «تقویم محتوایی ما، بسیار خوشحالمان کرده است.

شما هم باید یکی از این تقویم ها داشته باشید. چرایش را می توانید اینجا بخوانید (لینک مطلب مورد نظر)». Saddleback Bags نیز محصولات چرم می فروشد. اما محتوای شبکه های اجتماعی آن اغلب روی زندگی ماجراجویانه ی کسانی تمرکز دارد که از این محصولات استفاده می کنند.

نقطه ی مشترک نمونه های بالا این است که هر دو به جای آنکه روی شبکه های اجتماعی خودشان را تبلیغ کنند، برای مشتریانشان ارزش خلق می کنند. فکر کنید ببینید محصولات شما از چه راه هایی می توانند برای مردم مفید واقع شوند.

بافتار بزرگ تری که شرکت شما در آن فعالیت می کند را نیز در نظر بگیرید. این همان چیزی است که مشتریان از شما می خواهند و اگر این خواسته ی آنان را پاسخ دهید، آن را دوست خواهند داشت، با دیگران به اشتراک خواهند گذاشت و درباره اش نظر خواهند داد.


نوشته شده توسط mahdiiyar در جمعه 03 اردیبهشت 1395 و ساعت 22:51

ارسال نظر(0)


چگونه سازمان های افسرده را نجات دهیم؟

 
«آسمان همه جا همین رنگ است». هر زمان که صحبت از جابه‌جایی شغلی و توصیف سازمان‌های ایرانی پیش می‌آید، این جمله کمابیش به گوشمان می‌خورد یا حتی گاهی خودمان آن را ادا می‌کنیم.
 
روزنامه دنیای اقتصاد - علیرضا ابوالفتحی: «آسمان همه جا همین رنگ است». هر زمان که صحبت از جابه‌جایی شغلی و توصیف سازمان‌های ایرانی پیش می‌آید، این جمله کمابیش به گوشمان می‌خورد یا حتی گاهی خودمان آن را ادا می‌کنیم. در اینکه اکنون دوره‌ای از رکود و کساد اقتصادی را تجربه می‌کنیم، تردیدی وجود ندارد، اما در کاهش سرعت، پویایی و شادابی فضای سازمان‌ها، علاوه‌بر شرایط مذکور، عنصر انسان‌ها، خلقیات و مشکلات ذهنی آنان نیز نقش مهمی ایفا می‌کند.


طبیعی است وقتی مشکلات اقتصادی و روان شناختی، این‌گونه با هم پیوند می‌خورند، سازمان‌ها دچار رخوت و ایستایی می‌شوند، که این وضعیت در سایر نهادهای اجتماعی دیگر همچون خانواده و مدارس نیز قابل مشاهده است.از بعد سازمانی، عواملی مانند: بوروکراسی‌های شدید (از نوع غیرمولد)، نابرابری‌ها، عدم عدالت توزیعی و رویه‌ای، نبود مسیر پیشرفت شغلی، فقدان شایسته سالاری، سبک‌های آمرانه مدیریت، نگاه اقتصادی و پولی به انسان‌ها و... روح افسردگی را به سازمان‌ها تزریق می‌کنند و نتایجی همچون سکوت سازمانی، رخوت، خلوت‌گزینی و انزوا پدید می‌آیند.

سرمایه‌گذاری برای نجات سازمان‌های افسرده

 از بعد فردی، عمده افراد طبق آمار گفته شده، این اختلال روانی را ذاتا با خود به همراه دارند، یا اگر هم ندارند، وقتی در معرض این افراد قرار می‌گیرند، ناخودآگاه به آن دچار می‌شوند و استمرار این روند، ارتباطات را در سازمان دچار نقصان می‌کند. بسیاری از افراد یا عاشق کاری که می‌کنند نیستند، یا نگاه مادی به موضوع کار دارند، یا اصلا معنای زندگی را از جوانب مختلف به درستی درک نکرده‌اند. رهایی از شرایط پیش آمده، مستلزم تدابیری خاص و مشارکتی فعال و فراگیر ازسوی جناح‌ها و مواضع مختلف است.

 مدیران ارشد سازمان‌ها و کارآفرینان، اگر دغدغه موفقیت مستمر و پایداری کسب و کارشان را دارند باید عدالت، برابری و عدم تبعیض را سرلوحه کار خود قرار دهند، افراد شایسته را به‌کار گمارند، راه را برای پیشرفت و شکوفایی افراد در درون سازمان فراهم آورند، روی توانایی و تعهد سرمایه‌های انسانی خود حساب کنند، روح کار گروهی را ارتقا دهند، فضایی شاد در محیط کار فراهم آورند و....

از بعد حکومتی، دولت باید تدابیری برای پویایی و تحرک بیشتر به صور مختلف در سطح جامعه و سازمان‌ها بیندیشد، از واحدهای صنفی، تولیدی، شرکت‌های دانش بنیان و... حمایت بیشتری کند، خدمات مشاوره درمانی (روان شناسی) را به صورت رایگان یا با حداقل تعرفه‌ها دراختیار مردم و حتی سازمان‌ها قرار دهد، شرایط ایجاد کسب‌وکارهای جدید را تسهیل کند (ایران از حیث راه‌اندازی کسب‌وکار در دنیا رتبه نازل 118 را دارد)، برخی مهارت‌های حیاتی زندگی روزمره و کاری را مانند اصول مدیریت، مدیریت زمان، مدیریت استرس و... از همان مقاطع ابتدایی به عنوان سرفصل در واحدهای درسی دانش آموزان تصویب و واحدهای مشاوره شغلی را در مقاطع راهنمایی و دبیرستان به شکل واقعی فعال کند.

 افراد جامعه هم که به عنوان کارمند، مدیر یا هر نام دیگری وارد سازمان‌ها می‌شوند، باید مفهوم کار و شغل را بار دیگر برای خود بازتعریف کنند، نگاه صرف مادی به موضوع اشتغال نداشته باشند، مهارت‌های ایجاد تعادل منطقی میان کار و زندگی را در خود تقویت کنند، کار و شغل خود را از روی عشق و علاقه و نه به‌دلیل پول و ارتباط با مدرک تحصیلی انتخاب کنند و سبک زندگی خود را با تغذیه مناسب، ورزش و استفاده از مشاوره‌های روان شناسی، تغییر دهند.

اهمیت شناخت واقعی از سازمان

افسردگی سازمانی همانند افسردگی فردی، نوعی بیماری مزمن است که اولا باید تشخیص داده شود، ثانیا پذیرفته شود و سپس باور کنیم که درمان آن نیاز به زمان دارد. همان گونه که افسردگی، زندگی شخصی افراد را دچار اختلال می‌کند، بی‌تردید سازمان‌هایی هم که به این معضل دچار می‌شوند، نوعی از اختلال را البته با درجات بیشتر تجربه خواهند کرد. حتی بدتر اینکه ممکن است برخی سازمان‌ها، آنها را طرد کنند.

سازمان‌های افسرده، بیش از آنکه به افق‌های بلندمدت و پیشروندگی توجه داشته باشند، روی اشتباهات خود سرمایه‌گذاری می‌کنند و سخت تحت تاثیر گذشته و رفع نقایص و کاستی‌های خود هستند؛ چه بسا سازمان‌های بیماری که از موهبت افرادی پرتلاش و پرانگیزه برخوردارند، اما نه تنها به تعالی نمی‌رسند، بلکه پس از مدتی ویروس افسردگی را به کارکنان خود نیز انتقال می‌دهند.

سرمایه‌گذاری برای نجات سازمان‌های افسرده

ارائه راه‌حل‌های مشارکتی و فراگیر

شاید بسیاری از سازمان‌ها در مقام انکار این حقیقت برآیند، اما با کمی کنکاش و پرس و جو، درک خواهند کرد که این معضل گریبان خیلی از آنها را گرفته است. مدیران سازمان‌ها از دو جبهه درون و برون سازمان می‌توانند به رفع این مشکل کمک کنند: اول توجه به درون که طبعا افراد را نیز مشمول می‌شود (خوشبختانه برخی از سازمان‌ها به‌طور مثال اقدام به راه‌اندازی واحدهای مشاوره روان شناسی در واحدهای خود کرده‌اند و گامی موثر در درک و بهبود شرایط ذهنی کارکنان خود برداشته‌اند)، ازسوی دیگر، از طریق رایزنی و تقویت ارتباطات خود با اتحادیه‌های صنفی، مسوولان ذی‌ربط و مرتبط دولتی، خواسته‌ها و مشکلات خود را بیان کنند و برای حل این معضل پیشگام شوند.

 یکی از وجوه تمایز کشورهای توسعه یافته در مقایسه با کشورهای کمتر توسعه یافته یا جهان سومی، رویکرد منفعلانه مدیران سازمان‌ها و کارآفرینان آن ممالک به موضوعات اینچنینی است، بنابراین شایسته است آنها اولا آسیب‌ها را بشناسند و به دولتمردان منعکس کنند و سپس با برگزاری جلسات هم‌اندیشی در حوزه یا صنعت خود یا سایر صنوف و صنعت‌ها، راه‌حل‌های مشارکتی ارائه دهند.

این مهم نیاز به فرهنگ‌سازی دارد و تک تک مدیران و کارکنان، باید بپذیرند و باور داشته باشند که در پیشرفت، تعالی و توسعه پایدار اقتصادی هریک به اندازه خود سهم دارند، اگر این رویکرد و نگاه نهادینه شود، احتمالا بخش قابل توجهی از مشکلات سازمانی همانند خیل عظیمی از مسائل و گرفتاری‌های اجتماعی دیگر مرتفع خواهد شد.


نوشته شده توسط mahdiiyar در جمعه 03 اردیبهشت 1395 و ساعت 22:50

ارسال نظر(0)


با این نشانه‌ها اصلا ثروتمند نمی شوید

به اعتقاد میلیونر خودساخته استیو سیبولد، برخلاف باور عمومی، همه برای کسب ثروت از موقعیت های برابر برخوردارند. اما آیا شما می توانید از این فرصت ها استفاده کنید و ثروتمند شوید؟ برای اینکه بتوانید شانس خود را برای پولدار شدن ارزیابی کنید، در ادامه به معرفی 9 نشانه می پردازیم که باید از آنها به شدت پرهیز کنید چرا که نشان از پولدار نشدن شما دارند! البته هیچکس قادر به پیش بینی آینده نیست، اما انتخاب های ما در زندگی می تواند روند احتمالی آینده را تعیین کند. هر یک از موارد و انتخاب های  زیر می توانند حرکت شما به سمت ثروت را کند کنند. در ادامه با ما همراه باشید.

9 نشانه که از ثروتمند نشدن شما خبر می دهند


بیشتر بر روی پس انداز تمرکز می کنید تا بر روی کسب درآمد

پس انداز برای ثروتمند شدن ضروری است، اما نباید آنقدر روی پس انداز تمرکز کنید که یواش یواش درآمد را فراموش کنید. آدم های پولدار روی کسب درآمد تمرکز می کنند.

سیبولد می گوید مردم عادی آنقدر روی صرفه جویی به انواع و اقسام روش ها تمرکز می کنند که فرصت ها را از دست می دهند. قطعا نباید پس انداز را فراموش کنیم، اما اگر می خواهید تفکری مانند افراد ثروتمند داشته باشید باید دست از نگرانی در مورد بی پول شدن بردارید و تلاش خود را روی کسب درآمد بیشتر معطوف کنید.

بعضی افراد معتقدند اینکه چقدر درآمد دارید مهم نیست، اینکه چه مقدار آن را پس انداز می کنید مهم است. اما خاطرمان باشد پس انداز نباید بهانه ای برای بی توجهی به کسب درآمد کامل و در حد توانمان باشد. برای پس انداز ، عاقلانه است که ابتدا راهی برای درآمد پیدا کنیم! روند مشترک بین میلیونرها این است که آنها منابع متعددی برای کسب منابع مالی برای خود می سازند و از عادات هوشمندانه ای برای پس انداز برخوردارند.

سرمایه گذاری نمی کنید

یکی از موثرترین روش های کسب درآمد بیشتر در طول زمان، سرمایه گذاری است و هر چه زودتر این روند را آغاز کنید نتایج بهتری خواهید گرفت.

رامیت ستی در کتاب خود موسوم به "به شما ثروتمند شدن را می آموزم" می نویسد. بطور میانگین، افراد ثروتمند 20% درآمد سالیانه خود را در برنامه های مختلف سرمایه گذاری می کنند. ثروت این افراد با مقدار درآمد سالیانه شان اندازه گیری نمی شود. ثروت این گروه با میزان پس انداز و سرمایه گذاریشان برآورد می شود. هر چه میزان پولی که وارد سرمایه گذاری می کنید بیشتر باشد بهتر است. اما حتی مقادیر کم هم به تدریج تغییر قابل توجهی ایجاد خواهد کرد.

به درآمد ثابت ماهیانه قانع هستید

مردم عادی به دریافت حقوقی ثابت بر اساس ساعات کارکرد راضی هستند، عادتی که افراد ثروتمند را به تعجب وامی دارد. افراد ثروتمند تمایل دارند بر اساس نتایج درآمد داشته باشند و معمولا کسب و کار خود را اداره می کنند.

سیبولد می گوید: البته منظور این نیست هیچ فرد موفق و ثروتمندی به دنبال شغل ثابت با پرداخت ثابت نیست، اما این کندترین روش رسیدن به ثروت است. میلیونرهای موفق معمولا کسب و کار خود را اداره می کنند، چرا که آن را سریعترین راه برای کسب ثروت می دانند. آدم های پولدار به راه اندازی کسب وکار های جدید و درآمد بیشتر فکر می کنند، در حالیکه آدم های عادی سعی می کنند با حفظ شغلی که درآمدی متوسط و افزایش حقوقی سالیانه دارد آینده مالی متوسطی برای زندگی خود تضمین کنند.

بیش از حد استطاعت خود خرید می کنید

اگر بیش از استطاعت خود خرج کنید، هرگز پولدار نمی شوید. حتی اگر درآمدتان افزایش یافت یا به هردلیلی پاداشی دریافت کردید، زود آن را برای خرید وسایل غیر ضروری که به نظرتان با کلاس! می آید خرج نکنید. گرنت کاردون میلیونر می گوید: من تا زمانی که کسب و کارها و سرمایه گذاری هایم به درآمد فراوان دست نیافته بودند، به سراغ خرید اتومبیل یا ساعت های لوکس نرفتم. هنوز همان تویوتا کمری را می راندم. سعی کنید شما را برای حرفه تان بشناسند نه با قدرت خریدتان.

رویاهای شخص دیگری را دنبال می کنید

9 نشانه که از ثروتمند نشدن شما خبر می دهند


اگر می خواهید موفق باشید باید به کاری که انجام می دهید عشق بورزید، یعنی باید بتوانید هدف خود را تعیین کنید و برای دستیابی به آن تلاش کنید. بسیاری از مردم به اشتباه برای دستیابی به آرزوها و رویاهای دیگران تلاش می کنند_ مثلا رویاهای پدر و مادر. توماس کورلی در کتاب "عادات خود را تغییر دهید تا زندگی تان تغییر کند" می نویسد

وقتی برای دستیابی به رویاها و خواسته های شخص دیگری تلاش می کنید، در نهایت با شغلی که انتخاب کرده اید احساس رضایت و خشنودی نخواهید کرد. فقط در تلاشید که زندگی خود را بگذرانید و درآمدی بخور و نمیر داشته باشید، و فاقد انگیزه ای که لازمه موفقیت و ثروتمند شدن است خواهید بود.

به ندرت منطقه آسایش خود را ترک می کنید

اگر قصد پولدار شدن، موفقیت یا پیشرفت در زندگی دارید باید سعی کنید به اوضاع بی ثبات و مخاطره آمیز عادت کنید.

افراد پولدار، آرامش را در بی ثباتی می بینند. سیبولد معتقد است آسایش فیزیکی ، روانی و احساسی هدف اصلی افراد از طبقه متوسط است. متفکران مطرح و نامی خیلی زود می آموزند که میلیونر شدن آسان نیست و حفظ منطقه آسایش مانع بزرگی برای دستیابی به ثروت است. آنها می آموزند که در عین بی ثباتی احساس آرامش داشته باشند.

هدفی برای خود تعریف نکرده اید

پول خودبخود وارد زندگی شما نمی شود، باید برای به دست آوردن آن تلاش کنید. اگر قصد ثروتمند شدن دارید، باید هدفی مشخص و واضح برای خود تعریف کنید و سپس برنامه مالی لازم را برای دستیابی به آن تدوین کنید.افراد پولدار خود را وقف کسب ثروت می کنند. این کار نیاز به تمرکز، شهامت، دانش و تلاش دارد – اما بدون هدف مشخص و چشم اندازی واضح هیچکدام از اینها به نتیجه نخواهد رسید. دلیل اصلی که مانع دستیابی اکثر مردم به خواسته هایشان می شود این است که نمی دانند واقعا به دنبال چه هستند! آدم های پولدار کاملا مطمئنند که هدفشان کسب ثروت است

 آنچه پس از مخارج برایتان باقی می ماند را پس انداز می کنید

اگر قصد پولدار شدن دارید، اول پس انداز کنید. دیوید باخ در کتاب خود، ثروتمند خودکار، می نویسد مردم به محض کسب درآمدی حتی یک دلاری اول آن را به بقیه پرداخت می کنند. اول اجاره خانه، قسط های کارت های اعتباری، قبوض تلفن و مالیات و غیره را پرداخت می کنند.

به جای اینکه اول خرج کنید و بعد هر آنچه باقی مانده را پس انداز کنید، اول مبلغی را پس انداز کنید. حداقل 10% درآمد خالص خود را طی روندی خودکار به حساب پس اندازتان منتقل کنید. به این نحو هرگز آن 10 درصد را نمی بینید و یاد می گیرید بدون آن زندگی کنید.

باورتان این است که امکان ندارد پولدار شوید

سیبولد می گوید: افراد عادی باور دارند که موهبت ثروتمند شدن فقط به عده ای آدم خوش شانس اعطا شده است. واقعیت این است که در کشورهای سرمایه داری، همه افراد حق دارند ثروتمند باشند به شرطی که علاقه ای به آن داشته باشند. از خودتان بپرسید: "چرا من نه؟ " بعد بزرگ فکر کنید. آدم های پولدار توقعات بزرگی دارند. به مبالغ و درآمد های بزرگ فکر کنید.


نوشته شده توسط mahdiiyar در جمعه 03 اردیبهشت 1395 و ساعت 22:49

ارسال نظر(0)


5 ویژگی پر بازده ترین تیم های شرکت گوگل

چندی پیش بخش منابع انسانی گوگل در رابطه با موضوعی با یک تضاد مواجه شد. این بخش نیز مثل اغلب سازمان های منابع انسانی به استخدام افراد می پرداخت، باعث پیشرفت آنها می شد، و عملکردشان را ارزیابی می کرد.

با این وجود، هر کاری که در گوگل انجام می شود به صورت تیمی است. «این شد که به این فکر افتادیم که اگر حداقل بخشی از خدماتمان را در سطح تیمی انجام دهیم چه منافعی برای بخش ما خواهد داشت؟». این صحبت برایان ول، مدیر بخش ارزیابی کارکنان گوگل در کنفرانسی به همین نام در فیلادلفیای آمریکاست. هدفی که او و همکارانش به آن دست پیدا کرده بودند ماهیتاً بزرگ، پر مخاطره و جسورانه بود.

۵ ویژگی پر بازده ترین تیم های شرکت گوگل


آینده ای که این گروه از کارکنان بخش منابع انسانی گوگل متصور شده بودند این بود که بتوانند رهبران را راهنمایی کنند برای شروع پروژه های مختلف دقیقاً چه نوع تیمی گرد هم بیاورند؛ چه از لحاظ تعداد و چه از لحاظ نوع افراد. ول گفت راهنمایی های آنان می توانست چیزی شبیه به این باشد: «شما به یک برونگرا نیاز خواهید داشت تا انگیزه و هیجان تیم را بالا نگه دارد. دو فرد ریزبین می خواهید تا اطمینان حاصل کنیم به جزئیات توجه کافی می شود. سه زن و دو مرد لازم دارید تا تنوع لازم حفظ شود. بهتر است ظرف ۶ ماه اول آنها را در کنار یکدیگر نگه دارید، سپس ظرف ۶ ماه بعدی آنها را در دفاتر گوناگون پخش کنید».

بخش مذکور سپس می توانست پروفایل کارمندان گوگل که با نیازمندی های رهبر مورد نظر همخوانی داشتند را در اختیار آنان قرار دهد. ول در این باره گفته است: «به این ترتیب کافی است مهره های مناسب برای پر کردن این جایگاه ها را پیدا کنیم تا تیمی اثربخش تشکیل شود».

اما چنین اتفاقی روی نداد. این گروه ۱۸۰ تیم را در بخش های فروش و مهندسی شرکت گوگل مورد بررسی قرار داد و صدها مصاحبه برگزار کرد. اما چیزی که دستگیرش شد این بود که ویژگی های فردی هر یک از اعضای تیم، تأثیر چندانی روی عملکرد تیم ها ندارد. نکته ی با اهمیت، پویایی کلی خود تیم است. در نتیجه، به گفته ی ول، تأکید باید به جای پیدا کردن نیرو برای تیم های مختلف، روی آموزش اعضای تیم ها برای کار کردن در کنار یکدیگر باشد.

ول در ادامه به توصیف آن نوع پویایی که باعث تمایز تیم های اثربخش گوگل از سایر تیم ها می شود پرداخت. این ویژگی ها به ترتیب اهمیت عبارت اند از:

۱- امنیت روانی

اعضای تیم ها احساس آسیب پذیری نکنند و این را بدانند که ایده ها و نظراتشان محترم شمرده و در نظر گرفته می شود، حتی اگر با نظرات دیگر اعضای تیم در تضاد باشند.

۲- اعتماد پذیری

اعضای تیم اطمینان داشته باشند همکارانشان وظایف محوله ی خود را در زمان مقرر انجام می دهند.

۳- ساختار و شفافیت

اعضای تیم نقش های خود و دیگران را در کنار اهداف کلی تیم بدانند و درک کنند.

۵ ویژگی پر بازده ترین تیم های شرکت گوگل

۴- معنا

اعضای گروه احساس کنند آنچه که رویش کار می کنند برای هر کدامشان در سطح شخصی نیز مهم است.

۵- تأثیر

اعضای تیم اعتقاد داشته باشند کاری که انجام می دهند تأثیر مثبتی روی سازمان خود و جهان اطرافشان دارد.

به گفته ی ول، داده ها نشان می دهند امنیت روانی مسئله ای حیاتی است. عملکرد آن دسته از تیم های فروش گوگل که از بالاترین سطح امنیت روانی برخوردار بوده اند به طور متوسط تا ۱۷ درصد از هدفگذاری شان بیشتر بوده است. اما عملکرد تیم هایی که پایین ترین سطح امنیت روانی را داشته اند، به طور متوسط تا ۱۹ درصد ضعیف تر از این هدفگذاری بوده است.

یک درس دیگر: اثربخشی تیم هایی که از لحاظ اعتماد پذیری اوضاع بسیار خوبی داشتند در عمل به واسطه ی مشکلات ساختاری از لحاظ تعریف نقش ها و هدف ها با مشکل مواجه می شدند. اما از طرف دیگر، تیم هایی که اعتماد پذیری پایین تری داشته اند، از ساختار و شفافیت بهره ی بسیاری برده اند. این اطلاعات برای تیم های جدید، یعنی تیم هایی که اعضای آنها هنوز نمی دانند روی چه کسانی می توانند حساب کنند بسیار مفید است.

ول از مخاطبان خود خواست در شرکت های خودشان دست به آزمایش بزنند. او می گوید تحقیقات آکادمیک در محیط های تیمی تر و تمیز انجام می شوند. ترجیح او این است که این آزمایشات در شلوغیِ سازمان های زنده و مشغول فعالیت انجام شوند.


نوشته شده توسط mahdiiyar در جمعه 03 اردیبهشت 1395 و ساعت 22:49

ارسال نظر(0)


برترین شهرهای جهان از لحاظ نبوغ علمی

این فرضیه کاملا درست نیست که تنها همکاری در آزمایشگاه ها می تواند به پیشرفت علم و نبوغ علمی یک شهر کمک کند. اکتشافات هیجان انگیزی در طول زمان و در تحقیقات جمعی صورت گرفته است که این موضوع را تایید می کند.

جای تعجب نیست که بسیاری از سازمان های علوم زندگی در حال سرمایه گذاری بر روی طراحی آزمایشگاه هایی هستند که این تعاملات را تسهیل بخشند. اما آنچه که تا به حال کمتر مشاهده شده است، تاثیر تعاملات انرژی بخش و تجربه هایی است که در خارج از آزمایشگاه ها صورت گرفته است.

برخی از شهرها نسبت به شهرهای دیگر اکوسیستم های سازنده تری برای اکتشافات علمی ارائه می دهند.

۶ شهر برتر جهان به لحاظ نبوغ علمی

در ایالات متحده و به طور کلی در سراسر جهان شهرهایی وجود دارند که بیش از داشتن یک پس زمینه برای نوآوری، به عنوان مراکزی فعال ظهور کرده اند که در آنجا با سرمایه گذاری در بخش های خصوصی و دولتی، تمرکز بر روی جذب دانشمندان و نوآوران به منظور زندگی و کار قرار گرفته است. در این مناطق، توجه خاصی به پرورش ایده ها در حوزه های مختلف از تکنولوژی و علوم زندگی گرفته تا امور مالی و ارتباطات و هنر معطوف شده است.

همانطور که این جوامع بیشتر به یکدیگر متصل شوند، موقعیت بیشتر و بهتری را برای زندگی فراهم می سازند و البته با ایجاد جامعه ای مستعدتر از قبل، موقعیت های بیشتری برای سرمایه گذاری صنایع بر روی استعداد ها صورت می گیرد. در نتیجه ی چنین چرخه ای از نوآوری، محققین و استارتاپ ها پرورش می یابند و خطوط تولید و اقتصاد پر جنب و جوش می شوند.

آیا شما هم در مرکز نوآوری جهانی زندگی می کنید؟

همگرایی شهرهای نوآوری گرا و پیشرفت علوم زندگی به عنوان معادله ای دوطرفه توسط محققان مورد تحقیق و پژوهش قرار گرفته است. در ایالات متحده و شهرهای دیگر توانایی یک شهر به منظور ترویج نوآوری در یک یا چند صنعت به یک فاکتور اصلی و مهم برای رقابت در صحنه جهانی تبدیل شده است و تنها برخی  از این شهرها هنر و پتانسیل تبدیل شدن به یک مرکز نوآوری را دارا هستند.

به طور مثال گزارش چشم اندازی از علوم زندگی سالانه JLL نشان می دهند که ارتباط نزدیکی بین تاثیر علوم زیستی یک شهر و دسترسی آن به موسسات تحقیقاتی، سرمایه، استعداد و امکانات مدرن وجود دارد. همزمان با این تحقیقات، در CMI بیست شهر اولی که بر اساس موقعیت های رقابتی با ردیابی سرعت تغییر در اقتصاد و املاک تجاری رتبه بندی شده اند به صورت فعال اقتصاد و نواوری های شان را ترویج دادند.

یکی از نکات قابل توجه در این گزارش ها این است که چندین شهر که هم دارای CMI و هم دارای بالاترین رتبه در حوزه ی علوم زیستی هستند، ارتباط قوی بین تلاش های مدنی برای نوآوری و صحنه شکوفایی برای مطالعات علمی را نشان می دهند. در اینجا ۴ شهر از ایالات متحده که در میان ۲۰ شهر مذکور هستند را بیان می کنیم:

بوستون:

بوستون مکانی برای تجمع دانشمندان علوم زیستی است و به دلیل موقعیت جغرافیایی خود به عنوان منطقه بندری، پتانسیل شکوفایی گسترده تر نوآوری را دارد.
منطقه خلیجی سان فرانسیسکو / سیلیکون ولی:

این منطقه ی خلیجی کانون نوآوری های علوم زیستی محسوب می شود و با ۱۶۵۲ ثبت اختراع در سال ۲۰۱۳ به عنوان پیشتاز و پیشرو در این زمینه شناخته شده است. در این میان سیلیکون ولی در میان این ۲۰ شهر بزرگ، مانند ستاره ای می درخشد.

نیویورک:

فرهنگ استارتاپی پویا و تحولات Hudson Yards به جایگاه کنونی این شهر در میان ۲۰ شهر مذکور کمک شایانی کرد. قرار گرفتن این شهر در رده ی بالایی از علوم زیستی، همکاری در بخش های خصوصی و دولتی مانند امکانات ۲ میلیارد دلاری باعث ارتقای جزیره روزولت -که دارای روابطی با وزارت بازرگانی ایالات متحده است- دانشگاه کرنل و اداره ثبت اختراع و علائم تجاری ایالات متحده می شود.

سیاتل:

گسترش دانشگاه در این منطقه تنها برای پر و بال دادن به نوآوری جهانی آن است. در حالیکه این شهر به نسبت شهرهایی که در بالا ذکر شد، در حوزه ی علوم زیستی تازه وارد محسوب می شود اما در زمینه ی سرمایه گذاری و موسسات تامین بودجه بهداشت و درمان ایالات متحده و همچنین در تعداد اختراعات ثبت شده در میان ۱۰ شهر اول قرار گرفته است.

برخی از بازارهای جهانی هم، هم پوشانی نزدیک به همی را نشان می دهند. به طور مثال، برخی از شرکت های تکنولوژی که سریعا در حال رشد هستند در Bangalore (ملقب به سیلیکون ولی هند؛ به دلیل وجود موسسات پیشرفته فراوان) و شهر چینی Shenzhen (که سالانه حدود ۶۰۰۰ اپلیکیشن بین المللی تولید می کند) هستند.

بازارهای علوم زیستی ملی مربوط به این کشورها هم در حال رونق هستند: انتظار می رود صنعت داروسازی هند در سال ۲۰۲۰ تا ۱۵ درصد رشد سالانه رشد کند و خرید و فروش پروژه های پزشکی چین هم در سال ۲۰۲۰ احتمالا به ۱۷۵.۸ میلیارد دلار می رسد.

۶ شهر برتر جهان به لحاظ نبوغ علمی


فرمولی برای یک شهر مبتنی بر نوآوری و خلاقیت

فرمول یک شهر غنی از نظر نوآوری و شکوفایی چیست؟ در حالیکه هیچ دو شهری با یکدیگر یکسان نیستند، محققان JLL سه عنصر مهم و مشترک این شهرها را کشف کرده اند:

۱. فرصت های آموزشی گسترده:

داروهای بیولوژیکی بسیار حساس و مواد دارویی دو دلیلی هستند که برخی از شرکت های علوم زیستی به طور فزاینده ای در حال استخدام استعدادها در سطوح دکتری هستند. مناطقی که از نظر دانشگاهی غنی هستند با انواع دیگری از استعدادهای تحصیلی برای جذب استعدادها و سرمایه ها با یکدیگر همکاری می کنند و در نهایت حاصل این همکاری موفقیت و کامیابی خواهد بود. به عبارت دیگر دلیل اینکه بوستون رتبه ی بالایی را به عنوان شهر با CMI جهانی و موقعیتی خوب برای علوم زیستی بدست آورده هم همین بوده است.

۲. مکانی پر انرژی برای زندگی و کار:

احتمال اینکه نسل بعدی متفکران در محل کار فقط به فکر گذراندن ساعت و بنابراین تجربه ای کسل کننده از محیط کار باشند، خیلی کم است. افراد به دنبال این خواهند بود که شهرهایشان هم از نظر جغرافیایی و هم از نظر عملی به یکدیگر متصل باشند. شهرها برای جذب و حفظ استعدادها و علایقشان باید پر جنب و جوش باشند و محیطی مناسب برای کار و زندگی فراهم کنند.

هم اکنون در بسیاری از محیط های کاری مدرن از بازی ها و سرگرمی های متفاوت بهره می برد تا محیط کار را به محیطی مفرح برای کارکنان تبدیل نمایند و بدین صورت بازدهی را تا حد زیادی بالا می برند. جوامعی که این فاکتورها را برای محیط زندگی و کاری فراهم می نمایند، قطعا با حجم انبوهی از ایده و همکاری و توسعه و پیشرفت همراه خواهد بود.

۳. شرایط مساعد:

هر بازار مبتنی بر نواوری برای هر گونه صنعتی بهترین گزینه نیست. وضعیت نوآوری خاص یک شرکت، الگوریتمی برای ایجاد تعادل بین فرصت و هزینه ی یک محل خاص تعیین می کند. به عنوان مثال اینکه آیا این شرکت، یک استارتاپ است و یا یک شرکت بالغ است؟ نوآوری در مرحله ی تحقیقات اولیه است و یا در مراحل تجاری شدن؟ مهم هستند.

برای مبتکرانی با ایده ی جدید و جسورانه که فاقد جریان درامدی ثابت است، بهترین مکان ها برای ریشه دوانیدن شهرهایی مانند رالی-دورهام و دنور هستند که سطوح بالایی از موقعیت های استارتاپی و هزینه های پایین ارائه می دهند.

برای آنهایی که استطاعت کافی دارند، گزینه های فرصت های خوب و هزینه های بالا مهم تلقی می شوند، شهرهایی مانند بوستون و نیویورک بهترین دسترسی به سرمایه، مشتری و عوامل تاثیر گذار برای رسیدن به موفقیت در این مسیر فراهم می سازند.

تحقیقات علوم زیستی نوآورانه می تواند نقشی حیاتی در اقتصاد مبتنی بر نوآوری بازی کند. هر دانشمند با تزریق تکنولوژی روز و ایده های الهام بخش و تحقیقات جدید می تواند به جامعه ی خود کمک کند تا جامعه و شهر خود را به عنوان شهری با پتاسیل پیشرفت فراوان تبدیل نماید.


نوشته شده توسط mahdiiyar در جمعه 03 اردیبهشت 1395 و ساعت 22:48

ارسال نظر(0)


post

بعضی از آدم ها مال تو اند،

حتی اگر بذارند بروند، آخرش برمی گردند ...

بعضی از آدم ها مال تو نیستند،

حتی اگر هر روز و هر لحظه کنارت باشند،

آخرش می گذارند می روند

بعضی زخم ها هست که هر روز باید روشونو باز کنی و نمک بپاشی

تا یادت نره که سراغ بعضی آدما نباید رفت ، " نباید "

نوشته شده توسط mahdiiyar در چهارشنبه 26 اسفند 1394 و ساعت 10:12

ارسال نظر(0)


post

اگه یه روز یه دختر داشته باشم ...

به دخترم پول تو جیبی نمیدم، تا یواش از پشت سرم بیاد

دستاشو حلقه کنه دور گردنم، موهاشم بخوره تو صورتم

در ِ گوشم پچ پچ کنه

بگه بابایی بهم پول میدی ؟

داریم با بچه ها میریم بیرون ...

موهاشو بزنم کنار .

ماچش کنم ،

بگم برو از جیبم وردار بابایی

به خاطر دخترم هم که شده ، یه روزی بابا میشم !

نوشته شده توسط mahdiiyar در چهارشنبه 26 اسفند 1394 و ساعت 10:12

ارسال نظر(1)


جوکهای خنده دار لاین و وایبر



مطالب طنز و خنده دار, جوکهای خنده دار

 

 

سازمان فرهنگ و هنر ملل متحد (یونسکو)
شعر “ﺍﯾﻦ ﺷﺒﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻢ ﺷﺐ ﻧﯿﺴﺖ، ﺍﮔﻪ ﺷبه ﻣﺚ ﺍﻭﻥ ﺷﺐ ﻧﯿﺴﺖ .
ﺍﻣﺸﺐ ﻣﺚ ﺩﯾﺸﺐ ﻧﯿﺴﺖ، ﻫﯿﭻ ﺷﺒﯽ ﻣﺚ ﺍﻣﺸﺐ ﻧﯿﺴﺖ”
از استاد شهرام شب‌پره رو به عنوان پیچیده‌ترین شعر تاریخ موسیقی پاپ انتخاب کرد.
تاکنون سه فیلسوف و چهارده ادیب برجسته
در هنگام تعمق در معنای این شعر دچار خونریزی مغزی شده
و به دیار باقی شتافته‌‌اند!

 

◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊ جوکهای خنده دار لاین و وایبر ◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊

 

ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﺍ ﻣﯿﺘﻮﻧﯿﺪ ﺍﺯ " ﻋﺸﻖ " ﺩﺭ ﭘﺨﺖ ﺁﺵ ﺭﺷﺘﻪ
ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﯿﺪ ...
.
.
.
.
ﺍﺯ ﺑﺲ ﮐﺸک شده!

 

◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊ جوک لاین ◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊

 

ﺩﺯﺩﻩ ﻣﯿﺮﻩ ﺑﺎﻧﮏ ﺑﺰﻧﻪ,...
ﻭﺍﺭﺩ ﺑﺎﻧﮏ ﮐﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺩﺍﺩ ﻣﯿﺰﻧﻪ
ﻫﻤﻪ
بخواﺑﻦ...
یه دﻓﻪ ﯾﮑﯽ ﻣﯿﮕﻪ..... ﻓﻘﻂ ﻣﻨﻮ ﺳﺎﻋﺖ ﺳﻪ
ﺑﯿﺪﺍﺭ ﮐﻦ ﻗﺮﺻﺎﻣﻮ ﺑﺨﻮﺭﻡ

 

◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊ مطالب طنز و خنده دار ◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊

 

امروز تو خیابون از کنار یه دختره رد میشدم
اومدم از تو کیفم شیشه آب معدنی در بیارم یکم آب بخورم،
فکر کرد اسید پاشم یه گاز فلفل از تو جیبش درآورد زد تو صورتم
و بعد با شوکر زد تو سرم …
مردم چه آمادگی پیدا کردن ماشالله!!
منم الان رو تخت بیمارستانم و فراموشی گرفتم …
لطفا هر کس منو میشناسه
بیاد منو ببره تحویل خانوادم بده و مژدگونی بگیره

 

◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊ جوکهای خنده دار ◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊

 

من آن برگ خزانم...
.
.
.
.
.
عه !!! بزه منو خورد
عجب حیوون نفهمیه ها!
داشتم پست احساسی میذاشتم

 

◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊ جوک جالب وایبر ◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊

 

اقا امروز رفته بودیم مدرسه
یکی از بچه درس نخون ها خوابیده بود معلمم میخواست امتحان بگیر 10 دیقه وقت خوندن داد اونم سرش گزاشت رو میز خوابید.
با بچه ها به بچه درس نخونه گفتیم:
معلم گفت بیا یه مشت بزن به گردن من رگش گرفته!
اینم که نفهمید داریم شوخی میکنیم
اقا چشتون روز بد نبینه!
یک سنگ از تو کیفش در اورد زد تو سر معلم!!!
تا یک خنده دیگه بای

 

◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊ جوک جالب برای لاین ◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊

 

سلام خرشانس
.
.
.
.
.
ببخشیـــد با همسر آیندم بودم
شما به کارت برس!!!

 

◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊ جوکهای جدید ◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊

 

به شدت معتقدم
سفر لازم نیس
.
.
.
آدما رو تو صف نذری باید شناخت…

 

◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊ جوکهای خنده دار لاین و وایبر ◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊


داشتم فیلم چینی میدیدم همینکه رومو کردم اونور ببینم مامانم چی میگه
نقش اولشو گم کردم!
دیگه نفهمیدم مرد؟ زنده موند؟ به عشقش رسید؟ نرسید؟
ولی در کل فیلم بدی نبود!

 

◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊ جوکهای لاین ◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊

 

من با سگی که پشت سرم واق واق میکنه هرگز نمیجنگم
.
.
.
.
من با شیری که جلو روم غرش کنه
هم نمیجنگم
.
.
.
کلا آدم جنگجویی نیستم
خوابم مياد

 

◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊ استاتوس طنز فیس بوک ◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊

 

یه سلامی هم بکنیم به مامور آبخوری مدرسه ،
که تا صدای زنگ را میشنود،
دیگه اجازه نمیده کسی آب بخوره:

.

.

.
سلام شمر

 

◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊ جوکهای خنده دار لاین و وایبر ◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊

 

به حرف هیچ کدوم از دانشمندا معتقد نباشم,به اون حرف دکتر حسابی اعتقاد قلبی دارم که میگه یک ساعت بعد از غذا درس نخونین!
یعنی اینقد ایمان دارم بهش که تا 24 ساعت بعدش درس نمی خونم.

 

◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊ جوک جالب برای لاین ◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊

 

به دوستم پیام دادم بیا بریم هیئت!
.
.
.
.
جواب داده ” سیرم نمیام”

 

◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊ جوکهای خنده دار لاین و وایبر ◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊

 

توی بیمارستان از دختره پرسیدم عزیزم چت شده ؟‌
با هزار ناز و افاده
گفت :‌توی جکوزی بودم خواستم بیام بیرون خوردم زمین سرم شکست…
خواهرش از اون طرف داد میزنه
میگه : دروغ میگه توی صف نذری قابلمه خورده توی سرش

 

◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊ مطالب طنز و خنده دار ◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊

 

اگه یه دوربین میتونست از تصورات من فیلم برداری کنه ،
اول یه 10 سالی میبردنم تیمارستان بعدشم تا آخر عمر زندان...
تااازه اگه اعدامم نمیکردن....

 

◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊ جوکهای خنده دار ◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊

 

نمیدونم این خمیر دندونا رو چطوری پر میکنن؟؟؟؟
.
.
.
.
اولش زود تموم میشه ولی اون آخرشو شیش ماه مصرف میکنی!


نوشته شده توسط mahdiiyar در دوشنبه 27 مهر 1394 و ساعت 09:14

ارسال نظر(1)



.:: Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 43077 ::.
.:: Design By :
wWw.loxblog.Com ::.




این وبلاگ صرفا جهت راهنمایی،مشاوره و اطلاع رسانی ساخته شده است.آشنایی با قوانین پناهندگی زیر نظرسازمان ملل
mehdiafsharzadeh@gmail.com




دیالیکت
ستاد مبارزه با چرندیات
فوتبال یعنی
تونل زمان
ایران همیشه سبز
فریدون مشیری
قیصر امین پور
پروین اعتصامی
سید محمدحسین بهجت تبریزی (شهریار)
احمد شاملو
حكيم عمر خيام نيشابوري
اشعار
پاراگراف کتاب
زندگی زیباست
جملات و عکس نوشته های الهام بخش و زیبا برای زندگی
کاتاتونیک
عکاسباشی
کاف
کپشن خاص
جملات ادبی
گوناگون
دلنوشته
به سوی دموکراسی
رگا
هیچ
مهدیاریسم
یک کلام حرف حساب
سبک زندگی
آلزایمر




مهدی افشارزاده
















[Blog_Tags_Title] ,




»تعداد بازديدها: 465
»کاربر: Admin




💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران