.....................



post

 
ﻣﯽ ﺑﻮﺳﻢ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﻡ ﮐﻨﺎﺭ!
ﺗﻤﺎﻡ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺭﺍ!
ﺩﺳﺘﻬﺎﯾﺖ ﺭﺍ . . . . .
ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ . . . . .
ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ . . . .
ﻫﻤﻪ ﺭﺍ . . . . .
ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﺧﻮﺍﻫﺶ . . .
ﺍﯾﻦ ﺩﻡ ﺁﺧﺮ . . .
ﻟﻄﻔﯽ ﮐﻦ
ﻭ ﺩﻫﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﺒﻨــــــــــــــــــــــــــــــﺪ ﻭ ﻧﮕﻮ
ﻗﺴﻤﺖ ﻧﺒﻮﺩ!
ﺧﻮﺩﻡ ﺑﻬﺘﺮ ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﺁﻧﭽﻪ ﻧﺒﻮﺩ
\" ﻟﯿﺎﻗﺖ ﺗﻮ \" ﺑﻮﺩ

نوشته شده توسط mahdiiyar در یکشنبه 05 بهمن 1393 و ساعت 10:06

ارسال نظر(1)


آدمهایی هستند که . . .

هم دی 1393 | 22:52 | نويسنده : *•.¸¸.•*محیا*•.¸¸.•*

عکس و تصویر 18 + . . . . . مردی توی کوپه قطار با یک خانم غریبه ...
 

آدمهایی هستند که خیلی “وجود” دارند.


نمی گویم خوبند یا بد، چگالی ِ وجودشان بالاست.


اصلا یک «امضا» هستند برای خودشان!


افکار، حرف زدن، رفتار و هر جزئی از وجودشان امضادار است.


اینها به شدت «خودشان» هستند.


یعنی تا خودشان نباشند اینطور خاص و امضادار نمی شوند که!


در یک کلمه، «شارپ» هستند و یادت نمی رود «هستن» هایشان را،


بس که حضورشان پر رنگ است و غالبا هم خواستنی.


رد پا حک می کنند اینها روی دل و جانت،


بس که بَلدند “باشند” …


این آدمها را هر وقت به تورت خورد، باید قدر بدانی …


دنیا پر از آن دیگریهای بی امضایی است،


که شیب منحنی حضورشان، همیشه ثابت است !


نوشته شده توسط mahdiiyar در یکشنبه 05 بهمن 1393 و ساعت 10:05

ارسال نظر(0)


دلتنگی

هم مرداد 1393 توسط نجیبه

 


نوشته شده توسط mahdiiyar در یکشنبه 05 بهمن 1393 و ساعت 10:00

ارسال نظر(0)


بیا باهم شنا کنیم....

 

زوج های خوشبخت ,زوج های موفق,زندگی زناشویی

زندگی مشترک مانند دریاییست که گاهی آرام و گاهی پر تلاطم است. زوج های موفق، آنهایی هستند که می توانند شناگران ماهری باشند و از پس موج های گاه و بیگاه بر بیایند.

یکی از مسائلی که همه ی همسران به خصوص در سال های اول زندگی باید آن را خوب درک کنند ، شباهت زندگی مشترک به دریاست.اگر بخواهیم یک زندگی همیشه آرام و بدون هیچ گونه تلاطم داشته باشیم ، در حقیقت ازدواج مان مانند برکه و مردابی می شود که ساکن است و خیلی زود بو می گیرد.

این تفکر اشتباه که برخی از زوج های جوان را درگیر می کند ، از آن جایی ناشی می شود که وقتی بزرگ تر ها برای شان دعا می کنند ، می گویند: الهی خوشبخت شوی! وقتی قرار است برای دختری خواستگار بیاید و یا پسری به خواستگاری برود ، والدینش دعا می کنند : الهی کسی باشد که خوشبختت کند! اینها جملات زیبایی است که بدرقه ی زندگی همه ی ما بوده است اما واقعیت این است که باید کمی آنها را در باورمان تغییر دهیم. شاید بهتر است دعای مان برای کسی که در آستانه ی ازدواج است، این باشد که خدا کمک کند تا بتوانی یک انسان خوب و مناسب پیدا کنی و تمام تلاشت را داشته باشی تاخوشبختش کنی!

اینکه منتظر باشیم کسی بیاید و مارا خوشبخت کند و یا جز برنامه کاری مان بدانیم که دیگری را خوشبخت کنیم ، تفاوت زیادی در نوع نگاه مان و عملکردمان ایجاد خواهد کرد.کسی که در انتظار شاهزاده با اسب سفید و یا دختر شاه پریان است که با ورودش به زندگی او ، همه چیز را تغییر دهد و خوشبختی از آسمان به دامن شان بیافتد ، خیلی زود می فهمد که :
چو عاشق می شدم گفتم که بردم گوهر مقصود ندانستم که این دریا چه موج بی کران دارد!

همه ی ما نه تنها باید در زندگی مان تلاش کنیم تا شناگر ماهری باشیم بلکه گاهی حتی نجات غریق هم شویم و شریک زندگی مان را نفسی دوباره بدهیم اگر در میانه ی راه کم آورد و موج های دریا به او غلبه کرد.

البته طبق اعتقاد ما خوشبختی از آسمان به دامن مان می افتد اما حفظ و نگهداری آن کار سختی است که باید نگاه درستی به زندگی مشترک داشته باشیم تا موفق شویم. وقتی صیغه ی عقد ، بین دختر و پسر خوانده می شود و آن ها زن و شوهر می شوند ،محبت اولیه را خداوند در دلشان می اندازد اما چون سرمایه ای که پدری در اختیار فرزند قرار می دهد و می تواند از بین برود یا چند برابر شود ، این محبت هم می تواند با ندانم کاری ها سوخت شود و اثری از آن نماند یا در طول زمان بر کمیت و کیفیتش اضافه شود.

باید قصه های دوران کودکی را فراموش کنیم که در آنها دو دلداده بعد از مشکلات زیاد به هم می رسیدند و جمله ی آخر این بود که آنها به خوبی و خوشی سال های سال با هم زندگی کردند. به جای این قصه ها ، قصه هایی را بخوانیم از زندگی واقعی، ازاطرافیانمان. همان ها که سال های سال باهم زندگی کرده اند ، سال هایی که اتفاقا همیشه خوبی و خوشی نبوده است.
همه ی ما نه تنها باید در زندگی مان تلاش کنیم تا شناگر ماهری باشیم بلکه گاهی حتی نجات غریق هم شویم و شریک زندگی مان را نفسی دوباره بدهیم اگر در میانه ی راه کم آورد و موج های دریا به او غلبه کرد.

زندگی زناشویی نیاز به شناگران ماهری دارد که برای استخراج گنج تفاهم ، می توانند سال ها در کنار هم شنا کنند و از پس حوادث آن بر بیایند. آنها که برای آفتاب گرفتن در ساحل ،خود را آماده کرده اند، با اولین موجی که به سر و صورتشان بخورد،جا خالی می دهند و در خواست طلاق می کنند.

این تفکر باید بین زوج ها نهادینه شود که قرار نیست همیشه گل و بلبل در کار باشد . و از طرفی باید به فرزندان هم آموزش داد که زندگی مشترک و به طور کلی زندگی دو رو دارد. باید به آنها یاد بدهیم همانطور که نمی توان دنیایی بدون شب و روز را تصور کرد ، در طول زندگی و حتی زمانی که تشکیل خانواده می دهند ، گاهی شب است و گاهی روز!

یکی از دلایلی که آمار طلاق نسبت به گذشته بالا رفته است ، ازدواج افرادی است که تا قبل از آن ، اصطلاحا آب در دلشان تکان نخورده است و جز مدرسه و کلاس کنکور و نیمکت دانشگاه ، کار دیگری انجام نداده اند. آنها با حمایت والدین خود به سر زندگی شان می روند و از فردای مراسم پاتختی که نمایش قدرت دو خانواده تمام می شود ، آنها می مانند و زندگی که باید آن را بسازند و تحمل مشکلاتی که ندارند و داستان تکراری اختلافاتی بر سر موضوعات پیش پا افتاده!

همه ی ما نه تنها باید در زندگی مان تلاش کنیم تا شناگر ماهری باشیم بلکه گاهی حتی نجات غریق هم شویم و شریک زندگی مان را نفسی دوباره بدهیم اگر در میانه ی راه کم آورد و موج های دریا به او غلبه کرد. موردهای زیادی از همسران افراد معتاد هستند که بجای ترک خانه ، می مانند و همسرشان را ترک می دهند و زندگی شان را سر و سامانی دوباره می بخشند. اینها همان شناگران ماهری هستند که چون نجات غریق هم عمل کرده اند. شاید اگر تعریفمان از زندگی تغییر کند ، تعریفمان از زندگی مشترک هم اصلاح شود.

زندگی بودن نیست، زندگی بودن و آسودن نیست،زندگی چون دریاست،سرکشی عاصی و بی سامان است،زندگی زورق سرگردانیست ،که در آن باید زیست،جنگلی انبوه است که پر از شاخه،پر از ساقه،پر از برگ و پر است، ودر آن حیوان ها،همه وحشی همه خوناشامند،همه تشنه همه بی آرامند،زندگی بودن نیست، زندگی بودن وآسودن نیست ، زندگی گذریست ، گذر از دریاها،گذر از طوفانها،گذر از جنگل پر ابهام است ،و ستیز است و گریز،زندگی مزرعه است که در آن باید کاشت،دانه عشق و محبت و عطوفت و وفا،زندگی باغ گلی است که در آن باید چید عشق را عاطفه را،و به گلدان دل خویش نهاد، زندگی زیستن است،عشق ورزیدن است.....


نوشته شده توسط mahdiiyar در یکشنبه 05 بهمن 1393 و ساعت 09:58

ارسال نظر(0)


شهر قرون وسطایی پالمانوا

 

شهر پالمانوا,تصاویر شهر پالمانوا,شهر قرون وسطایی پالمانوا

این شهر باستانی در قرن 16 میلادی بنا شده که در مرز ایتالیا و اسلوونی قرار داشته و از جاذبه های مهم گردشگری در این منطقه محسوب می شود.

شهر باستانی پالمانوا

شهر پالمانوا,تصاویر شهر پالمانوا,شهر قرون وسطایی پالمانوا

شهر باستانی پالمانوا

شهر پالمانوا,تصاویر شهر پالمانوا,شهر قرون وسطایی پالمانوا

شهر باستانی پالمانوا

شهر پالمانوا,تصاویر شهر پالمانوا,شهر قرون وسطایی پالمانوا

شهر باستانی پالمانوا

شهر پالمانوا,تصاویر شهر پالمانوا,شهر قرون وسطایی پالمانوا

 


نوشته شده توسط mahdiiyar در یکشنبه 05 بهمن 1393 و ساعت 09:57

ارسال نظر(0)


اشرافیت جدید آمریکایی

 

اخبار,اخباربین الملل ,نامزدهای جمهوری‌خواه آمریکا


 تحلیل«اکونومیست» از تداوم رقابت «بوش»ها با «کلینتون»ها

زمانی که نامزدهای جمهوری‌خواه برای نخستین بار در ماه اوت به صف شوند تا خود را برای انتخابات ریاست‌جمهوری آماده کنند، احتمالا سه نفر از آنها پدرانشان سابقه چنین تجربه‌ای داشته‌اند. هرکسی که در سال آینده پیروز شود ممکن است با همسر ریاست‌جمهوری سابق مواجه شود. کمی عجیب است که کشوری که براساس جنگ با اصول حکومت موروثی بنا شده است، در برابر این خاندان‌گرایی به این اندازه تساهل و تسامح نشان ‌دهد. زیرا آمریکا هرگز شاه و لرد نداشته است اما باید نگران این موضوع بود که نخبگان جامعه در حال از بین رفتن هستند.

بیل کلینتون یا جورج بوش دیگر؟!
آریستوکراسی سیاسی و اقتصادی، جامعه آمریکا را به کدام سمت می‌برد؟
توماس جفرسون بین اشرا‌فی‌گری طبیعی در دو حوزه مجازی و بالقوه تفاوت‌هایی قائل شده است و گاهی به برکت یک ملت، اشرافیگری تصنعی خیلی پنهانی و در خفا براساس ثروت و تولد در خاندان خاص بازتولید می‌شود. جفرسون از نخبگانی بود بود که می‌توان درخصوص آن بحث کرد.


 وی از پدر زن خود 11 هزار هکتار زمین و 135 برده به ارث برده، اما تمایز خود را با این طبقه حفظ کرده بود.


زمانی که بارون‌های غارتگر، با ترکیبی از نوع‌دوستی خود حسد شاهزاده‌های اروپایی را برانگیختند، فرزندان آنها با اعمال خود و زیاده‌روی در عملکردخود بیانگر این موضوع شدند که این قاره به دلیل آنچه برای زندگی کشف شده است دیگر جایی قابل اطمینان نخواهد بود. جایی که قرار بوده با اطمینان نخبگان خود را بازتولید کند. امروزه نیز آنها متوجه این موضوع شده‌اند. برای اینکه این روزها، پولداران ثروت و دارایی خود را به فرزندانشان منتقل کرده‌اند و آنها نیز متوجه شده‌اند که نمی‌توانند این ثروت را در چند شب در کازینوها به باد دهند.

 

چیزی که شامل مالیات بر ارث نمی‌شود، همانا مغز آنها است. سرمایه‌ ذهنی از دانش اقتصاد نشأت می‌گیرد. کسانی که به مقدار زیادی به این دانش دسترسی داشته‌اند، کسانی بوده‌اند که یک لقمه بزرگ از این شیرینی برداشته‌اند. باید گفت این موضوع به مقدار زیادی حتی قابل به ارث بردن است. نسبت به نسل‌های پیشین، مردان موفق و باهوش با زنان باهوش و موفق ازدواج می‌کنند. چنین روشی برای «جفت» پیدا کردن نابرابری‌ها را تا 25 درصد افزایش می‌دهد و این خانواده‌ها از دو منبع عظیم درآمد بهره می‌برند.

 

فرزندان زوج‌های قدرتمند، با آتیه‌ای محکم در زیر یک سقف محکم هم به‌دنیا خواهند آمد. یک نکته مهم دیگر در این پازل نهفته است. اینکه تنها 1/9 درصد از زنان تحصیلکرده حاضرند بچه به دنیا بیاورند و در مقابل، برای دخترانی که  تنها تا دوره دبیرستان تحصیل کرده‌اند، این رقم به 61 درصد می‌رسد.  در اینجا می‌توان به یک نتیجه قطعی رسید: فرزندان افرادی که تحصیلات عالیه دارند تقریبا در سن 4 سالگی 32 میلیون کلمه بیشتر از فرزندان خانواده‌ای می‌شنوند که در رفاه مطلق هستند. این در حالی است که فرزندان دسته دوم به مدارس عالی می‌روند و در دوران تحصیلات عالیه هم به بهترین دانشگاه‌ها می‌روند.

 

دانشگاه‌هایی که پیش از این نخبه‌پرور بوده هم‌اینک از این پیشینه دور شده است. فرزندان باهوش خانواده‌های فقیر به دلیل شهریه‌های بالا، از حضور در دانشگاه چشم‌پوشی می‌کنند.

 

در این میان دانشجویان طبقه متوسط نیز باید متحمل بدهی‌های هنگفتی شوند تا به دانشگاه‌ها وارد شوند. به ویژه اگر به‌دنبال تحصیلات تکمیلی‌تری باشند تا در شغل دلخواهشان مشغول به کار شوند، این هزینه‌ها چند برابر می‌شود. امروزه، پیوند بین درآمد والدین با تحصیلات عالیه فرزندان در حال تقویت روزافزون است. مردمان باهوش ثروتمندتر می‌شوند و برای فرزندان خود معلمان سرخانه‌‌ قدرتمندی استخدام می‌کنند. برای آنها آموزش و پرورش اهمیت بیشتری نسبت به گذشته دارد، زیرا آنها در پی تقویت قدرت ذهنی خود هستند.


یک جوان که از دانشگاه فارغ‌التحصیل شده است، 63 درصد بیشتر از فارغ‌التحصیل دوره متوسطه درآمد کسب می‌کند. این هم در شرایطی صادق است که هر دو گروه کار تمام‌وقت داشته باشند. برای فارغ‌التحصیلان دوره متوسطه کمتر کار تمام وقت پیش می‌آید. برای کسانی که در راس هرم قرار دارند، از بهترین دانشگاه‌ها جذب بهترین مشاغل می‌شوند.

 

پاداش‌های بالقوه‌، بیشتر از آن چیزی است که تاکنون از آن بهره برده‌اند. این اتفاقات عجیب و غریب دیگر یک رویه محسوس در آمریکا شده است. برای اینکه شکاف بین فقیر و غنی در آمریکا بیش از دیگر کشورهای ثروتمند در دنیا شده است. مشکلی که باراک اوباما در سخنرانی سالانه‌اش در «وضعیت اتحادیه» در بیستم ژانویه به آن اشاره داشت.


نظام آموزشی در آمریکا بیش از هر کشور ثروتمند دیگری به نفع مرفهان کار می‌کند. آمریکا بیش از هر کشور مرفه دیگری، در مدارس مناطق اعیان‌نشین نسبت به مناطق فقیرنشین سرمایه‌گذاری می‌کند. هزینه‌های دانشگاهی نسبت به دهه 1980، رشد 17 برابری داشته است و عمدتا هم صرف امور بوروکراسی دست و پاگیر و ساخت ساختمان‌های پر زرق و برق شده است. بسیاری از این دانشگاه‌ها همچنین طرفدار تئوری «میراث‌خواری» هستند. آنها برای تحصیلات تکمیلی از کسانی حمایت می‌کنند که از ابتدا در دانشگاه‌شان پذیرفته شده‌اند.

 
 راه‌حل این نیست که ثروتمندان را از سرمایه‌گذاری روی فرزندانشان بازداریم، اما می‌توانیم راه‌حل‌های فراوانی برای کودکان باهوشی پیدا کرد که دارای اولیای پولدار و شیک‌پوش نیستند. از همان عنفوان کودکی باید آغاز کرد. زمانی که کودک دارای ذهنی انعطاف‌پذیر است و آماده تاثیرپذیری زیادی است. برای پدران و مادرانی که برای فرزندان خود کتاب و داستان می‌خوانند و با آنها حرف می‌زنند، هیچ جایگزینی نمی‌توان پیدا کرد، اما گاهی یک پرستار کودک خوب می‌تواند مفید واقع شود. به‌ویژه اینکه آمریکا در بین کشورهای دیگر با این معیار، از استاندارد ضعیفی برخوردار است.

 

بهبود مراقبت‌های اولیه از کودکان در فقیرترین محله‌های آمریکا از شاخص خوبی برخوردار نیست و از 10 به یک یا کمی بیشتر از یک می‌رسد. دولت می‌تواند با یک پرداخت سخاوتمندانه این موضوع را حل و فصل کند. بسیاری از مدارس آمریکا ضد شایسته‌سالاری هستند. اتحادیه معلمان که در برابر هر تذکری موضع می‌گیرند مخالف این هستند که معلمان خوب باید پاداش بگیرند و معلمان بد نیز باید اخراج شوند. برای حل این موضوع و رفع رسوایی اختصاص بودجه‌های نابرابر باید سیستم آموزشی مدارس کمتر به سمت محلی شدن آموزش پیش برود.

 

بودجه هر دانش‌آموز باید در سطح دولت تنظیم شود و به سود دانش‌آموزان فقیر تغییر کند. دلارها باید در یک نظام تضمینی  برای شاگردان در مدارس هزینه شوند. با این روش مدارس خوب ترغیب می‌شوند که شاگردان را در جهت رشد بیشتر هدایت کنند، بدترین‌ مدارس هم بسته می‌شوند یا از نو بازسازی می‌شوند. اتحادیه‌ها و احزاب دموکراتیک آنها ممکن است در این‌باره مظلوم‌‌نمایی کنند اما تجربه نشان داده است در مدارسی که به این طریق عمل کرده‌اند، به‌عنوان مثال در نیواورلئان، این انتخاب جواب داده است. در نهایت، باید به مدارس آمریکا افراد شایسته تزریق شود.

 

در این میان تنها تعداد انگشت‌شماری مانند «کلتِک» اعتراف کرده‌اند که باید معیار را بر شایستگی علمی بنا نهاد. تمام مدارس باید از این شیوه تبعیت کنند. همچنین همه کالج‌ها، باید تلاش کنند که پول بیشتری را به دست آورند. باید بساط دوره‌های بی‌کیفیت آنلاین برچیده شود. موسسات آموزشی سنتی نیز باید هزینه‌هایشان قطع شود.

 

دولت نیز می‌تواند درخواست شفافیت بیشتری از دانشگاه‌ها درخصوص فارغ‌التحصیلان داشته باشد. کمرنگ‌کردن پیوند بین تولد و موفقیت می‌تواند آمریکا را بیش از پیش ثروتمند کند. با این سیستم تاکنون استعدادهای بی‌شماری به هدر رفته است. این موضوع حتی می‌تواند ملت را به‌هم بیش از پیش نزدیک‌ کند. بیشتر آمریکایی‌ها فکر می‌کنند که بازی سیاسی یک تقلب است و آنها ممکن است با عوام‌فریبی سیاسی به چپ یا راست متمایل شوند. باید ببینیم راهکار افراد بزرگسال آمریکا یک بیل کلینتون است یا جورج بوشی دیگر.
 

اخبار,اخباربین الملل ,نامزدهای جمهوری‌خواه آمریکا

 

اخبار بین الملل - دنیای اقتصاد


نوشته شده توسط mahdiiyar در یکشنبه 05 بهمن 1393 و ساعت 09:56

ارسال نظر(0)


من با تو...

 

 

ترشحات خوبی هایت
به سنگین ترین نقطه قلبم رسیده است
سبک تر شده ام حالا،مثل پروانه
استشهاد سلولهای بدنم گواهی میدهد
به بیکران شدن روحم در انزوای جسمت
من در ترانه های تو غرق شده ام
جنگ دست و پایم بی فایده است
وقتی روحم را از چنگم در اورده ای
من با تو زنده ام یا مرده ؟

 


نوشته شده توسط mahdiiyar در یکشنبه 05 بهمن 1393 و ساعت 00:58

ارسال نظر(0)


چرا اسرائیل از دشمن بزرگ خود عذرخواهی کرد؟

 

اخبار,اخبار بین الملل ,رژیم اسرائیل

 

"تایمز اسرائیل" معتقد است که مقام‌های اسرائیلی با توجه به افزایش قدرت منطقه‌ای ایران، تصمیم ندارند تا پیش از برگزاری انتخابات پیش‌روی در سرزمین‌های اشغالی دامنه تنش با ایران را افزایش دهند.

روزنامه "تایمز اسرائیل" با انتشار گزارشی تحت عنوان "چرا اسرائیل به‌طور ضمنی از ایران به دلیل حمله در سوریه که به شهادت فرمانده نظامی آن کشور انجامید عذرخواهی کرد؟" اشاره می‌کند که رهبران سیاسی اسرائیلی دل‌نگران امنیت برگزاری انتخابات در سرزمین‌های اشغالی تا پیش از 17 مارس هستند و به همین‌خاطر تصمیم گرفته‌اند تا از شدت تنش با ایران بکاهند.

به گزارش خرداد، این روزنامه اسرائیلی با اشاره به آن‌چه عذرخواهی ضمنی مقام‌های نظامی اسرائیلی از ایران نامیده، ضمن بی‌سابقه‌خواندن این موضوع می‌نویسد: "نفتالی بنت" با انتشار ویدئویی تحت عنوان "عذرخواهی را متوقف" کنید از حمله نظامی نیروهای اسرائیلی در بلندی‌های جولان حمایت کرد.

روزنامه اسرائیلی حایوم نیز از عملیات با افتخار تحت عنوان عملیات "نیروهای ما" یاد کرد. با این حال، زمانی که خبر شهادت یک فرمانده نظامی ایرانی در جریان آن حمله منتشر شد، مقام‌های اسرائیلی سکوت پیشه کردند و در روز سه‌شنبه اسرائیلی‌ها از بزرگترین دشمن خود یعنی ایران عذرخواهی کردند. یک مقام رسمی اسرائیلی که نخواست نامش فاش شود در مصاحبه با خبرگزاری "رویترز" درباره حادثه روی‌داده عذرخواهی کرد و اظهار کرد "قصد این اقدام را نداشته است."

این روزنامه در ادامه ضمن "رقت‌انگیز"‌خواندن تصمیم اخیر مقام‌های نظامی و سیاسی اسرائیلی، عذرخواهی از ایران را نشانه فشار شدید وارده بر رهبران اسرائیلی به‌منظور گسترش دامنه خصومت علیه رژیم اسرائیل پیش و در حین برگزاری انتخابات در سرزمین‌های اشغالی می‌داند.

این روزنامه اسرائیلی در پایان با اشاره به پیش‌روی نیروهای حوثی در یمن اشاره می‌کند که این موضوع باعث تغییر توازن قوا در منطقه به‌نفع ایران می‌شود. "تایمز اسرائیل" معتقد است که مقام‌های اسرائیلی با توجه به افزایش قدرت منطقه‌ای ایران با توجه به رویدادهای در جریان، تصمیم ندارند تا پیش از برگزاری انتخابات پیش‌روی در سرزمین‌های اشغالی دامنه تنش با ایران را افزایش دهند.
اخبار سیاست خارجی - خرداد


نوشته شده توسط mahdiiyar در یکشنبه 05 بهمن 1393 و ساعت 00:51

ارسال نظر(0)


میپرستم

    دو چشم آبی ات را میپرستم / لبا ن عنابی ات را میپرستم
    برای من تو بی تابی مکن یار / که من شادابی ات را میپرستم…


نوشته شده توسط mahdiiyar در یکشنبه 05 بهمن 1393 و ساعت 00:45

ارسال نظر(0)


تاریخ انقضا


نوشته شده توسط mahdiiyar در یکشنبه 05 بهمن 1393 و ساعت 00:45

ارسال نظر(0)



.:: Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 43077 ::.
.:: Design By :
wWw.loxblog.Com ::.




این وبلاگ صرفا جهت راهنمایی،مشاوره و اطلاع رسانی ساخته شده است.آشنایی با قوانین پناهندگی زیر نظرسازمان ملل
mehdiafsharzadeh@gmail.com




دیالیکت
ستاد مبارزه با چرندیات
فوتبال یعنی
تونل زمان
ایران همیشه سبز
فریدون مشیری
قیصر امین پور
پروین اعتصامی
سید محمدحسین بهجت تبریزی (شهریار)
احمد شاملو
حكيم عمر خيام نيشابوري
اشعار
پاراگراف کتاب
زندگی زیباست
جملات و عکس نوشته های الهام بخش و زیبا برای زندگی
کاتاتونیک
عکاسباشی
کاف
کپشن خاص
جملات ادبی
گوناگون
دلنوشته
به سوی دموکراسی
رگا
هیچ
مهدیاریسم
یک کلام حرف حساب
سبک زندگی
آلزایمر




مهدی افشارزاده
















[Blog_Tags_Title] ,




»تعداد بازديدها: 447
»کاربر: Admin




💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران